مدارحسن
بررسی استراتژی‌های تحقق اتحاد جماهیر اسلامی در جهان

 

بررسی استراتژی‌های تحقق اتحاد جماهیر اسلامی در جهان

" ارائه شده در همایش بین المللی اتحاد ملی و انسجام اسلامی- 1386 "

امین فتحی

 عضو هیأت علمی دانشگاه محقق اردبیلی

چکیده

تمام خلقت و کائنات جلوة واحد شاهد ازلی است. کل جهان از یک مبدأ و به سوی یک مقصد و در یک مسیر تکاملی در حال حرکت است. همه انسان‌‌ها در اصل امّت واحدند و در پرتو آئین فطری و از مسیر تسلیم محض در برابر ارادة مطلق خالق هستی و در قالب کاملترین دین- اسلام- به سمت وحدت در حرکت‌اند. مسلمانان نیز یک کل به‌هم پیوسته‌اند و نبودن یک جزء از آنان مساوی با نابودی همه آنان است، و مستحکم کردن پایة این پیکر پاک، با چنگ زدن به پایه‌های اتحاد اسلامی امکان‌پذیر است. از طرف دیگر اسلام یک واقعیت متحرک و سیال، بلکه عین حرکت و تحول است که با تمسک به حبل الهی و رویکرد به فرهنگ اصیل قرآنی، این واقعیت عینی در جهان پدیدار خواهد گشت. و در نهایت توجه به راهکارهای ارائه شده توسط اندیشمندان مسلمان و ارائه راهکارهای کاربردی جهت تحقق اتحاد جماهیر اسلامی در جهان می‌باشد.


مقدمه

وحدت مسلمانان یک وظیفه دینی و آرزوی دیرینة مؤمنان آزاداندیش و دغدغه اصلی دردمندان امت و تکلیف عالمان و آگاهان جامعه است. وحدت روزنه امید عموم مسلمین است.

اسلام با کلمة توحید آغاز و با وحدت کلمه به پیش رفت، اما پس از مدتی مسلمانان با اختلافات فکری و مذهبی از همدیگر دور و نسبت به‌هم بی‌تفاوت شده و مناطق اسلامی نیز از هم گسسته شده و متفرق گردید.

از گذشته در ارتباط با موضوع وحدت مسلمانان و جوامع اسلامی، کتاب‌ها و مقالات زیادی نوشته شده و نشست‌ها و همایش‌ها و جلسات مختلفی برگزار گردیده است و دارالتقریب‌ها و مجامع متعددی تشکیل شده است.

نتایج و مباحث این همفکری‌ها و هم‌اندیشی‌ها بعضاً چاپ و منتشر شده و مطالب خوب و مفیدی نیز ارائه شده است، اما آنچه که مطلوب است هنوز تحقیق نیافته و یا جامة عمل نپوشیده است و به تعبیر حضرت امام‌خمینی(ره):

«آسان است که ما سمینار و مجامع درست کنیم... لکن این امر برای رسیدن به مقصود کافی نیست باید این اجتماعاتی که می‌شود، دنبال او و در خود او کوشش بشود به اینکه آن وحدت حقیقی که لازمة یک امت مسلمان است... حاصل بشود.»

در این مقاله سعی شده است تا مبانی وحدت در نظام آفرینش و زمینه‌های وحدت انسان‌ها و بخصوص امت اسلامی، و نیز موانع و مشکلات سر‌راه وحدت، به‌اختصار و به‌طور مستند درحد توان و فرصت مقاله بررسی شود. در این پژوهش از نظرات اندیشمندان برجسته جهان اسلام سودجسته و به آراء صاحبنظران نیز توجه شده است در آخر نیز پیشنهادات نگارنده بعنوان استراتژی‌های ناظر به وضعیت فعلی جهان اسلام بیان گردیده است. امید است این تلاش ناچیز مورد قبول درگاه حضرت حقتعالی و مدنظر حضرت بقیه‌الله(عج) و پذیرش و استفاده اهل‌نظر و ارباب پژوهش قرار گیرد. انشاء‌الله

 

«وحدت اساس هستی»

«بدان که بنیان و اساس عالم بر وحدت است، در قِدم و حدوث عالم میان حکیم و متکلّم اختلاف است. متکلم عالم را حادث می‌داند ولی مدعی نشده است که آغاز عالم را از حیث مدّت و زمان تعیین نماید:

وجود اندر کمال خویش ساری است            تعینّها امور اعتباری است

من و تو عارض ذات وجودیم                             مشبّک‌های مشکوة وجودیم

عدم آئینه عالم عکس و انسان                    چو چشم عکس دروی شخص پنهان»1

 

«وجود حقیقت اصیلی است و غیری برای او در خارج نیست زیرا هرچه غیر او باشد پوج و باطل خواهد بود، بنابراین وجود یک حقیقت صرف و خالص است... از اینجا روشن می‌گردد که حقیقت وجود دارای هر کمال واقعی، بلکه عین آن می‌باشد.»2

 

«آری وجود یک واحد شخصی است، بنابه قول عرفاء بالله یک تشخّص است، آنوقت وجودیکه در موجودات مشاهده می‌شود، در واقع وجود حق است که مشاهده می‌شود نه وجود خود اینها، اینها وجود ندارند: «الهیکم‌التکاثر حتی زرتم‌المقابر...».

در بعضی مراحل، قرآن از صراحت هم گذشته اما در عین‌حال حالات قلبی ما طوری است که نمی‌پذیر و طور دیگر تأویل می‌کند... این کثرات، کثرت‌طلبی‌ها و این کثرت‌بینی‌ها شما را بخود مشغول داشت و از لقاء و رؤیت حق بازداشت تا وقت مردن...».3

 

«آن دینی که انبیاء عظام و اولیاء کرام در پی اشاعه آن بوده و اصرار بر درک آن از طرف مردم داشته‌اند، رسیدن به توحیدی است که موجب خلاصی از شرک خفّی است و از شرک خفّی نیز رؤیت غیرحق را منظورنظر  دارد.»4


«وحدت در فلسفه و عرفان»

وحدت وجود در فلسفة اسلامی غیر از وحدت وجود در عرفان اسلامی است. یک وحدت وجودی داریم که محی‌الدین عربی قائل به آن است که قابل هیچ‌گونه کثرتی نه در وجود و نه در موجود نیست؛ بلکه او قائل به وحدت وجود و موجود است و حقیقت وجود را یکی می‌داند. فرق بین وجود و موجود فرق مبدأ و مشتق است؛ مثل علم و عالم یا علم و معلوم. این اشیاء متکثرة موجود از قبیل فلک، ملک، آسمان و زمین و... را در حقیقت اعتباریات و مجاز و تشبیهات می‌داند و ذوق تأله می‌گوید که موجودات متکثره فقط یک نسبت‌های مجازی هستند به وجود موجود حقیقی؛ والا یک موجود و یک وجود حقیقی بیشتر نداریم... .

همان‌طور که چشم دوبین، فرد دوم را خیالی می‌بیند و واقعیت ندارد ما هم تمام این کثرات موجود را در خواب و خیال می‌بینیم. این معنای دقیق وحدت وجود عرفانی است که محی‌الدین العربی پیشنهاد کرده است... و در سیستم تفکرات اسلامی هم نظر محی‌الدین را در وحدت وجود می‌توان خارج از دایرة فلسفه دانست... اصولاً و بطور کلی در علم هم عالم و هم معلوم داریم که این دوتا یکی نیست. پس ما نمی‌توانیم از دید فلسفی نظریة عرفانی محی‌الدین دربارة وحدت وجود بشویم... از طرف دیگر ما نمی‌توانیم و نمی‌خواهیم از وحدت وجود در فلسفة اسلامی صرف‌نظر کنیم. لذا صدرالدین شیرازی راه‌حلی برای این مسئله پیدا کرده است که آن راه‌حل «وحدت در کثرت و کثرت در وحدت وجود» است. می‌گوید ما یک نوع کثرتی را قبول می‌کنیم که به هیچ‌وجه منافی با وحدت نیست... .

البته محی‌الدین این نوع کثرت را هم قبول ندارد... .

 

 

«هرم هستی»

 در «هرم هستی» در حقیقت می‌خواهیم بیانات و نظرات صدرالمتألهین را با یک فرمول تازه و ابتکاری خود تقریر نماییم. اگر ما بخواهیم معقولات را در محسوسات پیاده کنیم می‌توانیم کل جهان هستی را در یک واحد هرم که از یک هویت شکل هندسی برخوردار است ترسیم نماییم.

