مدارحسن
علایق اخلاقی دانشجویان بر پایۀ روش تدریس نیازمحور

 

علایق اخلاقی دانشجویان بر پایۀ روش تدریس نیازمحور

 

چاپ شده در در فصلنامه علمی پژوهشی مطالعات معرفتی در دانشگاه 1394

 

امین فتحی.عضو هیأت علمی دانشگاه محقق اردبیلی

 

چکیده

هدف از این تحقیق، بررسی نیازهای دانشجویان از مجموعه دروس «اخلاق اسلامی» در دانشگاهها بوده است. روش: گردآوری اطلاعات به شیوۀ توصیفی و از طریق پرسشنامه صورت گرفته است. سپس داده‌ها به شکل موضوعی و با توجه به اصول مهم تربیتی و سطوح مورد نیاز بینشی، گرایشی و کنشی طبقه‌بندی و به صورت ساختاری و تفسیری تحلیل شده‌اند. جامعۀ آماری تحقیق را دانشجویان دختر و پسر سالهای 90 تا 94 تشکیل می‌دادند.

یافته‌ها و نتایج: ارزشگذاری برای مسائل اخلاقی، تبیین تأثیرات رفتار اخلاقی و بیان مقایسه‌ای عواقب خوبان و بدان، اخلاقی کردن علایق و سلایق جوانان، معرفی الگوهای موفق، شناخت اصول زندگی سالم، ایجاد انگیزه زندگی، امید به آینده روشن، احیای ارزشهای انسانی نظیر حس نوع‌دوستی، گذشت و ایثار، از مهم‌ترین نیازهای اخلاقی دانشجویان است که باید در تدریس این درس لحاظ بشود.

واژگان کلیدی: اخلاق اسلامی، روش نیازمحور، نیازهای دانشجویان.



 


الف) مقدمه

اخلاق(جمع خُلق و خُلُق) به معنای سجایای اخلاقی و اوصاف درونی(راغب، 1404) و هیأت راسخه و ملکات ثابته در نفس که موجب صدور اعمال خوب و بد از آدمی می‌شود(آملی، 1334: 4) و در انسان با تعلیم و تربیت قابل تغییر و تحول است. علم اخلاق، دانشی است که صفات نفسانی خوب و بد و اعمال و رفتار اختیاری متناسب با آنها را معرفی کرده، شیوة تحصیل صفات خوب و انجام اعمال پسندیده و دوری از صفات بد و اعمال ناپسند را نشان می‌دهد. نقش علم اخلاق را درمان بیماری‌های اخلاقی، شخصیتی و کژروی‌های رفتاری می‌توان ذکر کرد و فایده آن، تحصیل کمالات نفسانی و ارزشهای انسانی است.

هدف علم اخلاق، فراهم آوردن زمینۀ رشد اخلاقی است که از طریق شناخت افعال خوب و بد و چگونگی آراستن نفس به منشهای پسندیده و پیراستن آن از صفات ناپسند است.اهمیت پرداختن به تربیت اخلاقی در عصر ما به مراتب بیشتر شده است. بشر امروزی ناگزیر است برای تحقق جامعۀ سالم و ایجاد تعادل روانی در افراد، به ارزشهای اخلاقی روی آورد.(نجارزادگان، 1386: 22-21)

منظور از تدریس نیازمحور، آموزشی است که در آن با استفاده از روشهای فعال تدریس و با تکیه بر استانداردهای آموزشی در سه حوزۀ قبل، حین و پس از تدریس، نیازهای فعلی معرفتی دانشجویان مورد تدقیق و تحلیل قرار می‌‌گیرد. شیوۀ مرسوم در کلاس‌ها، توجه به سرفصل مصوّب و کتابهاست که معمولاً ارزیابی علمی نشان می‌‌دهد دانشجویان با این شیوه ارتباط برقرار نمی‌‌کنند. از این رو، شیوۀ نیازمحور در تلاش است با هدف قرار دادن نیازهای بالفعل دانشجویان، اولین گام را در تعامل علمی استاد و دانشجو بردارد.(مدیریت ارتقا و کارامدی استادان معارف، 1394)

واقعیت این است که امروزه در فضای پر زرق و برق تبلیغات مصرف‌گرایی و کامجویی‌های مبتنی بر فرهنگ اومانیستی وخودپرستی و ترویج شهوات و شبهات رایج در جامعه، به خصوص در فضای مجازی، آنچه در حال حاضر به شدت احساس می‌شود، ورود مفاهیم و معارف قرآنی و تبلور ارزشهای دینی در زندگی مردم، به خصوص نسل جوان است و این مهم نیز جز با درک نیازهای واقعی جامعۀ هدف و همت و پشتکار معلمان و اساتید دانشگاهها و مراکز آموزش عالی در ایجاد تعامل و ارتباط منطقی با مخاطبان و بهره‌گیری از شیوه‌های نوین تدریس میسّر نمی‌شود. هدف این تحقیق، بررسی نیازهای دانشجویان از مجموعه دروس «اخلاق اسلامی» در کلاسهای معارف اسلامی در دانشگاههاست. با بررسی‌های به عمل آمده تاکنون، کتاب، مقاله و پژوهشی در این موضوع و با این عنوان تدوین، چاپ یا نمایه نشده است.

