مدارحسن


+ درآمدی بر زیارت عاشورا و عزاداری امام حسین(ع)

دردانه هستی... حسین بن علی(ع)

سلام بر حسین و بر حماسه بزرگ حسین

اللهُمّ وَفّقنا لِما تُحِبّ و تَرضی و لاتَکلنا الی انفُسنا طَرفة عینٍ اَبدا

 

درآمدی بر زیارت عاشورا و عزاداری امام حسین علیه السلام

فرازهایی از سخنرانی استاد امین فتحی(عضو هیات علمی دانشگاه محقق اردبیلی)در شب های دهه اول محرم الحرام در جمع دانشجویان

 

فلسفه ی گریه بر آقا عبدالله الحسین (علیه السلام)

گریه بر حسین (ع) می تواند یک بعد عاطفی و احساسی داشته باشد که به نظر ما، تا ده الی بیست درصد قابل قبول می باشد. یعنی اگر ما می خواهیم بر امام حسین علیه السلام گریه کنیم، این گریه مان باید بیست درصدش از روی احساسات باشد. بهر حال گریه بر حسین علیه السلام یک عمل عبادی است اما هشتاد درصد گریه بر حسین(ع) بایدگریه برآن مصیبت باشد. دقت کنید که منظور ازمصیبت چیست؟

شما اگر زیارت عاشورا را نگاه کنید، می بینید که بیشتر بر محوریت مصیبت حسین علیه السلام تأکید می کند. این مصیبت در واقع مصیبت ظاهری نیست. اگر هم باشد همان ده درصد و نهایت بیست درصد مقصود است. بیشتر، مصیبت معنوی منظور است. یعنی فقدان امامی که منبع معرفت است. امامی که فلسفه قیامش برای احیای دین بوده است. یعنی برای نورانیت جامعه. پس گریه بر حسین علیه السلام باید بخاطر از دست دادن معرفت های بالقوه و بالفعلی باشد که ما از دست داده ایم . چون حسین علیه السلام برای معرفت قیام کرد، پس گریه هم باید برای فقر معرفتی باشد. فقر معرفتی یعنی مهجوریت و دوری از خداوند متعال واین غربتی که مانده ایم، لذا گریه به این فقری است که ما بدان مبتلا شده ایم. چرا اگر امام حسین علیه السلام می بود و تک تک ائمه اگر بودند، از هر یک از آن بزرگواران، نه تنها ما، بلکه کلیه جهانیان می توانستند بهره ببرند و اگر آن ها شهید نمی شدند، کل جامعه بشری می توانستند از این غربت تنهایی که غربت دوری و مهجوری از خداوند متعال است نجات یابند و قطعاً وضیعت جامعه بشری غیر از این می بود. بنابراین بنظر ما جان و عمق مطلب، گریه بر مصیبت بزرگ است و این مصیبت بزرگ، همان از دست دادن حسین علیه السلام بعنوان منبع معرفت است. علاوه بر این گریه بر حسین علیه السلام در واقع همراه و همگام شدن با حسین و خاندان اهل بیت و نزدیکی به آن بزرگوار است.


سلام بر حسین (علیه السلام)

در زیارت عاشورا، ابتدا سلام میکنیم برحسین علیه السلام. اصلاً سلام بر ائمه چه معنی میتواندداشته باشد؟ چراما میگوییم سلام بر حسین؟

"سلام" چند معنی دارد که من به دو سه موردش اشاره می کنم.

مورداول: چون سلام به معنی "امنیت" است و جالب این است که وقتی نماز می خوانیم در انتهای نماز به سلام می رسیم نه در ابتدای نماز، یعنی این نمازی که ما می خوانیم، باید ما را به مقام شایسته سلام برساند. چون سلام، اسمی از اسماء خداوند است. حالا این در جای خودش یک نکته ی بسیار لطیفی است. یعنی یک نمازگزار با یک نماز بتواند اسمی از اسماء الله را که "سلام" است درکش کند.

