مدارحسن

 

 

آن کتاب پاکان

جستاری در معنی و مفهوم «الکتاب» در آیه دوم سوره بقره

چاپ شده در فصلنامه مطالعات قرآنی، شماره 25 (بهار 1395)

 امین فتحی -عضو هیأت علمی دانشگاه محقق اردبیلی

چکیده

«آن کتاب» چیست؟ و چه ماهیتی دارد؟ از دیدگاه مفسران و اهل‌نظر دارای مفاهیم و مصادیق مختلفی است، که این تحقیق درصدد تبیین این دیدگاه است که یکی از مصادیق اصلی آن، کتابی است فراتر از قرآن عربی و در دسترس همه، بلکه قرآنی است کریم که فقط مطهران به آن دسترسی دارند، آن کتاب حد فاصل میان لوح محفوظ و قرآن عربی می‌باشد. و بخاطر فهم و تعقل بشری تنزل یافته و در دسترس عموم قرار گرفته است.

آن کتاب ریشه و اصل همه کتاب‌های آسمانی است، که به تناسب زمان‌ها و مکان‌ها و در مراحل مختلف رشد عقل بشری بر انبیاء نازل شده است و قرآن کریم مصداق جامع و کاملی از آن کتاب آسمانی است که در آخرین مرحله از مراحل ادیان بر افضل و خاتم پیامبران، نبی‌مکرم اسلام(ص) نازل شده است. تا بشریت کی و چه مقدار از این کتاب استفاده کرده تا با رشد عقلی زمینه و بستر مناسبی جهت ظهور آخرین وصی(عج) و استفاده از آن کتاب آسمانی فراهم آید.

واژگان کلیدی: کتاب مبین- الکتاب- قرآن- ذلک الکتاب.

 


مقدمه

مشارالیه ذلک در «ذلک الکتاب» از نظر مفسرین مصادیق مختلفی از قبیل: کتاب خلقت، کتاب حوادث هستی، کتاب هدایت، کتاب سرنوشت، و قرآن دارد، مشهورترین دیدگاه همان «قرآن کریم» می‌باشد. این مقاله درصدد تقویت و اثبات این دیدگاه است که ما با سه کتاب طولی  با دو نزول مواجه هستیم : ام الکتاب، کتاب مبین و قرآن عربی مبین.  و منظور از "آن کتاب"، همان "کتاب مبین " است که مبدأ و منشأ کتاب‌های آسمانی می باشد واین سه کتاب در طول هم بوده و مراتب مختلف یک حقیقت می باشند و " مصحف امام علی(ع) " و "کتاب جامعه "، صورتی زمینی و مکتوب و در عین حال ،معنوی از آن کتاب می باشد.

پیشینه بحث

با بررسی هایی که انجام گرفت، «آن کتاب» بصورت مستقل مورد بحث قرار نگرفته است،از تفسیرهایی که بیشتر و مبسوط‌تر به این موضوع پرداخته‌اند می‌توان به "تفسیر القرآن‌الکریم "نوشته مرحوم علامه شهید مصطفی خمینی و"تفسیر تسنیم"و "تفسیر موضوعی قرآن" اثر آیت‌ا... جوادی آملی اشاره کرد.

روش تحقیق

یکی از شیوه های مطالعه در قرآن کریم و آیات الهی، تدبر می باشد. "تدبر" به معنای " با اندیشه پی کاری رفتن و تامل در آیه پس از آیه دیگراست"(تاجدینی،1381: 134). روش گردآوری اطلاعات در این تحقیق کتابخانه ای و اسنادی و براساس تدبر درآیات ، وبه روش  تفسیر قرآن با آیات قرآن است. و اگر به روایت و یا اقوالی نیز استناد شده از باب تأیید مطلب است.

 


اعراب و معانی مختلف آیه‌ی شریفه (از لحاظ ادبی):

"ذا" مبتدا و "الکتاب" بدل یا عطف بیان و " لاریب فیه" خبر بوده و " هدی" خبر دوم است(صافی، 1 : 33).و یا "الم" مبتدا و " ذلک الکتاب" خبر آن(صادقی تهرانی،1388، 1 : 35). و ممکن است "هدی للمتقین" خبر مبتدای محذوف(هو) (طوسی، 1: 54) و یا مبتدا بوده و خبرش "فیه "باشد( ابن الانباری، 1 : 45). واحتمال دارد " لاریب فیه " جمله حالیه باشد (طالقانی،1362، 1 : 51). جملۀ معترضه محلی از اعراب ندارد،ولی جملۀ حالیه نقش دارد و محلاً منصوب است(ممتحن،1387: 65).

یک-آن همان کتاب کاملی است که هیچ شکی در [حقانیت] آن نیست (و) ... (قمی‌المشهدی، 1366، 104).

دو- آن حقیقت کتابیاست که [پروردگار عالم نوشته و] در [حقانیت] آن هیچ شکی نیست... (خمینی، 1362، 232).

سه- این قرآن، همان کتاب [کاملى] است که در آسمانى بودنش هیچ تردیدى نیست و...(صفوی، 1390).

