مدارحسن


+ دشت عرفات وادی معرفت

پهن دشت عرفات وادی معرفت است

 

امین فتحی

استاد حوزه و عضو هیات علمی دانشگاه محقق اردبیلی

 

متن حاضر چکیده سخنرانی استاد در روز عرفه در مسجد سرچشمه اردبیل است که تقدیم حضور علاقمندان می گردد.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اللهم ارزقنا من معرفتک و توفیق طاعتک

واذقنا حلاوت ذکرک و برد عفوک و عجل فی فرج حجتک

 

معرفت خدا، واجب ترین وظیفه انسان

 

امام صادق علیه السلام فرمودند: واجب ترین و لازم ترین وظیفه برای انسان عبارتست از معرفت و چه ناشایست است برای انسان که عمری در ملک خدا زندگی کند و از نعمات خدا استفاده کند اما نسبت به خداوند معرفت پیدا نکند.

سوال:

 چرا معرفت واجب ترین و لازم ترین وظیفه برای انسان در زندگی اش است و چرا ملاک ارزش هر انسان به معرفت است؟

پاسخ:

چون که بین خدا و انسان فاصله ای وجود دارد.(به آن تعابیر مختلفی چون ظلمت، جهل، گره و ... میتوان آورد) و این فاصله را که بین خالق و مخلوق، خدا و انسان هست فقط با معرفت میتوان از میان برداشت.

 


البته ائمه اطهار راه رسیدن به معرفت را نشان داده اند. آقا امیر المومنین در یک بیان زیبا و کلیدی میفرمایند: رحم الله من امرء علم من این و فی این و الی این؟

رحمت خدا شامل حال آن بنده ای می شود که در این سه موضوع اندیشه کند:

1-     از کجاست؟

2-     در کجاست؟

3-     به کجا می رود؟

مفهوم کلام امیر المومنین(ع) این است که هر کس در زندگی اش به این سه موضوع بهایی قائل شود و به آنها فکرکند خداوند با رحمتش دست چنین شخصی را می گیرد و به آن مقصود اصلی می رساند.

تفکر در این سه موضوع که از کجا هستم و در کجا قرار گرفته ام و به کجا خواهم رفت، آغاز معرفت است و معرفت با تفکر در این سه موضوع شروع می شود و حاصل این معرفت انسان را به هدف می رساند.

 

یکی از اسباب معرفت

 

انسان در دنیا همواره محتاج است و نیازهای گوناگون دارد اما در دعای شب عرفه می گوییم که:

الهی یا منتهی کل حاجه

یعنی ای خدا، ای انتهای تمام حاجت ها.

منظور این است انسان هر چقدر حاجت و نیاز دارد اگر برآورده هم بشود، باز نیازمند و تشنه است و تشنگی و نیازش را جز ذات اقدس پروردگار عالم نمی تواند کس دیگری پرکند و برطرف نماید. و این چنین موضوعی که لازم ترین موضوع در زندگی انسان است خداوند متعال با آن نظر لطف و رحمتش اسبابی را قرار داده و راه را باز گذاشته است.

از بارزتریین این راه ها، صحرای عرفات است و دعای عرفه. انسان چه در حج باشد که اعمال و آداب بخصوصی دارد و چه در غیر حج باشد، به هر حال روز  عرفه خود دارای اعمالی است. «دعای عرفه» دعای شناخت پروردگار عالم و دعای شناخت نفس است.

این دعای با عظمت می خواهد زمینه را فراهم کند تا ما با خواندن آن و القای آن در دل نسبت به آن سه موضوع اصلی توشه بگیریم و بهره ای ببریم.

 

عرفات کجاست؟

عرفات، سرزمین توبه

اشک و آه و ناله

پهن دشت عرفات، وادی معرفت است

جلوه گاهی است که در آینه اش، چهره روشن وحدت پیداست

همه در زیر یکی سقف بلند

آسمانی نیلی

به مناجات و عبادت مشغول

اشک بر دیده

غم ها بر دل

بار گناهان بردوش

همه در گریه و در راز و نیاز

عرفات مکانی است که خداوند در چنین روزی به فرشتگان خود مباهات می کند و می گوید:«بندگان مرا ببینید که به حج آمده اند و چگونه اشک می ریزند و ناله می کنند؟»

سرزمینی است که تمام گناهان در چنین روزی در آن جا بخشیده می شود. حتی می فرماید: «فکر این که گناهان در این روز بخشوده نشود، گناه است.»

عرفات چنین جایی است و روز عرفه نیز زمان مناسبی است که زمینه را فراهم می کند تا انسان در مورد آن سه موضوع اصلی فکر کند.