 مورد دوم: وقتی که ما به ائمه سلام می کنیم، این عمل در واقع اقرار به امنیت آن ها از هر نوع خطا و اشتباه است. و ما به نوعی به مصونیت آن ها اعتراف می کنیم و این در حقیقت اقرار به عصمت آن هاست و یک معنی دیگرهم، همان طور که عرض کردم، این است که سلام که اسمی از اسماء خداوند است، یعنی شما انسان های بزرگوار (خطاب به ائمه) به آن مقام شریف سلام رسیده اید، یعنی شما فانی در اسماء خداوند شده اید.

مورد سوم: این است که بعضی ها، سلام را به معنی صلوات گرفته اند که صلوات هم،همان طلب رحمت و مغفرت است و این جا هم سلام به آن معناست. از امام کاظم علیه السلام سؤال کردند صلوات به چه معناست که بعنوان شعار اسلام و مسلمانان است؟ "مخصوصاً شیعیان" که قرآن هم دستور به صلوات بر محمد وآل محمد (ص) می دهد، حضرت معنی می کند: " یعنی با این صلوات می خواهیم برآن پیمان و عهدی که با خدا بستیم، متذکر شویم."

چون خداوند در عالم ذر فرمود: اَلستُ بربکم؟/ همه انسان ها "بلی" گفتند. اما این "بلی" گفتن ها سه مرحله بود که همه هر سه مرحله را بلی نگفتند، بلکه فقط مرحله اولش را که اقرار به وحدانیت خداوند متعال است بلی گفتند و این یک عهدی بود که همه بستیم، مرحله دوم، ایمان و شهادت به رسالت پیامبر اکرم (ص) و همه ی انبیا است، و مرحله سوم، اقرار به ولایت و شهادت جانشینان پیامبر اکرم (ص) است. وقتی که ما صلوات می فرستیم، درواقع می خواهیم متذکر بشویم که، خدایا! ما بر آن عهدمان پابرجا هستیم و بر آن ایستاده ایم. آن جا که ما با تو عهد بستیم، با تو پیمان سه گانه را بسته ایم و الان هم با فرستادن صلوات بر محمد و آل محمد تجدید عهد می کنیم.

حسین "ثارالله"

"ثارالله" یک معنی اش این است: یعنی کسی که انتقام و خون بهایش را خدا می گیرد. چون حسین علیه السلام همه چیزش را در راه خدا داد این تنها خداست که می تواند انتقامش را بگیرد. البته این انتقام باز به معنای ظاهری نیست. انتقام اگر معنی ظاهری اش را بگیریم، همان ده یا بیست درصد است، همان طور که مصیبت ده درصدش مصیبت ظاهری بود، این جا هم انتقام همین طور است. معنی واقعی انتقام این است که "خداوند روزی را می رساندکه اهداف حسین علیه السلام در کل جامعه ی بشری پیاده می شود" .نه این که بگوییم آقا ظهور می کند برای گرفتن انتقام حسین علیه السلام، این ظلم بر حضرت است. این همه فلسفه ای که در مورد ظهور گفته شده است حتی در قرآن هم که آیات زیادی راجع به ظهور آمده است، این آیات را شما تحقیق کنید ببنید کدام یک مربوط به انتقام ظاهری است؟! خیلی کم اشاره شده است. بنابراین انتقام واقعی همان پیاده شدن اهداف حسین علیه السلام است.

حسین " الوتر الموتور"

"والوتر الموتور" را اگر در یک کلمه بخواهیم معنی کنیم و در یاد عزیزان هم ماندگار باشد، یعنی "دُردانه" یک معنی "الوتر الموتور" همین دُردانه بودن است. حسین علیه السلام "والوتر الموتور" است یعنی دُردانه آفرینش و دُردانه خداست. که علما این نکته را تحت عنوان خصایص حسینی نام برده اند و در این مورد کتاب ها نوشته اند. مرحوم شیخ جعفر شوستری جزو آن دسته از بزرگانی است که در ذکر مصیبت تأثیر و نفوذ کلام داشته است. ایشان یک کتابی تألیف کرده اند تحت عنوان "خصایص حسینی".