چهار- آن (همان) کتاب است (که) در (حقانیت) آن هیچ شک مستندی نیست...(صادقی تهرانی،1388).

پنج- این کتاب بلند مرتبه موجب شکی در آن نیست هدایت است برای پروا پیشگان(طالقانی،1362، 1 : 48).

شش-این کتاب با عظمتى است که شک در آن راه ندارد، و مایه هدایت پرهیزکاران است(مکارم شیرازی،1384).

هفت - این کتاب در آن شکى نیست و راهنماى پرهیزکاران است(طیب،1386، 1 ).

 

کتاب

کتاب در لغت برجمع حروف (احمدبن فارس،1404 ، 158) و نظم یک چیز((خمینی، 1362، 232) و نیز تثبیت مفاهیم و تحقق محتویات نیت و قلب و اندیشه (مصطفوی، ،1368،21).اطلاق می‌شود.

 

و از نظر کلمه «مصدر» است [نوشتن] که از باب مبالغه بر مکتوب [نوشته شده] اطلاق می‌شود (جوادی آملی، 1383،132) چه کتابت حسی یا عقلی چه به وسیله مداد ... یا فرشته و یا نفس، به واسطه‌ی فیض الهی، کتاب به تصویر کشیدن حقایق است(عظیمه، 1380،503 ).

بنابراین اطلاق کتاب برامورغیرمادی و نفس انسانی و برجهان هستی نیز م‍َجاز نخواهد بود. لذا برکلام الهی نیز کتاب گفته می‌شود (خمینی، 1362، 232).

«کلمه "کتاب" دربسیاری از موارد در قرآن کریم بر مجموع شرایعی که بر مردمی واجب شده و در آنچه از عقاید و اعمال اختلاف داشته اند داوری می کرده اطلاق شده است.واطلاقش بر این معنا خود دلیل بر این است که کتاب مشتمل بر وظایفی اعتقادی و عملی است که باید به آن معتقد شده و عمل کنند».(شمس1384،2،425 ).

برخی از کاربردهای کتاب در قرآن:

کتاب در قرآن به معنی و مفهوم زیادی بکار رفته که به ده نمونه آن اشاره می شود:

الف) کتب آسمانی:  و انزل معهم الکتاب بالحق. (بقره/213) .

ب) قرارداد مهلت مقرر-اجل : ... حتی یبلغ الکتاب اجله. (بقره/235) و(حجر-4).

ج)  نامه : ... انی القی الی کتاب کریم. (نمل/29) .

ح) نامه اعمال : فاما من اوتی کتابه بیمینه. (انشقاق/7) .

خ) کتاب عادی : وما کنت تتلو من قبله من کتاب...(عنکبوت/48).

د) مرجع کتابهای آسمانی : وانه فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم.(زخرف/4).

ذ) واجب، فریضه : ان الصلواه کانت علی المومنین کتابا موقوتا. (نساء/103).

و) کتاب علم آفرینش الهی : قال علمها عند ربی فی کتاب... (طه/52).

ه) حکم و قضای الهی : لولا کتاب من الله سبق لمسکم فیما اخذتم عذاب عظیم. (انفال /68).

ی) مقام یکپارچگی قرآن (قرآن حکیم) : الر کتاب احکمت آیاته ثم فصلت من لدن حکیم خبیر.(هود/1).

 

1)  ام‌الکتاب

کتاب ، گاهی هم معنی و هم ردیف با «لوح محفوظ»، «ام الکتاب» ونیز «کتاب مکنون» است ،(چنانکه عقیده بسیاری از صاحبنظران از جمله علامه طباطبایی و آیت الله جوادی آملی است).

یک- بل هو قرآن مجید فی لوح محفوظ (بروج/ 22)

دو- و انه فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم (زخرف/4)

(و همواره آن (قرآن) در کتاب اصلی (علم ربانی) نزد ما بسی والا و پرحکمت و فشرده است) .(صادقی تهرانی، 1382،489).

«و مراد از ام الکتاب ،  لوح محفوظ است ، همچنان که آیه" بل هو قرآن مجید فی لوح محفوظ "به آن تصریح دارد .و اگر لوح محفوظ را ام الکتاب نامیده ، بدین جهت است که لوح محفوظ ریشه تمامی کتب آسمانی است ، و هر کتابی آسمانی از آن استنساخ می‏شود و اگر کلمه قرآن را مقید به قید ام الکتاب و لدینا کرد... برای این بود که بفرماید قرآن همان کتابی است که نزد ما است ، نه اینکه بفرماید قرآن دو تا است یکی نزد ما و یکی هم نزد دیگری.. .نسبت بین قرآنی که نزد ما است و آنچه در ام الکتاب است نسبت مثل و ممثل است ، مثل هم عین ممثل هست ، اما آن کس که چیزی برایش ممثل شده ، از آن ممثل به جز مثل را نمی‏فهمد و راهی برای درک حقیقت ممثل ندارد.(طباطبایی، ،1360،18،124).