 

اجمالی از مبحث «چه بوده ام»

 

اما برای اینکه آن سه موضوع اصلی روشن شود، من فقط به یک نکته اشاره می کنم و اندکی به موضوع «چه بوده ام» می پردازم.

طبق روایتی که در دست داریم، انسان قبل از این عالم طبیعت، امتحان های مختلف داده است تا اینکه رسیده است به عالم طبیعت. یعنی انسان عوالم مختلفی پشت سر گذاشته و در هر عالم امتحانی داده است. اولین علمی که در آنجا امتحان داده است، عالم نور می باشد. خداوند آن هنگام که خلقت را آغاز کرد، نور خود را تجلی داد و آنگاه گفت، برگردید و این اولین امتحان بود. چون خداوند می خواست مخلوقاتش به سوی خودش برگردند و خلقت از این جا آغاز شد. بعضی از این نورها برگشتند، اما آن دسته ای که برنگشتند، سنگین تر شدند و به عالم ذر هبوط کردند و عالم ذر دومین عالمی بود که انسان به آن وارد شد. انسان در آنجا نیز امتحان داد و در این عالم آن ها که باز موفق نشدند، خداوند از آن ها پیمان گرفت و آیه شریفه «الست بربکم...» نیز اشاره به همین پیمان است و تا اینکه به عالم جنت می آید و در آن جا نیز انسان امتحان می دهد و بعد از هبوط از جنت به عالم طبیعت می رسد.

 

هدف از زندگی در دنیا

 

اما هدف از این که انسان می خواهد به عالم طبیعت بیاید چیست؟

آن عالم هایی که عالم های نورانی تر بودند، چطور شد که نتوانست در آن جا خدا را بشناسد، اما چگونه می تواند در این عالم که غلیظ ترین عالم و ظلمانی ترین عالم است، خدا را بشناسد؟ و این خود جای سوال است.

پاسخ این است که خداوند هر آن چه که در درون و در وجود انسان بود به عالم بیرون تجلی داد و چنین بود که تمام هستی پدیدار شد.

« و بکلمتک التی خلقت بها السموات و الارض...»

این که خداوند متعال می فرماید: زمین ها و آسمان ها را مسخر تو گردانیدیم، تمام موجودات، حیوانات و دریاها و کوه ها و ... را مسخر انسان گردانیدیم، نشانگر این واقعیت است که همگی، جلوه ای از وجود انسان است. همه اینها و تمامی عالم برای انسان است تا با نگریستن و اندیشه در آن ها خود را بهتر بشناسد.

برای همین است که خداوند می فرماید: انسان می تواند همه این ها را تسخیر کند، چون که تمامی هستی جزئی از وجود خود انسان است.

 

آتش عشق

 

وقتی که خداوند در عالم ذر می خواست انسان را امتحان کند، او را با آتش امتحان کرد. اما عالم ذر که مانند این عالم نبود. پس آتشش هم نمی تواند مانند این آتش که ما می شناسیم باشد. بلکه آن آتش، آتش عشق خداوند بود.

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد

عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

خداوند با محبت خودش، با آتش عشقش همه را در سه مرحله امتحان کرد.

مرحله اول، مرحله «محبت»

و مرحله دوم، مرحله «شوق»

و مرحله سوم، مرحله «قربانی شدن» و فنا شدن در عشق خداوند است.

(یک نکته را هم عرض کنم که عشق واقعی به غیر خدا مصداق ندارد بقیه پایین تر از عشق است، مثلا محبت است یا عشق مجازی است)

نتیجه این سه مرحله امتحان های مختلف آن شد که انسان های مختلفی بوجود آمدند. این که در قرآن تعبیر به متقین، مومنین، صادقین، مخلصین، ظالمین و ... می شود در سایه این سه مرحله امتحان است که در یک تقسیم کلی به سه دسته سابقون، اصحاب یمین و اصحاب شمال تقسیم می شوند.

بعد که انسان ها روی زمین آمدند بر اساس آن گذشته خویش، دوباره دراین دنیا امتحان می دهند.

سوال:

انسان با آن گذشته اش چگونه می تواند واقف شود و آن مراحل و عوالم را چگونه می تواند بشناسد؟ (چه بوده ام؟)

جواب:

 با دعای عرفه در روز عرفه و در صحرای عرفات.