روش گردآوری اطلاعات به شیوۀ توصیفی بوده، نحوۀ جمع‌آوری داده‌ها به صورت پرسشنامه‌ای مقطعی از نوع تحلیل محتواست و چون از روشهاى متداول در گرد‌آورى اطلاعات میدانى، به خصوص تحقیقاتى که افراد جامعۀ آمارى و نمونۀ آن زیاد باشد، روش پرسشنامه‌اى است؛ در این تحقیق نیز از پرسشنامه با سؤالات باز استفاده شده است که در آن به دنبال یافتن پاسخ به این پرسش در آخر سؤالات درسی بوده که «به نظر شما در کلاسهای اخلاق دانشگاهها، طرح چه موضوعاتی بیشترین تأثیر مثبت اخلاقی را می‌تواند در جوانان داشته باشد؟». سپس با جمع‌آوری پاسخها و نیازهای دانشجویان و طبقه‌بندی آنها، داده‌ها به شکل ساختاری و موضوعی، سپس به صورت تفسیری تحلیل شده‌اند. جامعۀ آماری مورد سؤال، دانشجویان دختر و پسر طی سالهای 90 تا 94 در ترمهای متوالی برخی از کلاسهای اخلاق اسلامی از دروس معارف اسلامی دانشگاه محقق اردبیلی بوده و روش نمونه‌گیری نیز از نوع تصادفی ساده است.

لذا پاسخگویان بدون محدودیت، پاسخهای مدّ نظرشان را نوشته و برخی آن را توضیح نیز داده‌اند. لذا این پژوهش با جوابهای مختلفی مواجه بود که به جز موارد معدود، اکثر پاسخها به نوعی مرتبط با سؤال مطرح‌شده بود. از باب مثال، در سؤال خواسته شده بود طرح چه موضوعی را مؤثر می‌دانید؟ جوابِ داده شده، رفتار و برخورد مناسب کارکنان و اساتید بود. بدیهی است که این جواب، پاسخ مورد نیاز تحقیق نبود، اما نشانگر نوع نیاز مخاطب بود. بخشی از این پاسخها ناظر به جنبۀ سلبی و برخی ناظر به جنبۀ ایجابی بود. برای مثال، در حیطۀ بینشی، «عدم اطلاع کافی و عمیق از آموزه‌های زیبای دینی» و «دین‌زدگی» را از علل عدم توجه کافی جوانان به مسائل اخلاقی ذکر کرده‌اند که سلبی است. اما می‌شود استفاده کرد که اگر جوانان ما آگاهی کافی از دین داشته و از برخی رفتارهای متدینین و تبلیغات نامتناسب آزرده و ناراحت نبودند، از انگیزه و عمل اخلاقی بالایی برخوردار می‌شدند.

 

ب) مبانی مسئله

انسان دارای ابعاد سه‌گانۀ جسم، قلب و عقل است. بنابر این، انسان دارای سه سطح ادراکی «حسی و ذهنی»، «قلبی و احساسی» و «عقلی» می‌باشد که در اصطلاح روان‌شناسی، از آن به «کنش»، «گرایش» و «بینش» یاد می‌شود؛ چرا که در هر موجود زنده، دو خاصیت اساسى «ادراک» و «حرکت ارادى» وجود دارد. در انسان نیز این دو خاصیت به صورت گسترده‌تر و پیچیده‌تر و عمیق‌تر وجود دارد. در حوزۀ ادراک، علم و شناخت دخیل است که از آن به «بینش» تعبیر مى‌شود و در اراده، میل و رغبت و انگیزش نقش دارد که از آن به «گرایش» تعریف مى‌شود. این دو عامل اساسى، موجب پیدایش «کنش»؛ یعنى رفتار می‌شود(جلالی، 1380: 45). از منظر‌اندیشمندان مسلمان، «عمل و اخلاق در یکدیگر تأثیر متقابل دارند و هر کدام می‌تواند به نوبۀ خود سبب پیدایش دیگری شود»(مکارم شیرازی و همکاران، 1392: 73). گر چه این سطوح در یکدیگر تأثیر می‌گذارند، اما در میزان و رتبۀ تأثیرگذاری، اختلاف نظر وجود درد. برخی از صاحب‌نظران، سطح بینشی را مهم می‌دانند؛ چرا که «نگرشها نقش بسیار مهمی در زندگی‌، اندیشه‌ها و رفتارهای فردی و اجتماعی انسان دارند. روان‌شناسان معتقدند که وقتی نگرش فرد را تغییر می‌دهیم‌، می‌توانیم رفتار وی را نیز تغییر دهیم‌. پس هر چه بیشتر در مورد رفتارها آگاهی داشته باشیم، تغییر نگرش افراد سهل‌تر خواهد بود».(شیرکوند، 1389)