 

سه- انه لقرآن کریم . فی کتاب مکنون . لا ی‍َم‍َس‍ُّه‌ُ ال‍ّا المطه‍ّرون . تنزیل من رب العالمین.(واقعه 77 تا 80).

تـنـزیـل مـن رب العـالمـیـن،وصـف دیـگـرى اسـت بـراى قـرآن، و کـلمـه تـنـزیـل مـصـدرى اسـت بـه مـعـنـاى اسـم مـفـعـول، یـعـنـى نـازل شـده، پـس قـرآن کـتـابـى اسـت نـازل شـده از نـاحـیـه خـدا بـه سـوى شـمـا، آن را نـازل و در خـور فـهـم شـمـا کـرد، تـا آن را بـفـهـمـیـد و تعقل کنید، بعد از آنکه کتابى بود مکنون که جز پاکان کسى با آن مساس نداشت و در این آیات شریفه از آن کتاب سه توصیف شده است:

  1. 1.              قرآنی کریم است.
  2. 2.              محفوظ از دگرگونی و تبدیل است.
  3. 3.              دور از دسترس اغیار و ناپاکان بوده و جز پاک‌شدگان برآن دسترسی ندارند.( طباطبائی، 1360،282).

البته اگر «کتاب مکنون» هم ردیف با «لوح محفوظ» گرفته شود برگشت ضمیر «لا یمس‍ّه» به کتاب مکنون مشکل خواهد بود. چون باتوجه به مقام رفیع لوح محفوظ، مس آن اگر ممکن باشد محفوظیت بی معنی می‌شود(دقت شود) بلکه ضمیر به قرآن کریم برمی‌گردد.

«استادعلاّمه طباطبایی(قدس سره) در تفسیر وزین المیزان فرموده اند: " قرآن کریم دو مرتبه نازل شده، مرتبه‏ای از آن بسیط و یکپارچه و مصون از تغییر است و مرتبهٴ دیگرش به صورت تفصیلی و غیر بسیط است و صلاحیّت تغییر و تحوّل به گونهٴ ناسخ و منسوخ و مانند آن را دارد و آنچه در شب قدر بر قلب مطهّر رسول اکرم(ص)نازل گردیده، همان مرتبهٴ بسیط قرآن است و آنچه که طی دوران رسالت بر آن حضرت‏ نازل شد، همان مرتبهٴ تفصیلی و غیر بسیط قرآن است ]…المیزان، ج 2، ص 18 ـ 15[ این تحقیق ایشان اگرچه با بعضی از شواهد قرآنی و روایی قابل تطبیق است ، لیکن باید عنایت نمود که نزول قرآن کریم در شب قدر نمی تواند به صورت بسیط محض باشد، زیرا به فرموده خود قرآن، شب قدر شبی است که هر امر حکیم و یکپارچه ای تفریق و تفصیل می یابد.... قرآن کریم دارای سه مرتبه : عالی، متوسط و نازل است. مرتبه عالی همان ام الکتاب و کتاب مکنونی است که در مقام لدن می باشد، مرتبه متوسط همان است که در دست فرشتگان مقرب است ، و مرتبه نازل آن عین قرآنی است که لازمه اش الفاظ و مفاهیم است و به صورت عربی مبین تنزل یافته است... بنابراین ،آنچه در شب قدر نازل گردیده مرتبه متوسطی است...(جوادی آملی1381/73).

 

کتاب ، گاهی نیز به حقیقتی پائین‌تر از لوح محفوظ یعنی «الکتاب» اطلاق می‌شود:

 

2)  الکتاب

کتابی است مقدس و ملکوتی که همه‌ی احکام ، مقررات ، آداب و مسائل مورد نیاز مردم به صورت یکپارچه  در آن ثبت شده است، کتابی آسمانی و ب‍ُعد باطنی و حقیقت قرآن.

از این کتاب در قرآن با تعبیرهای مختلف :  «کتاب مبین»، «القرآن»، «قرآن کریم»، «قرآن مجید»، « قرآن حکیم»، «القرآن العظیم» ، «الکتاب» و «کتاب الله» یاد شده است:

1-             و الکتاب المبین-انا جعلناه قرآنا عربیا لعلکم تعقلون(زخرف 2 و3)..

«... کتاب در نزد ما در لوح محفوظ مقامی رفیع دارد و دارای إحکام و إتقانی است که به خاطر همان مقام رفیع ، عقول دسترسی بدان ندارد ، و ما آن را نازل و در خور درک عقول کردیم ، یعنی آن را خواندنی و عربی کردیم ، باشد که مردم آن را بفهمند . (طباطبایی، ،1360،18،124).

2-             و ما من غائبةِِ فی السماء و الارض الا فی کتاب مبینٍٍِِ (نمل/75).

«... به راستی خدا فرماید: "هیچ نادیده نباشد جز آنکه در کتاب مبین باشد" بعد فرموده است : " سپس به ارث دادیم کتاب را به آن کسانی که برگزیدیم از بندگان خود" مائیم که خدای عزوجل مارا برگزیده است و به ما به ارث داده آن کتابی را که در آن شرح و بیان هر چیزی است" امام کاظم(ع)».(کلینی،1387،2،201).