وجه تشبیه جهان هستی به مخروط یا هرم این است که همان‌گونه که رأس مخروط بسیط و ناپیدا است و در عین بساطت محیط و فراگیرندة تمام جسم مخروط یا هرم است، مقام غیب‌الغیوب و غیب مکنون نیز به همین‌گونه است که در عین احاطه و حضور قیومی در تمام مراتب هستی، اختصاص و تعین مخصوصی به هیچ‌یک از نقاط مخروط ندارد، و نیز به‌خاطر این است که در عین اتصال مستقیم و ناگسستنی که میان تمام نقاط جسم مخروط و رأس حاکمیت بنیادی و وجودی دارد مراتب قرب و بعد ذاتی و شدت و ضعف تعلقی میان مراتب متکثره حکمفرماست که می‌تواند از کثرت تشکیکی حکایت کند و از همه گذشته در هرم هستی می‌توان قاب قوسین را به خوبی ترسیم ریاضی نمود و رأس مخروط را در قاب قوسین قرار داد... .

 

این هرم نمایانگر همة موجودات امکانیه است؛ و جز رأس آن که مقام غیب‌الغیوب و غیب مکنون است، در هیچ نقطه‌ای از نقاط هرم وجود‌بالذات نیست. اگر چیزی در زیر رأس تا قاعده وجود داشته باشد، وجودبالغیر است که به معنای امکان به معنی فقر می‌باشد.5

 

«هدایت و بازگشت تکوینی هستی به سوی مبدأ واحد»

«الیه مرجعکم جمیعاً وعدالله حقّا...» (یونس/4)

«وجود و هستی از مبدأ متعال بوده و از او سرچشمه می‌گیرد و بسوی او بازگشت می‌کند و این بازگشت براساس عشق هر وجود و هر موجود است به کمال بالاتر و در نهایت به کمال بی‌نهایت و جمال و جلال مطلق. شعور و درک در همة وجود سریان دارد... و همه قبل از همه چیز به او عشق می‌ورزند و او را می‌خواهند و بسوی او در حرکت‌اند... .

اصل خلق و ایجاد طوری است که در نهاد و فطرت همه خلق و همه وجود، حرکت و برگشت بصورت یک خواست فطری نهاده شده است«... ثم الیه ترجعون»(روم/12)»6

 

 

«تسلیم موجودات، راه بازگشت»

برای رسیدن به وحدت خواه‌ناخواه از مسیر تسلیم محض در برابر قوانین تکوینی و تشریعی هستی امکان‌پذیر است.

«ربّنا الذی اعطی کلَّ شی خلقه ثم هدی» (طه/50)

این هدایت همان هدایت تکوینی کلی الهی است...

... به تعداد انواع موجودات راه و طریق به سوی حضرت حق‌ وجود دارد... .

اسلام و تسلیم گشتن موجود در برابر راه‌های تعیین شده ضرورت داشته و این یک ضرورت تکوینی است و هیچ‌گونه تخلف نمی‌پذیرد... .

هر راهی در نهایت حرکت نتیجة خاص خود را خواهد داشت و در روزی که حرکت‌ها تمام می‌شود یعنی در روز لقاء رب هر موجودی بنحوی خاص به او می‌رسد. «الا الی الله تصیر الامور»7

«نهایت اسلام، عبارتست از عبودیت کامل، یعنی آنچه که بنده دارد آنرا در برابر خدا تسلیم نماید.»8

 

«اسلام، بهترین و کاملترین راه تسلیم»

«اگر کسی و یا چیزی در برابر کس دیگر حالتی داشته باشد که هرگز او را نافرمانی نکند... این حالت اسلام و تسلیم است... و اسلام انسان برای خدا، پذیرش هر سرنوشتی است که از ناحیة خدای سبحان برایش تنظیم می‌شود چه سرنوشت تکوینی و چه تشریعی... لذا مراتب تسلیم نیز فرق می‌کند.»9

«مطالعه عمیق در احوال موجودات جهان این نتیجه را می‌دهد که بشر در آیندة نزدیکی به هدف نهائی خود رسیده و به آمال خود نائل می‌شود، آن روز، روز کمال ظهور اسلام در دنیاست، و روزی است که تمام شئون دنیوی بشر تحت سرپرستی اسلام قرار خواهد گرفت.

البته اسلام صلاحیت خود را در رهبری بشر بسوی سعادت و یک زندگی پاکیزه به ثبوت رسانیده است. »10

 

«توحید در ربوبیت»

اصلی‌ترین پیام اسلام عبودیت خدای واحد و قبول ربوبیت الهی تا رسیدن به امت واحده و حیات انسانی است.