علامه طباطبایی می‌فرمایند: «سنن و قوانین اجتماع هیچ وقت از گزند تخلف و بطلان ایمن نمی‌شود، مگر اینکه بر اساس فضائل اخلاقی و شرافت انسانیت تأسیس شده، پشتوانه‌اش دلهای مردم بوده باشد. این فضائل اخلاقی هم به تنهایی در تأمین سعادت اجتماع و سوق انسان به سوی صلاح عمل کافی نیست، مگر وقتی که بر اساس توحید باشد. روشن است که وقتی اخلاق بر چنین عقیده‌ای اتکا داشته باشد، برای آدمیان جز مراقبت رضای خدا همتی باقی نمی‌ماند. در آن صورت، تمامی همّ آدمی این می‌شود که یک یک کارهایش مورد رضای خدا باشد، و چنین مردمی درون دلهایشان رادعی به نام تقوا دارند که مانع آنان از ارتکاب جرم می‌شود(طباطبایی، 1393، ج 11: 210). از بیانات استاد مصباح یزدی نیز استفاده می‌شود که سطح گرایشی پیشتاز است: «حرکت اختیارى انسان مبتنى بر سه امر میل، آگاهى و قدرت است. اگر انسان را به ماشینى تشبیه کنیم، میل در واقع عامل اصلى حرکت است؛ یعنى به منزلۀ موتورى است که انرژى لازم را براى حرکت تولید می‌کند؛ علم و آگاهى چراغى است که راه را روشن می‌کند و مسیر حرکت را مشخص می‌سازد و قدرت به منزلۀ سایر ابزار ماشین از جمله چرخ و سایر چیزهایى است که حرکت به وسیله آنها انجام می‌شود(جلالی، 1380: 48). برخی نیز به استناد آیات و روایاتی، کنشها را تأثیرگذارتر می‌دانند: «ثُمَّ کانَ عاقِبَهَ الَّذینَ أَساؤُا السُّواى‏ أَنْ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ کانُوا بِها یَسْتَهْزِؤُن»(روم: 10)؛ سپس سرانجام کسانی که اعمال بد مرتکب شدند به جایی رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را به مسخره گرفتند. یا تکرار اعمال را مؤثر در تغییر افکار و عقاید می‌دانند: «در روان‌شناسی متوجه شده‌اند که بیش از اینکه رفتار انسانها تحت‌تأثیر شخصیت باشد، شخصیت و افکار انسانها تحت تأثیر رفتارشان است. شما گرایش و تفکری دارید ولی این گرایش و تفکر در چه مدل رفتاری تجلی پیدا می‌کند؟ آن رفتار، افکار و اندیشۀ شما را بازتولید و بازسازی می‌کند. ما اسیر اعمال خود هستیم و اعمال ما روی ما اثر دارند»(پناهیان، 1391). البته باید در نظر گرفت که اعمال باعث ایجاد عقاید نمی‌شوند، بلکه همچون مسائل دیگر، موجب تقویت یا تضعیف آن می‎‌شوند. لذا ممکن است بر اعمال یا افکار انسان تأثیرگذار شده، افکار در درازمدت به نگرش و عقیده تبدیل شوند. بنابر این، لازمۀ انجام هر رفتارى، ابتدا شناخت و سپس، میل و رغبت براى بروز آن است. عاطفه شرط تحقق و فعلیّت یافتن بینش و شناخت است و یکى از محرّک‌هاى مهم و اساسى رفتار به شمار می‌آید. پیاژه بر این اعتقاد است که عاطفه، جنبۀ انرژى‌دهندگى دارد و همچون موتور و محرّک شناخت و رفتار است. در مقابل، آگاهى و شناخت هم تأثیر بسزایى در تکوین عاطفه دارند؛ زیرا محبت و علاقه جز پس از معرفت و ادراک، قابل تصور نیست؛ پس براى شکوفایى و فعلیت آن، تکرار و تقلید لازم است(جلالی، 1380: 45)، که در حیطۀ عمل است.