3- انه لقرآن کریم (واقعه/77).

4- بل هو قرآن مجید (بروج/22).

5- والقرآن الحکیم (یس/2).

6- لقد آتیناک سبعاً من المثانی و القرآن العظیم (حجر/87).

«... ما وارث این قرآنیم که در آن است آنچه کوهها را به گردش بیاورد و کشورها را قطع مسافت کند و مرده ها بدان زنده شوند. امام کاظم(ع)».(کلینی،1387،2،201).

7- ... قل کفی بالله شهیدا بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب (رعد/43) .

از امام باقر(ع) درتفسیر این آیه شریفه روایت شده است که فرموده اند: «مقصود ما]اهل بیت[هستیم و علی(ع) اول و افضل و بهتر ما ائمه است پس از پیامبر(ص)».( کلینی،1387،2،211).

8- واولوالارحام بعضهم اولی ببعض فی کتاب الله... (انفال/75).

از امام صادق(ع) روایت شده که می فرمود: «به راستی در نزد ما است  آنچه با وجود آن نیازی به مردم نداریم و در حقیقت مردم به ما نیاز دارند و به راستی که در نزد ما کتابی است از املاء رسول خدا(ص) و به خط علی(ع) که در آن هر حلال و حرامی ثبت است...» (کلینی،1387،2،243).

پس ، «الکتاب» در موقعیتی پایین‌تر از لوح محفوظ و بالاتر از قرآن است و اصل و حقیقت همه‌ی کتاب‌های آسمانی و قرآن است.

« مرحله عالیه قرآن همان است که در دست فرشتگان" کرام برره " است : "بایدی سفرهَ.کرام برره" [عبس/15و16] و مرحله نازله اش "لدی الناس" وبه لفظ عربی مبین ظهور کرده است... در آنجا که می فرماید :"هذاالقرآن"[اسراء/9] سخن از هدایت است و پس از آنکه می فرماید: "ذلک الکتاب" سخن از غیب است ... و این نشانگر آن است که قرآن غیب و مکنونی دارد».( جوادی آملی،1381،36).

استاد جوادی آملی در بحث از موضوعی دیگر ، آورده اند: «از این مرحله بالاتر]کتاب محو و اثبات[ ، کتاب مبین و از آن والاتر ام الکتاب است».(ج8 ص49).

از آن کتاب در مراحل مختلف رشد افکار بشری و به تناسب زمان‌ها و مکان‌ها به انبیاء داده شده است. دق‍ّت در آیات زیر گویای همین واقعیت است:

- فقد آتینا آل ابراهیم الکتاب و الحکمة ... (نساء/45)

- و لقد آتینا بنی اسرائیل الکتاب ... (جاثیه/16)

- و لقد آتینا موسی الکتاب ... (بقره/87)

- نز‌ّل علیک الکتاب... (آل عمران/3).

دراین آیات و موارد مشابه آن، در ارتباط با پیامبر اعظم اسلام(ص) تعبیر «نز‌ّل» یا «انزل» به کار رفته است اما در بقیه موارد تعبیر «آتینا» آمده است.

برخی آن کتاب را تکوینی دانسته اند: « کتاب حق بر دو قسم است تکوینی و تدوینی (کتب نازل شده بر انبیاء(ع))، تکوینی نیز آفاقی و انفسی است مصادیق کتب آفاقی را می‌توان «ام‌ الکتاب»، «کتاب مبین» و «کتاب محو و اثبات» نام برد». (دهباشی، 1368: 89).

ولی آن کتاب نه فقط کتاب تکوینی ، بلکه یک نوع کتاب تشریعی هست ،اما در مقامی بلند و فشرده، و به خاطر فهم مردم نازل گشته و متمایز شده است:

ë کتاب‌ٌ ا‌ُح‍ْکمت آیاته ثم‌ّ ف‍ُص‍ّلت من لدن حکیم خبیر (هود/1).

(این کتابی است که آیات آن استحکام یافته سپس از جانب حکیم آگاه، مفصل و جداسازی شده است.)

تفصیل آیات یعنی اجزاء آن را از یکدیگر جدا کرده و با نزول آن درخور فهم شنونده نماید تا مخاطب معانی آن را فهمیده و مقاصدش را تعق‍ّل نماید. ( طباطبائی، 1360،282).

 

2-1- الکتاب ومراحل ادیان الهی

مجموع کتب انبیاء را که اصل و ریشه‌ آنها همان کتاب (الکتاب) است به چهار مرحله می‌شود تقسیم کرد:

  1. 1.              مرحله‌ی دعایی که سنبل و نماد این مرحله حضرت داوود(ع) و کتاب زبور است.
  2. 2.              مرحله‌ی شریعت که سنبل و نماد این مرحله حضرت موسی(ع) و کتاب تورات است.
  3. 3.              مرحله‌ی طریقت که سنبل و نماد این مرحله حضرت عیسی(ع) و کتاب انجیل است.
  4. 4.              مرحله‌ی حقیقت که سنبل و نماد این مرحله حضرت محمد(ص) و کتاب قرآن است.