از میان ائمه امام حسین علیه السلام یک ویژگی دارد که هیچ معصومی آن را ندارد. "والوتر الموتور" اشاره به آن یگانه بودن و دردانه بودنش دارد. همان طوری که تصریح شده در روایت پیامبر اکرم (ص)؛ آنگاه که خداوند خبر داد به شهادت حسین علیه السلام، پیامبر اکرم (ص) این موضوع را به ام سلمه گفت: بعد از ایشان از پیامبر سؤال می کند که: یا رسول الله! آیا امکانش است که از خداوند مسئلت کنی این مصیبت را از حسین علیه السلام بر طرف کند؟ حضرت می فرماید: اتفاقاً همین سؤال را کردم ولی خداوند فرمود که: "إنَّ له درجة لا ینالُها احدٌ من المخلوقین". "برای حسین(ع) بواسطه­ی این شهادت درجه­ای است که کسی از مخلوقین به آن درجه نمی رسند" این نشانگر اختصاصات خاص حضرت امام حسین (ع) است.

تقاضای مقام محمود حسین (علیه السلام)

نکته ای را لازم می دانم عرض کنم و اینکه؛ بیشترین معارفی که راجع به حقایق هستی، حقایق قرآنی و حقایق مقام ائمه گفته شده، همین دعاها و متن زیارات است که واقعاً پر از معارف بوده و خیلی اشارات لطیف، زیبا و عمیقی دارد. که در زیارت عاشورا هم از این جملات زیاد است . از جمله می فرماید: " وأسئلهُ ان یُبَلِّغَنی المقام المَحمود لکم عندالله"."و سؤال می کنم از خدا که ما را هم به آن مقام محمودی که شما نزد خدا دارید برساند." "مقام محمود"، عبارت است از همان "مقام شفاعت" که از مختصات پیامبراکرم(ص) است. ازاین جمله،حداقل دونکته میتوان استفاده کرد:

اول اینکه: مقام محمود قابل دسترسی است برای کل بشر، که اگر قابل دسترسی نبود ما سؤال نمی کردیم، و این رسیدن به مقام محمود که در قرآن هم به آن اشاره شده است. در سوره اسراء آیه 79 می فرماید: ومِنَ اللیَّل فتَّهجَّد به نافلةً لک عَسی أن یبعثَک ربُّک مقاماً محموداً پس اگر تو هم می خواهی به مقام محمود برسی، راهش تهجد و نافله شب است. " شب را برخیز، یعنی نماز شب بخوان که چه بسا، خدا بواسطه ی این نمازهای شب ات، تو را به مقام محمود برساند" بنابراین این مقام  قابل دسترسی است.

 دوم اینکه: این مقام جز با توسل به امام حسین (ع) میسر نمی باشد.و أسئلهُ اَن یُبَلَّغِنی المقام المحمود لکم عندالله. "مقام محمود"عبارتست ازهمان"مقام شفاعت". از این جمله، حداقل دو نکته میتوان استفاده کرد: اول این که؛ مقام محمود قابل دسترسی است برای کل بشر، که اگر قابل دسترسی نبود ما سؤال نمی کردیم. از جملاتی که از حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه شریف راجع به زیارت آقا عبدالله وارد شده است. (البته دو متن از آن بزرگوار درزیارت امام حسین (ع) داریم، یکی متنی است که در عاشورا خوانده می شود و دیگری متنی است که در اربعین خوانده می شود) در یکی از این ها جملاتی که می فرماید یعنی؛ ای شهیدی که خداوند اجابت را در کنار بارگاهش قرار داده است... یعنی هرکس در کنار قبر امام حسین علیه السلام باشد و دعا بکند، حتماً مستجاب می شود. این هم از مختصات حسین علیه السلام است. یعنی با توسل به امام حسین (ع) است، که انسان می تواند به آن مقام محمود برسد و جالب اینجاست که توسل به آن حضرت سریع الاجابت است. یعنی توسل اش زود جواب می دهد.