 

ج) یافته‌ها

در این تحقیق برای اینکه داده‌ها به صورت روشمند طبقه‌بندی شده و به نتایج ملموس و قابل قبول‌تری برسد، با توجه به سه بعد وجودی انسان؛ یعنی بینش، گرایش و کنش، یافته‌های پژوهش نیز علاوه بر توجه به اصول مهم تربیتی، مانند دانایی(آشنایی با مسائل و موضوعات علوم تربیتی و اخلاقی)، دارایی(داشته‌ها، باور و عمل به آن علوم) و توانایی(داشتن مهارتها و فنون تربیتی) مربوط به انتظارات دانشجویان از استادان، در سه سطح بینشی، گرایشی و کنشی مورد نیاز دانشجویان و نیز در قالب انتظارات از جامعه و نظام آموزشی و موانع موجود، سامان‌یافته و به ترتیب اولویت، مورد تبیین و تحلیل قرار گرفته است. در این تحلیل، هم تحلیل ساختاری جوابها(واژه‌ها، مفاهیم و اصطلاحات به کار رفته) مدّ نظر بوده و هم تحلیل تفسیری(آشکار کردن پیامهای نهفته در متن نوشته‌ها).

1. تحلیل ساختاری جوابها

یک) انتظارات مهارتی(توانایی‌ها)

مهارت به معنی ماهر بودن در کاری، استادی، زیرکی، چابکی و زبردستی در کار است(عمید، 1379، ج 2: 1872). مهارتهای زندگی، مجموعه‌ای از توانایی‌هایند که زمینۀ سازگاری و رفتار مفید را برای فرد فراهم می‌کنند. این توانایی‌ها فرد را قادر می‌سازند تا مسئولیتها و نقش اجتماعی خود را بپذیرد و به شکل مؤثر عمل کند(خنیفر و پورحسینی، 1391: 13). مهارت به معنای توانایی به کارگیری دانسته‌ها بوده و ابعاد مهارتی انسانها نیز مختلف است که مهارتهای آموزشی، تربیتی و روابط بین فردی از جملۀ آنهاست. «توانایی روابط بین فردی به ما کمک می‌کند با دیگران همکاری و مشارکت بهتری داشته باشیم. این مهارت به ما می‌آموزد برای درک موقعیت دیگران چگونه به سخنان آنان فعالانه گوش دهیم و چگونه دیگران را از احساس و نیازهای خود آگاه نماییم تا ضمن به دست آوردن خواسته‌های خود، طرف مقابل نیز احساس رضایت نماید»(معاونت توسعه مدیریت و منابع انسانی جهاد کشاورزی، 1391: 12).در تحلیل ساختاری، ابتدا انتظارات مهارتی(توانایی‌ها) دانشجویان از اساتید ذکر می‌شود:

-            دروس اخلاق توسط اساتیدی که از نیازهای روز جوانان به خوبی آگاهند و طبق این تغییرات زندگی می‌کنند، به دانشجویان ارائه شود.

-            ایجاد ارتباط صمیمی استاد با دانشجو و ارائۀ مطالب به صورت دوستانه و تأثیرگذار.

-            ارائه رهکارهای عملی به دانشجویان، نه اطلاعات نظری.

-            مشارکت دادن بیشتر دانشجویان در مباحث کلاسی.

-            صحبت با زبان دانشجویان.(همزبانی با جوانان).

-            در نظر گرفتن روحیات، موقعیت و وضع و حال دانشجویان.

-            مدیریت روحیۀ دانشجویان به سمت مثبت و سالم.

-            پرداختن به مشکلات رایج اخلاقی.

-            اخلاقی کردن علایق و سلایق جوانان و اصلاح آن.

-            بیان راههای کنترل شهوات در جوانی.

-            آموزش مهارت مقابله با صفات و خلق و خوی منفی.

-            متقاعد کردن جوانان بر موضوعات درسی ، نه الزام در یادگیری.

-            توجه به افکار و عقاید جوانان و و اشتباهاتش را دوستانه گوشزد کردن.

دو) انتظارات از جامعه

-            اصلاح روش برخورد با جوانان و رفتار مناسب با آنها(پرهیز از افراط و تفریطهای رفتاری)

-            برخورد صادقانه با جوانان.

-            احترام به جوانان.

-            کمک به جوانان به جای امر و نهی‌های مکرر.