2-1- نکات مربوط به مرحل ادیان:

الف- در قرآن فقط نام همین چهار کتاب آسمانی به عنوان اسم خاص آمده است ، علاوه بر قرآن در دعای عهد، دعای عرفه و در دیگر ادعیه و روایات نبی اکرم(ص) نیز فقط نام این چهار کتاب آمده است.

ب- این مراحل بیانگر سیر تکاملی ادیان است، یعنی ادیان الهی در طول هم هستند، نه در عرض هم. وبنابراین ریشه‌ی حل موضوع تکثر گرایی دینی(پلورالیسم) در همین نکته نهفته است، متأسفانه امروزه در جهان ، خوشبینانه‌ترین برداشت‌ها از ادیان الهی، پلورالیزم دینی به مفهوم در عرض هم بودن ادیان است. در حالی که واقع‌بینانه‌ترین برداشت در طول هم بودن ادیان می باشد، یعنی ادیان الهی حق اند اما در زمان خود و بدبینانه‌ترین برداشت‌ هم این است که هر دینی فقط خود را برحق می‌داند و دیگران را از ریشه باطل.

ج- از انبیاء اولوالعزم حضرت نوح(ع) در مرحله دوم(شوری/13)، و حضرت ابراهیم(ع) در مرحله‌ی چهارم قراردارند. لذا در قرآن کریم از حضرت ابراهیم تحت عنوان «حنیفاً مسلماً» و از آیین اسلام به عنوان «مله ابیکم ابراهیم» یاد شده است.

د- سه مرحله‌ی ادیان مقدمه‌ای بر دین اسلام بوده و اسلام همه‌ی آن مراحل را داراست. لذا در قرآن هم دعا هست، هم شریعت و هم طریقت و نیز حقیقت، یعنی در سایه‌ی زلال قرآن است که به حقیقت هستی می‌شود رسید.

و- از آن کتاب «الکتاب» به مراحل قبلی داده شده اما همه‌ی آن کتاب در مرحله‌ی چهارم تنزیل شده است:

 

 

 

 

 

 

 

 


3) قرآن

قرآن مرحله‌ی فرودین و صورت نازله و کامل آن کتاب است. «و هیچ مانعی نیست که در تمامی آیات و حروفات قرآن همه‌ی آن حقایق هستی به صورت اشاره و اجمال و رمز بیان شده باشد، چطور چنین نباشد در حالی که قرآن به این امر تصریح کرده است: «و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمه .. »(خمینی، 1362، 232). بنابراین «قرآن کریم تنها مصداق کتاب جامع و کامل الهی است».(جوادی آملی، 1383،132)

از این قرآن نازل شده به رسول گرامی اسلام و کتاب آسمانی مسلمانان ،تعبیر به «قرآن عربی»، «سبع مثانی» ، «القرآن» و نیز «قرآن» شده است. پس در دو مقام تعبیر به قرآن شده است : در مقام الکتاب(کتاب مبین) و نیز در مقام قرآن عربی، اما اینکه به این قرآن عربی نیز قرآن اطلاق شده، شاید به دلیل آیات ذیل باشد:

 

یک- و قرآناً فرقناه لتق‍ْر‌أه علی الناس علی م‍ُکث و نز‌ّلناه تنزیلاً (اسراء/106).

«... آیه شریفه همان معنایی را می‏رساند که آیه انا جعلناه قرآنا عربیا لعلکم تعقلون و انه فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم در مقام بیان آن است . (طباطبایی،1360،13،305).

دو-و لا تحرک به لسانک لتعجل به ان‌ّ علینا جمعه و قرآنه. فاذا قرأناه فات‍ّبع قرآنه ثم ان علینا بیانه(قیامت/16الی 19) .

سه- حم. و الکتاب المبین. انا جعلناه قرآناً عربیاً لعلکم تعقلون. (زخرف/1-4).

(سوگند به کتاب روشنگر. ما بی‌گمان آن را قرآنی روشن بیان(عربی) نهادیم شاید شما عقلهایتان را به کار گیرید. و همواره آن در کتاب اصلی نزد ما بسی والا و پرحکمت و فشرده است.) (صادقی تهرانی، 1382،489).

چهار- کتاب فص‍ّلت آیاته قرآناً عربیاً لقوم یعلمون (فصلت/3).

پنج- ان‌ّ هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم. (اسراء/9)

البته این قرآن و آن کتاب  و نیز ام‌الکتاب همه در طول هم و مراتب مختلف یک حقیقت‌اند.

«قرآن کریم حقیقتی گسترده است که مراحل به هم پیوسته دارد، مرحله نازله‌اش در دست انسان‌ها و مرحله عالیه آن نزد خدای سبحان است... قرآن کریم همان حبل الهی است که یک سوی این حبل، عربی مبین و سوی دیگر آن در ام الکتاب است»(جوادی آملی، 1383،132).