مصیبت حسین (علیه السلام)، مصیبت ماست

 در زیارت عاشورا، در سه جا مصیبت حسین علیه السلام را مصیبت خود می دانیم. سرش این است که قرآن آن جا که می فرماید: آن گاه که مصیبت به آن ها می رسد می گویند انّا لله و انّا الیه راجعون. بعد خداوند می فرماید: اولئک علیهم صلواتٌ من ربّهم و رحمة . عین این مفهوم را ما در زیارت عاشورا از  خداوند مسئلت می کنیم.

اللهمّ اجعلنی فی مقامی هذا ممَّن تنالُهُ منک صلواتٌ و رحمة و مغفرة.

آیه قرآنی در ارتباط با کسانی است که در مال و جان به مصیبت می رسند و اگر صبر پیشه کنند خداوند به آن ها این نعمت ها را می دهد. بعد ما در زیارت عاشورا می گوییم که: خدایا! ما را از کسانی قرار بده که از طرف تو درودها و نسیم های رحمت ات به آن ها می رسد. بنابراین چه ارتباطی هست بین این دو مصیبت؟ یعنی مصیبت بر حسین علیه السلام همان مصیبت بر نفس خود ماست.

شیعَتنا خُلِقَت من طینَتِنا

مصیبت حسین مصیبت خود ماست. یا حداقل به این معناست، آن جا که در قرآن می فرماید: آن گاه که ما آن ها را به مصیبتی مبتلا می سازیم، صبر می کنند و نتیجه ی صبرشان هم آن پاداش است. یعنی این جا هم چون حسین علیه السلام پدر واقعی امت است (اباعبدالله)، اگر بر مصیبت حسین علیه السلام مبتلا شویم، این پاداش را هم دارد. بنابراین، سرّ این که در زیارت عاشورا، مصیبت حسین را، مصیبت خودمان می دانیم این است که حسین علیه السلام از ما جدا نیست. لذا مصیبت حسین مصیبت ماست. و همچنین جملات بعدی که تأثر آسمان ها و زمین را بیان می کند، چه رازی دارد که از مصیبت حسین علیه السلام آسمان ها و زمین هم متأثر می شوند.

سرّاینکه در زیارت عاشورا، مصیبت حسین را، مصیبت خودمان می دانیم این است که حسین (ع) از ما جدا نیست (شیعَتُنا خُلِقت من طینَتِنا) لذا مصیبت حسین مصیبت ماست.

شاید یک علتش این باشد که آسمان ها و زمین اولاً این شعور را دارند و ثانیاً بر مقام عرفانی آقا اباعبدالله الحسین (ع) آگاهی دارند. لذا وقتی مصیبتی بر حسین علیه السلام می رسد، کل هستی از آن متأثر می شود.

محل قبرحسین (علیه السلام) باغی از باغهای بهشتی

روایتی است از امام صادق علیه السلام که فرمود: "موضِع القبر الحُسین روضة من ریاضِ الجنّة "