-            ارزشگذاری برای مسائل اخلاقی در جامعه.

-            مشارکت دادن جوانان در امور.

-            حل مشکلات فعلی جوانان.

-            آشنا کردن جوانان با عمق فسادهای در کمین.

-            ارزشگذاری به دختران و احیای هویت آنان، تا مجبور به کارهای ناپسند نشوند.

-            تشخیص و بروز استعدادهای درونی جوانان.

سه) انتظارات از نظام آموزشی

-            این واحد مورد علاقه برخی از دانشجویان نبوده و نگاه به درس اخلاق به عنوان دو واحد الزامی است نه از روی نیاز.

-            تغییر در نحوۀ ارائۀ دروس اخلاق.

-            حذف شیوۀ حفظ‌محوری.

-            ارائۀ موضوعاتی که جوانان بیشتر با آن سروکار دارند.

-            ملاک قرار نگرفتن نمرۀ درسی اخلاق در کارنامۀ آموزشی.

-            به روز بودن منابع درسی و ذکر دلایل مسائل کتاب.

-            فضاسازی مناسب دانشگاهها.

-            ارائۀ نمایشگاهی از تأثیرات مسائل اخلاقی.

-            ترویج مسائل اخلاقی در نشریات دانشجویی.

-            لزوم مراکز مشاوره قوی و دادن خدمات مشاوره‌ای مناسب.

چهار) موانع موجود در جامعه

-            ایجاد محدودیتهای مختلف برای جوانان؛ زیرا، اعمال محدودیتها موجب احساس بد و حریص‌تر شدن می‌شود.

-            کمبودهای عاطفی و تأمین نشدن نیازهای عاطفی و احساسی به خصوص کمبودهای عاطفی دوران کودکی و نوجوانی.

-            کنترل شدید خانواده‌ها بر فرزندان و وجود اختلاف با خانواده.

-            بیزاری از نصیحتها(نصیحت‌گریزی).

-            رواج دروغ، ریا و تقلب در جامعه و دیگر ناهنجاری‌های اجتماعی.

-            تأثیرگذاری منفی رسانه‌ها و رواج غرب‌گرایی.

-            گم شدن ملاکهای اخلاقی با وجود شدت تبلیغات سوء اخلاقی.

-            وجود تضادها و تعارضهای آشکار بین گفتار، ادعا و عملکردها در جامعه.

-            تناقض بین سخن و عمل و ریاکاری‌ها در مسئولان.

-            تنفر از دروغ بزرگ‌ترها.

-            نگاه از بالا به جوانان در جامعه.

-            رواج سرزنش جوانان.

-            وجود سختگیری‌های بی‌مورد.

-            رفتار بد مدعیان دینداری و والدین.

-            عدم پاسخگویی به شبهات جوانان.

-            تنوع‌طلبی افراطی و عدم خودباوری جوانان.

-            رواج مدگرایی‌های افراطی.

-            نا امیدی همراه با آینده مبهم و نامعلوم.

-            نا امیدی‌ها، افسردگی‌ها، شکستها و عدم تعادل ذهنی.

-            تبلیغات شیطان‌پرستی.

-            دسترسی آسان و ارزان به فضای مجازی در مقایسه با کتابها و مجلات.

-            آسیبهای روز افزون شبکه‌های اجتماعی.

-            انتقال روز افزون مشکلات روحی و اخلاقی جوانان دیگر کشورها به ایران.

-            نفوذ شدید غرب و ترویج بی‌دینی در میان نسل جدید.

-            غربی شدن بازار مسلمین.

-            رواج خزندۀ جریانهای دین‌گریز.

-            تضعیف نهاد خانواده.

-            وجود کژفهمی‌ها و بی اعتمادیها از چهره دین.

-            عدم رسیدگی کارشناسان به حرف دل جوانان.

پنج) نیازهای بینشی

-            تبیین درست اصول یک زندگی خوب و سالم.

-            عدم شناخت کافی و عمیق از آموزه‌های زیبای دینی.

-            عدم اطلاع کافی از رفتار‌ها و گفتارهای امامان دین.

-            بیان زیبایی‌های اسلام.

-            خارج شدن از حالت دین‌زدگی.

-            خلأ در ناحیۀ آرمانها و الگوها.

-             تبیین صحیح اصول اعتقادی.

-            آشنایی با فلسفه خلقت و هدف زندگی.

-            تقویت باورها و اهداف معنوی.

-            تکراری بودن زندگی.

-            تبیین مناسب آیندۀ جهان و مهدویت.

شش) نیازهای گرایشی

-            امید به آیندۀ روشن(امید بخشی به زندگی).