قرآنی که امروزه در دست مسلمین است (چه شیعه و چه سنی)، «قرآن عربی و القرآن» صورت نازله آن کتاب بوده و یکی است و آن همان قرآنی است که بر پیامبر(ص) نازل شده است و هیچ تحریفی در آن رخ نداده است.

 

4) ذلک الکتاب(آن کتاب)

ذلک برای اشاره به دور است، و اشاره به دور بودن «ذلک» بدیهی بوده و قابل انکار نیست.( (خمینی، 1362، 232).و روشن‌ترین مصداق اشاره ، این قرآن نیست بلکه «کتاب مبین» یعنی همان «الکتاب» است به دلیل این آیه شریفه: و ما کان هذا القرآن ان‌ْ ی‍ُفتری من دون الله ولکن تصدیق الذی بین یدیه و تفصیل الکتاب لا ریب فیه من رب‌ّ العالمین (یونس/37) یعنی این قرآن تفصیل شده آن کتاب( الکتاب) است. و ذلک اشاره به همان الکتاب می باشد، که به قلب مبارک نبی‌اکرم(ص) نازل شده و آن حضرت همه‌ی مراتب تنزیل، تفسیر و تأویل آن را در طول 23 سال بر امیر‌المؤمنین، علی(ع) ابلاغ کرده و تعلیم نموده است و این همان قرآن علی(ع) است که درصدر اسلام به عنوان «مصحف علی(ع)» و«کتاب جامعه» شناخته می‌شده و هم‌اکنون پیش فرزندش حضرت بقیه‌الله(عج) است که پس از ظهور براساس آن عمل خواهد کرد.

امام علی(ع)در این خصوص می فرمایند: اگر حقم شناخته شود مصحفی را که نوشته‌ام و رسول خدا(ص) آن را بر من ابلاغ کرده است برای مردم آشکار می‌سازم. (بحارالانوار/ ج89/ ص52 و ج40/ ص155) . بدرستى هر آیه‏اى خداوند بر پیامبر خدا(ص) نازل کرد پیش من است که به املاى او دست خط من است. و تأویل هر آیه‏اى که خدا بر پیامبر خودش نازل کرد و هر حلال و حرام یا حد یا حکم یا هر چیزى که مردم به آن تا روز قیامت نیاز دارند در این مصحف با املاى پیامبر خدا نوشته شده و خط من است، حتى جریمه خدشه‏اى که به بدن کسى وارد شود.];کافی ،ج1،ص241[و نیز وقتی که خلیفه دوم مصحف آن حضرت را خواست فرمودند: «هیهات بدان راهی نیست من آن را تنها نزد خلیفه اول آوردم تا حجت بر شما تمام شود و روز رستاخیز نگویید که ما از این بی‌خبر بودیم یا مگویید که نزد ما نیاوردی، به قرآنی که نزد من است جز پاکان و اوصیاء فرزندانم دست نسایند، خلیفه گفت: آیا زمان معلومی برای آشکار کردن آن هست؟ علی(ع) فرمود: آری، زمانی که قائم(عج) از فرزندانم قیام کند او آن را آشکار سازد و مردم را بر آن وادارد، آن گاه سنت بر آن جاری شود. (نکونام، 1382).

در احادیث فراوانی از کتاب علی علیه السلام به جامعه یاد شده است ،جامعه از ریشه جمع گرفته شده است. معنای آن گردآوردن و ضمیمه ساختن چیزی به چیز دیگر است. جامعه بار معنایی خاصی دارد. از گفته لغت نویس دقیق عرب، احمد بن فارس برمی آید که جامعه به معنای عظیمة (بزرگ) می باشد...از احادیث فراوانی استفاده می شود که کتاب علی علیه السلام از مواریث امامت به شمار می رفته است، در بسیاری از احادیث امامان علیهم السلام تعبیر به «عندنا» فرموده اند. این تعبیر در اختصاص کتاب به آن بزرگواران ظهور دارد و در برخی از احادیث تصریح شده که از صفات امام این است که جامعه (کتاب علی علیه السلام ) نزد او باشد(سجادی زاده، 1386).

 

اورثنا‌الکتاب

پس از نزول قرآن، بعد باطنی آن که مخصوص پاکان است یعنی همان الکتاب(آن کتاب) را خداوند به بندگان ویژه‌اش به ارث داده است.

ë والذی اوحینا علیک من‌الکتاب هو الحق مصدقاً لما بین یدیه ان‌الله بعباده لخبیر بصیر(31) ثم اورثنا ‌الکتاب الذین اصطفینا من عبادنا فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخیرات باذن‌الله ذلک هوالفضل الکبیر(فاطر/32)

(و آنچه که از آن کتاب به تو وحی کردیم آن [کتاب] حقی است که تصدیق کنندة [کتاب‌های] پیش از آن است. قطعاً خدا نسبت به بندگانش آگاه و بیناست.سپس آن کتاب را به کسانی از بندگان خود که برگزیده بودیم به میراث دادیم، پس برخی از آنان(بندگان)... .)