 

از آدم صفی الله تا ابراهیم خلیل الله

 

جالب اینجاست که این مرحله ها (مراحل معرفت) چند قسم است که ما مصداق بارزش را در انبیای الهی می بینیم. در قرآن کریم به چهار مرحله این معرفت اشاره شده است. بدون استثناء تمامی انبیاء به سرزمین مقدس مکه و به صحرای عرفات قدم گذاشته اند. یعنی چه؟ یعنی بدون عرفات نبی نمی تواند به جایی برسد. اما معرفت همه انبیاء به یک اندازه نبود.

 

مرحله اول:

 

حضرت آدم است. آدم صفی الله که به کوه صفا هبوط کرد و حوا به کوه مروه. سعی بین صفا و مروه در این مرحله برای آدم، معرفت و شناخت زوجه و یک نوع معرفت ابتدایی است. سعی بین صفا و مروه ی هر یک از انبیای الهی معنی خاص خودش را دارد.

 

مرحله دوم:

 

به حضرت نوح که می رسد معرفت یک قدم بالاتر می رود. نوح در این صحرا چه می کند؟

(به همه این ها در دعای شب عرفه نیز اشاره شده است)

حضرت نوح می آید و یک قدم بالاتر می گذارد و برای رهایی از طوفان کشتی می سازد. کشتی نوح هر چند که یک واقعیت تاریخی است، اما برای ما انسانها که امت آخر الزمان هستیم تمثیل است از یک حقیقت. یعنی ای انسان هایی که از آدم و حوا به وجود آمدید و در روی زمین منتشر شدید، بدانید که دنیا دریایی است. دریایی طوفانی! و نجات یافتن از آن غیر ممکن است مگر آنکه به کشتی سوار شوی و این کشتی چیست، خود معنایی عمیق دارد. پس این نیز یک مرحله از معرفت است.

 

مرحله سوم:

 

به حضرت موسی می رسد. حضرت موسی با عمل خود این نکته را میخواهد به ما تفهیم کند و خداوند می خواهد به آنان که در آینده خواهند آمد، آنان را متوجه این نکته کند که تنها به کشتی سوار شدن کافی نیست. علاوه بر اینکه سوار کشتی شدی باید از دست فرعون نفس خود را نجات دهی که همیشه همراه انسان است.

 

مرحله چهارم:

 

می رسد به حضرت ابراهیم و آن چیست؟

حاضر شدن در منی و قربانگاه. اما خودش قربانی نمی شود. بلکه می خواهد فرزندش را قربانی کند. این نیز مرحله ای فراتر از سه مرحله قبلی است.

 

معرفت امام حسین علیه السلام

 

یا حسین! آن چه خوبان همه دارند تو یک جا داری...

تمامی این مراحل معرفت بطور کامل در دین مبین اسلام و بصورت دقیق تر و عمیق تر در اهل بیت (ع) و بطور مشخص در امام حسین (ع) و در روز عاشورا متجلی می شود.

 

آقا اباعبد الله الحسین (ع) آن وقتی که در عالم ذر به مرحله «قربانی شدن» رسید، همان مرحله را می خواهد در روی زمین عملی کند. لذا می بینیم که حج اباعبد الله یک طرف و حج تمام انسان های گذشته و حال و آینده یک طرف!!

همه انسان ها، انبیاء و اولیا باید تمامی مراحل حج را بگذرانند، از جمله حلق و تقصیر و ... یعنی باید آن چیزهای اضافی را کنار بگذارند و بعد به وادی معرفت قدم بگذارند و به صحرای عرفات بروند و دوباره از آن جا برگردند و اعمال حج شان را تمام و تکمیل کنند. اما حج حسین(ع)  چنین نیست. امام حسین (ع) دوباره برنمی گردد. بلکه با قضا و قدر خداوند ماجرا چنان اتفاق می افتد که ایشان از آن جا حرکت می کند به سوی کربلا و به سوی قربانگاه!

آقا اباعبد الله الحسین در دعای عرفه که دعای خودشناسی آقا است، سرگذشت خودرا در آن دعا بیان می فرماید و روی مبارکشان را به سوی کعبه برمی گردانند. چنین آغاز می کند و خدا را سپاس می گوید: الحمد لله الذی لیس لقضائه دافع...

با این جمله می خواهد بگوید: من به سوی یک قضای و قدر حتمی حرکت می کنم...

و بعد نعمات خداوند را می شمارد که الهی تو به من دندان خلق کردی و ...

و بعد اشاره می کند به قضایای کربلا و روز عاشورا (البته این ها را غیر مستقیم بیان می کند) تا می رسد به آخرش. یعنی امام با این دعا در چنین روزی می خواهد آینده خود را برای مردم بیان کند.