-            عدم فرار از مسئولیت سنگین زندگی مشترک.

-            نهادینه شدن احساس نیاز به نماز.

-            احیای حس نوعدوستی و کمک به دیگران.

-            تقویت روحیۀ تعاون، همیاری و رعایت حقوق همدیگر.

-            احیای انگیزۀ زندگی.

هفت) نیازهای کنشی

-            کمک در انتخاب خوب نسبت به بد، و بد نسبت به بدتر.

-            کمک در تصمیم‌گیری‌های عقلانی و منطقی.

-            آموزش شیوه‌های رفتاری معصومان(ع).

-            تبیین شاخصهای دوستی‌های اجتماعی.

-            جلوگیری از به دام افتادن جوانان.

-            روابط صمیمی با والدین.

هشت) ویژگی کلاس مطلوب

-            بیان اثرات مثبت و منفی مسائل اخلاقی در قالب حکایتها و با استفاده از مثالهای عینی.

-            ارتباط صمیمی و دوستانه بین استاد و دانشجو.

-            تبیین علمی احکام و آثار و مضرّات محرمات.

-            تبیین علمی جایگاه دین به عنوان برنامۀ زندگی.

-            طرح نیازهای عالی انسان.

-            تبیین علمی دلایل پوشش و حجاب.

-            جو راحت برای طرح سؤالات مختلف.

-            معرفی کتابهای خوب و موثر.

-            بیان اثرات مثبت و منفی مسائل اخلاقی و پرهیز از جهت‌دهی و القای مستقیم ارزشها.

-            بیان منطقی تأثیرات اخلاق در زندگی.

-            ذکر امتیازات زندگی اخلاقی.

-            طرح موضوعات به صورت امروزی و مطابق با طرز تفکر جوانان.

-            به چالش کشیدن افکار دانشجویان.

-            دور کردن افکار جوانان از مسائل فیزیولوژیکی صرف.

-            در نظر گرفتن نمرۀ درسی به نظرات دانشجویی.

-            توضیح توأم با آرامش و اقناع کردن.

-            عدم اختلاط جنسیتی کلاسها.

-            تشخیص نوع نیاز مخاطبان.

-            درک بالاتر و تحمل و صبر بر رفتار مخاطبان.

-            تطبیق مسائل اخلاقی با مشکلات روزمره.

-            تکراری و کلیشه‌ای نبودن مطالب.

-            رضایتمندی از استاد موجب توجه به سخنان استاد و تفکر در آن می‌شود.

-            عدم تکرار و تأکید بر شعارها و آموزه‌های دینی.

-            افزایش کنفرانسهای کلاسی.

-            وادار کردن دانشجویان به تحقیقات و بررسی‌ها.

-            ارائۀ مطالب به صورت پرسش و پاسخ کلاسی.

-            یادآوری بهای آزادی و خون شهدا.

نه) موضوعات مورد نیاز

-            روشهای برخورد، رفتار و معاشرت صحیح با همدیگر(روابط صحیح اجتماعی).

-            معرفی الگوهای موفق.

-            تشویق بر راستی و صداقت.

-            تبیین جوانی امامان(ع).

-            ارائۀ زندگانی شهدا.

-            ارتباط صحیح بین دختر و پسر(مهارتهای ارتباطی)، به خصوص در ترم اول.

-            ذکر حکایات جذّاب و تأثیرگذار.

-            راهکارهای رهایی از مسائل مادی و دنیوی.

-            افزایش تحمل‌پذیری.

-            تبیین اثرات پاکدامنی.

-            راههای رسیدن به بلوغ فکری.

-            نقش نماز در اصلاح امور.

-            شیوۀ صحیح زندگی در دوران مجردی.

-            عزت نفس.

-            راههای کسب تقوا و بیان آثار آن.

-            راههای کسب ارزشهای اخلاقی.

-            راههای شکوفایی نکات مثبت اخلاقی.

-            بیان مقایسه‌ای عواقب خوبان و بدان.

-            ذکر اهمیت انجام وظایف نسبت به جامعه.

2. تحلیل تفسیری

دانشجویان ما در موقعیتی قرار گرفته‌اند که خواستار توجه به نیازها و حرفهای دلشان هستند. از آنها خواسته شده نوع نیازشان را برای بهبود کیفیت و محتوای دروس اخلاق بیان کنند. از این جامعۀ آماری به جز دو مورد که گفته‌اند به این دروس نیاز نداریم، سایرین اعلام کرده‌اند: آنچه نیاز داریم، ارائه نمی‌شود و آنچه گفته می‌شود، کلیشه‌ای و تکراری است و متناسب با اقتضائات روز نیست. به اعتقاد دانشجویان، بهبود محتوای آموزشی به تنهایی کافی نیست و می‌بایست به موازات آن:

-         وضعیت جامعه، نوع برخورد با جوانان و موانع موجود جهت ارتقای اخلاقی جوانان اصلاح شود.