دقت در من الکتاب- اگر مِنْ بعضیه باشد- و نیز در الکتاب گویای واقعیتی است که قبلاً گفته شد.

«بعد از آن که ما قرآن را به تو وحی کردیم آن را به ذریه تو ارث دادیم... و از بین همه بندگان، آنان را در همان روزی که آل ابراهیم را برمی‌گزیدیم انتخاب کردیم».( طباطبائی، 68،17،1360).

مادة اصطفی که 13بار در قرآن آمده- جز 4 مورد که مربوط به فرشتگان و غیره است- در مورد بندگان خاص آمده، بنابراین تفسیر و حمل «اصطفینا من عبادنا» بر ائمة اهل بیت(ع)- مخصوصاً با توجه به «ثم» مناسب‌تر است-  و این معنا با پیام حدیث متواتر فریقین یعنی حدیث ثقلین سازگارتر است. لذا حمل آن بر «امت اسلام» بدون دلیل خواهد بود.

«این وارثان قرآن پس از رسول قرآن، همانند او از فرمانداران معصوم قرآنی پس از حضرتش می باشند ، زیرا مثلث اوصافشان خود دلائلی روشن بر این حقیقت است...»(صادقی تهرانی، 325،4،1388).

 علامه طباطبایی(ره) می نویسند: «احتمال دارد ضمیر در منهم به همان برگزیده شدگان برگردد ، که در نتیجه هر سه طایفه یعنی ظالم به نفس ، مقتصد ، و سابق به خیرات ، در وراثت شریکند ، چیزی که هست وارث حقیقی همان عالم به کتاب ، و حافظ کتاب است ، که عبارت است از سابق به خیرات . احتمال هم دارد ضمیر مزبور به کلمه عبادنا برگردد ، البته در صورتی که اضافه عباد به کلمه نا شرافتی به عباد ندهد ، آن وقت کلمه فمنهم تعلیل را می‏رساند ، و چنین معنا می‏دهد : ما تنها کتاب را به بعضی از بندگان خود ارث دادیم ، و آنان عبارتند از عده‏ای که ما ایشان را برگزیدیم ، نه همه بندگان ... و همه این سه طایفه صلاحیت وراثت کتاب را نداشتند... بدان که روایت از طرق شیعه از ائمه‌اهل‌بیت(ع) در اینکه آیة شریفة «اصطفینا من‌ عبادنا» خاص فرزندان فاطمه(س) است بسیار زیاد است ( طباطبائی، 1360،17،64و70).

مفسران ، مقصود از الکتاب در این آیه را همین قرآن ویا کل کتابهای آسمانی دانسته اند، اما باتوجه به مباحثی که در کتاب مبین ارائه شد وبا دقت در آیات مربوط به "الکتاب" و روایات رسیده از اهل بیت عصمت(ع) که تبیین گران رسمی و معصومانه قرآن می باشند ، منظور از کتاب، همان مشارالیه "ذلک" و کل علوم و حقیقت قرآن می باشد. چرا که ظاهر قرآن را همه مسلمانان وارثند.

نتیجه

این پژوهش در صدد تبیین این حقیقت بود که خداوند متعال ، علم کتاب تکوین و آفرینش را در لوحی قرار داده که محفوظ از دسترس عقول است ، سپس آن لوح محفوظ را جهت هدایت انسانها صورت فرودین داده و نازلش کرد تا قابل درک باشد ، اما برآن کتاب ، جز پاکان دسترسی ندارند، و این همان کتاب مبین و قرآن حکیم است که یکپارچه بوده ومرحله باطنی قرآن می باشد که با تنزیل دوم به شکل قرآن عربی و به صورت آیات و سوره ها و در قالب زبان بشری نازل گشته ودر دسترس عموم مردم قرار گرفته است. لذا این قرآن با دو نزول به دست بشر رسیده است ، و این نازل شدنها غیر از بحث نزول دفعی و تدریجی می باشد. گرچه در کلام و آثار صاحبنظران و محققان علوم و معارف قرآن ، بخصوص علامه طباطبایی و آیت الله جوادی آملی نیز دو تنزیل برای قرآن مطرح شده است ، اما به سه کتاب در طول هم تصریح نشده و به عنوان موضوع مستقل اثباتی ، مورد بحث واقع نشده است. هذا من فضل ربنا.

 

العنوان : ذلک الکتاب المطهرون(الاستفسار فی معنی الکتاب فی الکریمه«ذلک الکتاب لاریب فیه هدی‌ً للمت‍ّقین»

     امین فتحی

الخلاصه

ما ذلک الکتاب؟ و ما هی؟یتعدد مصادیقه و مفاهیمه فی نظرالمفسرین و المتفکرین، و هذا التحقیق یتصدد فی اثبات  و تبیین نظریه ان هذاالکتاب ، کتاب فوق مستوی فهم الناس ، بل هو کتاب سمائی فی ام الکتاب یتناوله المطهرون من الرجس فقط لا غیر، کتاب یتوسط بین القرآن العربی والوح المحفوظ،و هو اساس الکتب السماویه تنزل علی قدر فهم الناس فی ادوار تکامل  عقولهم الاربعه لعلهم یتفکرون، حتی نزلت فی احسن کیفیه و اتم صوره علی نبینا محمد المصطفی(ص)، لکی یستفیدالناس و یتکاملوا الی ان بلغوا المرتبه العلیا و موقعیه الفهم الاعلی لهذاالکتاب الشریف فی عصرظهورالحجه(عج). انشاءالله تعالی.