"محل قبر حسین علیه السلام باغی از باغ های بهشت است" و همچنین گفته اند که: "موضع القبر الحسین ترعة من ترع الجنّة ". محل قبر حسین دری از درهای بهشت است." یعنی کسی که به زیارت حسین علیه السلام می رود، متوجه باشد که به کجا قدم گذاشته است. اگر بهشت را می خواهی ( که ما در تفسیر سوره کوثر، بهشت را معنی کردیم ) بهشت، یعنی درک اسماء الهی. این عالم تجلی اسماء خداست. بهشت یعنی درک آن اسماء خدا. "بهشت میان راه است" بدین معنی که از این عالم خاکی تا رسیدن به خدا، خیلی فاصله است و میان راه بهشت است. یعنی ما باید از این تجلیات اسماء و از این عالم طبیعت بگذریم، حکمت این ها را درک کنیم، از طبیعت گذر کنیم تا به خود اسماء وارد شویم. خود اسماء هم درک کردنی، چشیدنی و یافتنی است و نهایتاً به سر کشیدنی است، تا این که انسان به خود ذات اقدس خداوند نزدیک شود. بنابراین جنّة در مفهوم قرآنی، یعنی درک اسماء خدا (که ما در تفسیر سوره ی شریفه کوثر هم عرض کردیم) که کوثر خودش چهار رنگ است. سبز و سرخ و زرد و سفید.

 مرحله اول: که سبز است کنایه از آب حیات است، که انسان به وسیله آب حیات زنده می شود اگر انسان می خواهد اسماء الهی را درک کند باید زنده شود که آب حیات یک واقعیتی است البته بحث مفصلی دارد.

مرحله دوم: همان شَراباً طهوراً است که توسط آن شراب بهشتی که درک اسماء خداوند است، انسان از همه ناخالصی های وجودش و از هر آن چه که غیر خداست پاک می شود.

مرحله سوم: چشیدن اسماء خداست. انسان فقط می خواهد بچشد و آن عسل مصفّی است.

مرحله چهارم: که بسر کشیدنی است. یعنی درک کامل اسماء خداوند، و آن شیر. (لَبَنٍ لَم یَتَغَیّر طعمه) است.

پس یعنی کوثر این چهار مرحله را دارد.

تا انسان کوثر ننوشد، لیاقت ورود به بهشت را ندارد. یعنی کوثر مقدمه درک اسماء خداوند است این که بدون آب کوثر، بهشت معنی ندارد یعنی بدون مقدمه، انسان نمی تواند اسماء خداوند را درک کند. غرضم این بود که به این جمله اشاره کنیم. می فرماید: قبر حسین علیه السلام روضه ای است، باغی است از باغ های بهشت و دری است از درهای بهشت. یعنی: اگر می خواهی اسماء خداوند را درک کنی، برو در حسین (ع) را بزن.

اگر در حسین را بزنی، آن تجلّیات رحمانی که در آن بارگاه شریف است،( چه از دور و چه از نزدیک  ) آن چه که مهم است زیارت همراه با معرفت کافی است که ارزش دارد. و الّا هرچند درست است که اگر معرفت هم نباشد و انسان به زیارتش برود، ممکن است یک بهره هایی داشته باشد، منتها بهره داریم تا بهره! ممکن است دستمان نرسد و از دور زیارت کنیم، ولی این زیارت اگر همراه با معرفت باشد، چه کارها که نمی کند!

 

فلسفه سینه زنی و زنجیر زنی برای امام حسین(ع)