-         استادان و مدرسان دروس اخلاق اسلامی افرادی خودساخته بوده و آگاه به وضعیت جوانان و آشنا با مهارتها و فنون آموزشی و تربیتی باشند.

-         روش نظام آموزشی در ارائۀ دروس، متناسب با نیازها و ظرفیت دانشجویان و منطبق بر استانداردهای موجود باشد.

-         به لحاظ بینشی و گرایشی، معرفت دینی دانشجویان افزایش یافته و باورهای قلبی‌شان تعمیق یابد.

در محتوای آموزشی نیز بر تصحیح شیوۀ معاشرت، معرفی الگوهای برتر، راههای کسب و شکوفایی ارزشها و فضیلتهای اخلاقی تأکید کرده‌اند.

 

د) بحث و نتیجه گیری

با توجه به پاکی، صفا و صداقت جوانان به خاطر نزدیکی به عهد فطرتی که دارند و روحیۀ حقجویی و حقیقت‌خواهی که از عمق وجدانشان برمی‌خیزد(ر.ک: فلسفی، 1363) و نیز انگیزۀ بالایی که در اقدام به کار، به خصوص در اصلاح امور دارند و با توجه به ارتباط دوسویه‌ای که در مدت این تحقیق با جوانان وجود داشت؛ به نظر می‌رسد در این پاسخها، جوانان صادقانه‌ترین جوابها را ارائه داده‌اند. گر چه کلام آنها نظر کارشناسی خبرگان محسوب نمی‌شود، اما انتظاراتشان را از جامعه و نظام آموزشی و موانع موجود، در جواب سؤال اضافه کرده‌اند. باید در نظر داشت که موضوع، توجه به خواسته‌ها، نیازها و نظرات آنان بوده، به ویژه که عنوان تحقیق «علایق اخلاقی دانشجویان» انتخاب شده است. در هر صورت، نتایج تحقیق نشان می‌دهد که مهم‌ترین نیازهای دانشجویان، صرف نظر از مشکلات و موانع موجود در جامعه، ارتقای مهارتهای آموزشی و تربیتی استادان، اصلاح نظام آموزشی و روش تدریس، تصحیح شیوۀ معاشرت، معرفی الگوهای برتر، راههای کسب و شکوفایی ارزشها و فضیلتهای اخلاقی و خصلتهای نیک انسانی، تأکید بر راستی و صداقت و بیان علمی و منطقی مسائل و قضایای اخلاقی است. اینها مجموعه‌ای از نیازهای دانشجویی از زاویۀ نگاه و زبان خودشان بود. تا در برنامه‌ریزی‌های خرد و کلان آموزشی ، مورد توجه قرار گیرد.

همچنین از نتایج این پژوهش می‌توان در تبیین نیازهای بینشی و معرفتی دانشجویان و شناخت روحیۀ جوانان استفاده کرد و از پاسخهای ارائه شده، در تدوین کتب مورد نیاز و حتی در ترمیم برنامه‌های فرهنگی دانشگاهها بهره گرفت.

با توجه به اینکه جامعه‌شناسان مسلمان، معمولاً علل گرایش به مادی‌گرایی یا عوامل دین‌گریزی را به طور کلی به علل روان‏شناختی(عوامل درونی- فردی) و عوامل جامعه‏شناختى(محیطی و بیرونی) تقسیم می‌کنند(ر.ک: مطهری، 1372). وضعیت فکری، اخلاقی و رفتاری فعلی جامعه را می‌توان با این علل و عوامل و نتایج تحقیق همسو دانست؛ عواملی نظیر نارسایی در معنویت‌گرایی، تهاجم فرهنگی، رواج خرافات، هواپرستی‌ها، منفعت‌طلبی‌ها و درگیری گروهها و جناحهای مذهبی و سیاسی، تضعیف بنیانهای دینی و نهاد خانواده و غیره که در کتابها و مقالات مختلف پژوهشی بیان شده است.

 

منابع

قرآن کریم. ترجمه سید محمدرضا صفوی(1390)؛ قم: دفتر نشرمعارف.

آملی، محمدتقی(1334). حیات جاوید در اخلاق. تهران: کتابفروشی مرتضوی.