مفاتیح البحث : "کتاب المبین" ، " الکتاب" ، "القرآن" ، "ذلک الکتاب".

 

 

That holy book

 

Abstract:

What is "that book" : and which one is? This disicussion has different conceptual meaning from the view paint of Sdientists which in the opinion of writer , Quran is the main means of and is the highers Quran in Arabic &  is available for all of the believers especially religions men. That book is the mediate between our Quran & divine memoty , and for the human conception & evidence , it is decreased & it is available for all of people.

That book is the origion of all of people.

That book is the origion of all celestrial books, which is come from different processes of human thoughts according to the different eriods and places . And Quran is the complete conceptual of that celestial book which is reacheal in the that period of religion processes on prophets. Until whaterver human being can use of this book for creating the beter background for manifestation of the tast savior.

 

 

 

Key words:

Omolketab- Alketab-Quran- Zalekalkatab.

 

 

 

lecturer   -    amin.fathi45@gmail.com

 

                  منابع و ماخذ:

           الف) کتابها

قرآن کریم.(ترجمه محمد صادقی تهرانی)،1382، تهران ، کلیدر.

قرآن کریم.(ترجمه سید محمد رضا صفوی)، 1390، قم ، دفتر نشرمعارف.

ابن الانباری، ابوالبرکات، 1362، البیان فی غریب اعراب القرآن، ج 1، قم، هجرت.

احمدبن فارس. (1404 هـ .ق): معجم مقاییس اللغه. دفتر تبلیغات سالامی قم. ج5. صفحه 158.

جوادی آملی، عبدالله. (1383): تسنیم(تفسیر قرآن کریم). قم ،مرکز نشر اسراء.ج2.صفحات132و133و134

جوادی آملی ، عبدالله.(1381): تفسیر موضوعی قرآن،قم،  مرکز نشر اسراء. ج1و8

خمینی، سیدمصطفی. (1362): تفسیر القرآن‌الکریم. تهران ، وزارت ارشاد اسلامی. ج 2، صفحات193و198و232و233

شمس ، مرادعلی .(1384) : با علامه در المیزان، ج2، تهران ، انتشارات اسوه.

صادقی تهرانی، محمد.(1388) ، ترجمان فرقان، ج1،(بینا)، شکرانه.

 طالقانی، سید محمود، 1362، پرتوی از قرآن، ج 1 ، شرکت سهامی انتشار(بینا).

طباطبائی، سیدمحمدحسین. (1360): المیزان فی تفسیر القرآن. ج 15ص 252ج 33ص 73وج34ص 524 وج37ص 282. (ترجمه: موسوی همدانی، سیدمحمد باقر).قم ، انتشارات اسلامی.

طوسی،محمدبن الحسن،بی تا، التبیان فی تفسیرالقرآن، دار احیاءالتراث العربی، بیروت.

طیب، سید عبدالحسین،1386، اطیب البیان فی تفسیرالقرآن، موسسه جهانی سبطین. قم.

  عبد الباقی، محمد فوءاد.(1387): المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، انتشارات اسلامی.

  عظیمه، صالح. (1380): معناشناسی واژگان قرآن. انتشارات آستان قدس رضوی. صفحه503 . (ترجمه:سیدی، سید حسین).

  قمی‌المشهدی، محمد.(1366): تفسیر کنزالدقائق و بحرالغرائب. سازمان چاپ و انتشارات وزارات فرهنگ و ارشاد اسلامی،ج1، صفحه104

  کلینی،محمد بن یعقوب.(1387) : کافی، ترجمه محمد باقر کمره ای.ج2، انتشارات اسوه.

  مصطفوی، حسن. (1368): التحقیق فی کلمات القرآن الکریم. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. ج10. صفحه21.

   مکارم شیرازی ، ناصر، و همکاران، 1384، تفسیر نمونه ،تهران ، دارالکتب الاسلامیه.

 

     ب) مقالات


   سجادی زاده ، سید علی.(1386):کتاب علی(ع) از نگاه تحقیق، مجله الهیات و حقوق ، ش1.

  دهباشی، مهدی. (1368) : تشکیک در مراتب کلام الهی، کیهان اندیشه،ش28،قم.

  ممتحن، مهدی،1387،جملۀمعترضهوتأثیربلاغیآندرقرآنکریم،پژوهشنامه قرآنوحدیث( انجمن علوم قرآن و حیث ایران)،ش 5.تهران.

نوشته شده در ۱۳٩٥/٦/٢٧ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ توسط منیره بایرامی فرجود نظرات ()


 Design By : Pichak