سینه زنی، سنّتی است از حضرت زهرا سلام الله علیها در ماتم حضرت رسول اکرم (ص) و زنجیر زنی سنّتی از حضرت سجّاد علیه السلام در مسیر و فاصله بین کربلاو شام. آن وقت که دست و پاهای حضرت سجاد را با زنجیر بسته بودند، خودش عمداً کاری می کرد تا زنجیر به پشتش بخورد. و ما سنّت را توضیح دادیم هر عملی که یک مسلمان می­کند، باید مطابق با سنّت باشد. اگر می خواهیم لحظه لحظه زندگی ما معنی دار باشد باید لحظه های زندگی ما مطابق با سنّت باشد. مثل مرحوم مقدس اردبیلی که همه اعمالش، مطابق با سنّت بود. شاید کسی که از دور نگاه می کند هیچ تفاوتی بین مقدس اردبیلی و انسان های دیگر نگذارد، راه می رود، غذا می خورد، می خوابد، استراحت می کند، صحبت می کند، درس می خواند، با دیگران معاشرت دارد، اما چه چیزش متفاوت است؟ آن عملش. عملش را مطابق با سنّت می کند. چون سنّت یعنی "چراغ روشن جهت رسیدن به حقایق هستی" اگر انسان هر حرکتش مطابق با سنّت باشد یک گرهی از گره های وجودش که روی حقیقت وجودمان بسته شده، باز می شود، خود عزاداری یک سنّت است چون دستور داده اند به عزاداری. اما شیوه ی عزاداری یکی، محزون شدن است. وقتی که ماه محرم می رسد ماه غم و اندوه است و خودش شیوه ی دیگر عزاداری است، بعد گریه کردن است و بعد زنجیر زنی و سینه زنی. اما این که گفتیم سینه زدن از حضرت زهرا (س) است این یک نکته ی بسیار عمیقی هم می تواند داشته باشد. چون همه چیز ما جدای از حقیقت نیست. لذا معنای عمیق این سنّت مربوط می شود به آیه شریفه ی قرآن که می فرماید: ... یخرُجُ من بین الصُلب و التَرائب (طارق/آیه 86) که راجع به خلقت انسان است. مگر انسان از چه چیز به وجود می آید؟ از پشت مرد و سینه ی زن دقت می فرمایید؟! وقتی  که ما می خواهیم سینه زنی ویا زنجیرزنی بکنیم، عمل مان باید همراه با معرفت باشد. در زنجیر زدن وقتی که به پشتمان می زنیم، آن هم به آرامی و با متانت و با نظم (البته شیوه زنجیرزنی کنونی ظاهراً از زمان صفویه باقی  مانده است) نشانگر این واقعیت است که نه تنها خودم، بلکه یک نسل بعد از من نیز در این مصیبت سهیم هستند و باید به نسل های بعدی نیز تأثیر داشته باشد. لذا بهترین سنت عزاداری برای زن ها، سینه زدن است و برای مردان زنجیرزدن. البته عرض کردم برای مردان هم سینه زنی می تواند صحیح باشد اما مستقیماً بر روی قلبشان نزنند بلکه یک مقدار کنارتر بزنند و در زنجیرزدن برای مردان، اگر سرخ شود، به شرطی که همراه با معرفت باشد، اشکال ندارد اما اگر کبود و یا خونی شود حرام بوده و اشکال دارد ولو از روی معرفت باشد. چرا که به هر حال این عواطف و احساسات است، که گفتیم آن هم ده درصد حداکثر بیست درصداش قابل قبول خواهد بود.

دیوانه حسین (علیه السلام )کیست؟

تو نگو که من دیوانه ی حسین ام. همه دیوانه ی حسین ایم. این دیوانگی را در عمل باید نشان داد. دیوانه یعنی چه؟ مجنون یعنی چه؟ مجنون کسی است که معشوق را بگیرد و خودش را فراموش کند. و ما باید آن رفتار و کردار حسینی را بگیریم و خودمان را فراموش کنیم. مگر غیر از این است؟! آن وقت می توانیم بگوییم که ما دیوانه حسینیم. مگر شما نمی گویید که "دل هرکی یه یاری داره"

هرکسی دلش به کسی خوش است. مثلاً یکی دلش به هنرپیشه خوش است، یارش یک هنرپیشه است و یا به یک بازیکن و یا به کسی که آواز می خواند و یا به یک نویسنده و یا خواننده دلش را خوش کرده است، به هر حال به کسی که به نحوی یک شهرتی دارد. البته این شأن انسان را پایین آوردن است که انسان دلش را به کسی ببندد که هیچ بهره ای از فضیلت ندارد. ما که می گوییم " دل هرکی یه یاری داره، دل ما با حسینه " این را اگر عملاً نشان دهیم که واقعاً " دل ما با حسینه" چه کارها که نمی کند!

نویسنده : منیره بایرامی فرجود ; ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۸/۱٧
comment نظرات () لینک