پناهیان، علیرضا(1391). «سبک زندگی کجای دین ماست؟». قابل دسترسی در: http://bayanmanavi.ir/post/899

جلالى، حسین(1380). «درآمدى بر بحث بینش، گرایش، کنش و آثار متقابل آنها». معرفت، ش 50.

خنیفر، حسین و مژده پورحسینی(1391). مهارتهای زندگی. تهران: هاجر.

راغب اصفهانی(1404 ق). المفردات. [بی‌جا]: دفتر نشر الکتاب.

شیرکوند، شهرام(1389). «اثر تغییر نگرش بر تغییر رفتار». قابل دسترسی در: http://hamshahrionline.ir/details/116784

طباطبایی، محمدحسین(1393). المیزان. قم: اسلامی.

عمید، حسن(1379). فرهنگ فارسی عمید. تهران: امیرکبیر، چ نوزدهم.

فلسفی، محمدتقی(1363). جوان از نظر عقل و احساسات،ج 1و2. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

مدیریت ارتقا و کارامدی استادان معارف اسلامی(1394). «چکیده‌ای از ارائه دروس معارف به شیوۀ نیازمحور». ماهنامه معارف، ش 110(شهریور و مهر): 12.

مطهری، مرتضی(1372). علل گرایش به مادیگری. تهران و قم: صدرا، چ سیزدهم.

معاونت توسعه مدیریت و منابع انسانی جهاد کشاورزی(1391). مهارتهای زندگی. تهران: مرکز نوسازی و تحول اداری.

مکارم شیرازی، ناصر و همکاران(1392). پیام قرآن (دوره دوم)، اخلاق در قرآن، ج 1. قم: امام علی(ع).

نجارزادگان، فتح‌الله(1386). رهیافتی بر اخلاق و تربیت اسلامی. قم: معارف.

 

The Holy Quran. Translated by Seyyed Reza Safavi (2011). Qom: Maāref Publications.

Adjutancy of Management Development Agriculture Jihad (2013). Life Skills. Tehran.

Amid, H. (1998). Dictionary Persian Amid. Tehran, Amir Kabir.

Amoelie, Mohammad Taqi (1955). Eternal Life in Morality. Tehran: Mortazavi.

Falsafi, Muhammad Taqi (1984). Young in Terms of Intellect and Emotion, Vol. 1 and 2. Tehran: Islamic Culture Office.

Jalali, Hosein (2002). “An Introduction to the Discussion, Insight, Tropism, Deed and Their Rutual Effects”. Ma’refat Journal, No. 50.

Khanifar, Hussein & M. Pour Hosseini (2012). Life Skills. Tehran: Hagar.

Makarem Shirazi, N. & Et al. (2013). Qur'an's Message, Second Term, the Morality in Qur'an, Vol. 1. Emam Ali (AS), Qom.

Management of Efficiency and Usefulness of Islamic Education Professors (2015). “An Abstract of the Islamic Educations Presentation with Demand-driven Method”. Journal of Maāref, Sep. and Oct., 110: 12.

Motahari, M. (1993). Tendency Causes towards Materialism. Tehran and Qom: Sadra.

Najjarzadegan, Fathallah (2007). Research on Ethics and Islamic Education. Qom: Maāref Publications.

Panahian, A.R. (2012). “What Part of our Religion is Lifestyle?”. http://bayanmanavi.ir/post/899.

Ragheb Esfahani (1983). Almofradat. [?]: Nashr Alketab.

Shirkavand, Shahram (2010). “The Effect of the Change of Attitude on Behavior Change”. http://hamshahrionline.ir/details/116784.

Tabatabai, Muhammad Hussain (2014). Al-Mizan. Qom: Islamic Publications.

 

 

Ethical interests of students Based on Demand-driven method teaching

Amin Faith

 Ardabi :University of Mohaghegh Ardabili Islamic Education Group. Email: A_fathi@uma.ac.ir

 

Abstract

Goal: studyof students' needs Of subjects "Islamic ethics"at Universities. Statistical Society of Students Is within, 2011 to 2016. Methods of data collection wosina Descriptive And questionnaire way,Then in subjective form to form And according to the important principles of education and necessary levels of Insight, trend And action are classified.The results: Giving credit for Ethical issues, explaning Effects of Moral acts and Comparing the desting of good and bad people, Moraling Youth interest, Introducing the successful pattern,Recognizing the principles of healthy life, Motivating for, hoping for the future,  Life, Future, Restoring human Values, Which are the Most Important Moral Needs of Students and they should be included in Teaching this Lesson.

`Key words: Islamic morality, Demand-driven, method students Needs.

Translated resources

 

...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳٩٥/٤/٢۱ - منیره بایرامی فرجود