چرا؟ چون که امام آگاه به گذشته و حال و آینده است. هیچ یک از انسان ها به مرحله معرفت امامان نمی رسند.

 

معرفت امامان چگونه است؟

 

آقا امام صادق (ع) به یکی از یاران می فرمایند:

 آیا امتحان عالم ذر را به یاد می آوری؟

می گوید: خیر

حضرت می فرمایند:

«گویا که الان اتفاق افتاده باشد، عالم ذر جلوی چشمم است.»

یعنی انسانی که به معرفت نفس رسیده، گذشته اش را نیز می شناسد.

اگر در بیان ائمه (ع) دقت کنیم می بینیم گه چگونه گذشته شان را بیان می کنند.

حضرت صادق (ع) می فرماید:

«خداوند ما را از نور عظمتش خلق کرد.»

نمی گوید که «روایت است» یا از کسی نقل نمی کند بلکه خودش می گوید. یعنی در خاطرش است.

 

سوال:

آیا ما هم می توانیم به آن گذشته مان دست پیدا کنیم؟!

پاسخ:

آری!

مراحلی را که در عالم نور و عالم ذر و عالم جنت بود تا می رسد به روی زمین، امام (ع) به همه اش آگاه است. مثل کف دستش. مثل روز روشن. و حتی در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد، همه را می داند و در دعای عرفه بیان می فرمایند.

لذا در جبل الرحمه بعد از دعای عرفه، عوض این که برگردند و اعمال حج شان را تمام کنند به طرف کربلا ره می سپارند.و لذا حج حسین(ع) با قربانی شدن کامل می شود.

امامان فقط برای هدایت مردم آمده اند. آن ها انسان های هادی هستند.

انسان هادی می آید تا به انسان هابط (انسانی که فطرتش پوشیده شده و به زمین هبوط کرده است) کمک کند و دستش را بگیرد. ارجحیت ائمه به سایر انسان ها مثل طبیب و پزشک است که برای علاج مردم به زندان وارد می شود اما خود زندانی نیست. بلکه برای طبابت آمده است.

ما در این زندان دنیا، مریضیم. مریض نفس. مریض جهالت. امامان به خاطر طبابت و هدایت و رهایی ما به این عالم آمده اند.

 

امام حسین (ع)، بر افرازنده پرچم سرخ توحید

 

امام حسین (ع) در عالم ذر، در آن امتحانی که داده بود بر اساس آن به روی زمین می آید تا در روی زمین نیز آن را پیاده کند.

مگر امتحان امام حسین (ع) در عالم ذر چه بود؟

در روایت است که در عالم ذر از طرف خدا امر شد که پرچم سرخ توحید باید برافراشته شود. آقا رسول الله اشاره کردند به حضرت اباعبدالله الحسین(ع). هرچند که خودشان می توانستند بردارند، اما چنین نکرد. (این ها درجه نیست، اما یک نوع فضیلت است) و این فضیلت رسید به آقا اباعبدالله الحسین علیه السلام. و این حسین(ع) بود که در عالم ذر پرچم سرخ توحید به دست او برافراشته شد. لذا می بینیم که در روی زمین نیز پرچم سرخ را همان شخصی که در عالم ذر به مرحله «قربانی شدن» رسیده بود برافراشته می کند.

اصلا دعای عرفه، شناخت فلسفه عاشوراست. و امام حسین(ع) پرچم دار آن!

در بعضی از کشورها هرچند که شاید از اهل بیت شناختی نداشته باشند، اما در دنیا هیچ کشور و هیچ شهری وجود ندارد که امام حسین(ع) را نشناسند. تنها امامی که در بین تمامی انسان ها در اکثر نقاط دنیا شهرت جهانی دارد، حضرت اباعبدالله الحسین است.

ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه

(کشتی نوح که گفته شد چه بسا حقیقتی از کشتی نجات اهل بیت(ع) و اصل ولایت و امامت و در راس آن ها معرفت و حب حضرت امام حسین است...)

 

یا حسین!

تو در این دشت چه خواندی که هنوز

سنگ های جبل الرحمه از گریه تو گریانند

عشق را هم زتو باید آموخت

و مناجات و صمیمیت و عبودیت را

در دعای عرفه

تو چه گفتی؟

تو چه خواندی که هنوز

تب عرفان تو در پهنه این دشت به جاست

پهن دشت عرفات، وادی معرفت است...

 

هذا من فضل ربنا

سبحان ربک رب العزه عما یصفون

و سلام علی المرسلین

والحمد لله رب العالمین

نویسنده : منیره بایرامی فرجود ; ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٢٦
comment نظرات () لینک