«انّ هذه امّتکم امة واحدة و انا ربّکم فاعبدون». (انبیاء/92)

«مراد به امت در اینجا نوع انسان است، معلوم است که همه انسان‌ها در آن نوع واحدند. معنای آیه: این نوع انسانی، امت شما بشر است و این هم واحد است(یعنی همه در انسانیت یکی هستند)، و من پروردگار شما هستم، پس تنها مرا بپرستید.

... نوع انسانی وقتی نوعی واحد و دارای هدف و مقصدی واحد بود که آنهم عبارت بود از سعادت حیات انسانی، دیگر ممکن نیست غیر ربّی واحد، ارباب دیگری داشته باشد...»11

 

«توحید در شریعت»

اعتقاد به حق تشریع ربوبی و پایبندی کامل و خالص به دین الهی و عدم‌تبعیض و اختلاف در شریعت راه توحید است، و رسیدن و درک توحید تکوینی، از مسیر وحدت رویه و قانون، و بعبارتی با اعتقاد به توحید تشریعی و از راه عمل به شریعت واحد امکان‌پذیر است، اختلاف در شریعت - که ریشه در بغی انسان‌ها بخصوص دانشمندان و بزرگان دینی دارد- در گذر زمان موجب اختلافات بیشتر و پیدایش مذاهب و نحله‌های مختلف فکری و عملی شده، و در نهایت موجب دور شدن کاروان بزرگ انسانیت و مشخصاً امت اسلامی از رسیدن به توحید تکوینی و حقیقت هستی شده و  گرفتار الهه‌های زیاد و ارباب متفرق می‌گردد. «...ءاربابٌ متفرقون خیرٌ ام‌اللهُ الواحدالقهار» (29/یوسف)

 

«رهبری انسان کامل و حقیقت‌ توحید»

هیچ راهی بدون راهبر ممکن نیست، هماهنگی اجزای مختلف جامعه و رسیدن به وحدت اجتماعی و نیز چشیدن طعم توحید و استشمام رایحه توحید توسط انسان کامل و حجت الهی میسر است، هدایت اصلی امام علاوه‌بر هدایت ظاهری هدایت باطنی است:

«و جعلناهم ائمةً یهدونَ بامرنا و اوحینا الیهم فعل الخیراتِ...» (انبیاء/73)

امام با امری ملکوتی که در اختیار دارد هدایت می‌کند، پس امامت از نظر باطن یک نحوة ولایتی است که امام در اعمال مردم دارد... .

... و هدایت امام دست خلق گرفتن و براه رساندن است.

این هدایت که خدا آن را از شئون امامت قرار داده، هدایت بمعنای راهنمائی نیست، بلکه رساندن به مقصد است، و این معنی یک نوع تصرف تکوینی در نفوس است، که با آن تصرف راه را برای بردن دل‌ها بسوی کمال و انتقال دادن آنها از موقفی به موقفی بالاتر هموار می‌سازد.

... و هدایت به امر خدا از فیوضاتی است معنوی و مقامات معنوی که مؤمنین بوسیله عمل صالح بسوی آن هدایت می‌شوند... و این هدایت از امام به سایر مردم منتشر می‌شود و هرکس بقدر استعداد خود از آن بهره‌مند می‌شود، از اینجا می‌فهمیم که امام رابط میان مردم و پرودگارشان در اخذ فیوضات ظاهری و باطنی است. ... و پیامبر در گرفتن فیوضات ظاهری(یعنی شرایع الهی که از راه وحی نازل گشته است)... امام دلیلی است که نفوس را بسوی مقاماتش راهنمائی می‌کند همچنانکه پیامبر دلیلی است که مردم را بسوی اعتقادات حقه و اعمال صالح راه می‌نماید... .»12

 

«دین الهی تنها راه رسیدن به توحید»

در قرآن کریم فرستادن پیامبران مقارن با نازل کردن کتاب که مشتمل‌بر احکام و قوانینی برای رفع اختلافات بشر است قرار داده شده:

«مردم در آغاز یک امت بودند و اختلافی نداشتند سپس تضاد منافع باعث اختلاف میان آنان شد و برای رفع اختلاف به قوانین و مقرراتی نیازمند گشتند پس خداوند پیامبران را به‌عنوان نویددهنده و هشدارگر برانگیخت و کتاب آسمانی را به‌حق درحالی گواه راستگویی آنان بود فروفرستاد، تا میان مردم دربارة آنچه در آن اختلاف داشتند داوری کند سپس درمورد کتاب آسمانی و آئین خدا نیز اختلاف پدید آمد و تنها عالمان دینی که به‌آنان کتاب آسمانی داده شد در آن اختلاف کردند آنهم پس از آنکه دلایل روشن برایشان آمده بود و اختلافشان نیز در اثر برتری‌جویی و ستمی بود که میان آنان پدید آمده بود. در این میان خداوند کسانی را که ایمان داشتد به اذن خود به همان حقی که دیگران در آن اختلاف کردند هدایت نمود و خدا هرکه را بخواهد به راهی راست هدایت می‌کند.» (بقره/213) 13

«خداوند متعال قوانین و نظاماتی براساس یگانه‌پرستی و توحید در اعتقاد و اخلاق و افعال وضع فرمود و بعبارت دیگر پایة آئین خود را بر شناساندن حقیقت انسان از آغاز تا انجام و آشنا کردن مردم به اینکه در دنیا باید طوری زندگی کرد که برای جهان جاوید سودمند باشد قرار داد، بنابراین قانون دینی و آئین الهی تنها قانونی است که بر پایة علم و دانش و معرفت حقایق دانش استوار است.«ان‌الحکم الاّ لله اَمَر اَنْ لاتعبدوا الاّ ایاه ذلک الدّین القیّم ولکن اکثرالناس لایعلمون» (توبه/40)»14

 

 

«نقش دین در وحدت»

«بشر در ابتدا به‌صورت امت واحد بوده سپس به‌واسطة دور شدن از مسیر بندگی و تفرقة درونی، در جامعه نیز دچار تشتت و اختلافات شده لذا خدا کتاب‌های آسمانی و پیامبران را جهت حل اختلافات فروفرستاده است.

نخستین چیزی که وسیلة رفع اختلاف مردم در امور دنیوی و شئون زندگی قرار گرفت دین بود... بعد از نزول کتاب آسمانی در مواد دینی اختلافاتی بین مردم پدید آمد این اختلافات از ناحیه کسانی که حامل دین بودند و بر کتاب خدا اطلاع کامل داشتند از روی تجاوز و سرکشی و تقوی نداشتن دانشمندان دینی پیدا شد.

منظور آیه اشاره به اصل ظهور اختلاف در کتاب آسمانی است... و اینکه فطرت با اشتباه و غفلت می‌سازد ولی با تعمّد و بغی نمی‌سازد و لذا اختلافات را به بعضی از دانشمندان و کسانی که آیات الهی بر ایشان ظاهر شده نسبت داده است.

بنابراین اختلاف در دین مقتضای فطرت نبوده بلکه مستند به بغی و تعّدی از حدود و مقرارت فطرت است. «ان اقیمواالدین ولاتتفّرقوا فیه» (شوری/14)

سیر فطرت انسانی بطرف مدنیت منافات با سیرش بسوی اختلاف دارد، خدای متعال آنها را تعدیل فرموده و اختلاف را با فرستادن پیامبران مرتفع ساخت.»15

 

«نیاز دین به تشکیلات»

ادیان الهی به‌خصوص دین اسلام به‌عنوان آخرین و کاملترین دین الهی همة قوانین، مقررات و نیازمندی‌های بشری را در زندگی اجتماعی‌شان فراهم آورده است، اما برای اجرا و عملیاتی شدن این برنامه‌ها نیاز به حکومت و تشکیلات حکومتی است.

 

«اگر ملتی دارای بهترین قوانین و متقن‌ترین مقررات باشند تا وقتی به مرحلة اجرا نرسد و مورد عمل قرار نگیرد، نفعی از آن قوانین عایدشان نخواهد شد، و شکی هم نیست که اجراء قانون نیازمند تشکیلات حکومتی است.»16

 

 

«توحید رهبری تجّلی توحید معبود»

«رستگاری انسان‌ها در این است که عملاً موحد شده و زنجیر بردگی و اسارت را پاره کنند... و توحید در عبادت یعنی توحید در اطاعت، موحد کسی است که فقط از خدا و فرمان او اطاعت کند... روح عبادت و بندگی خدا اطاعت است در مقابل اطاعت شیطان که در قرآن «عبادت» تعبیر شده است... .

اطاعت از مطاع واحد موجب وحدت پیروان و اطاعت از مطاع‌های متعدد موجب تفرق پیروان می‌شود...

بنابراین توحید معبود در مقام عمل با اطاعت از رهبر واحد واجب‌الاطاعه تحقق می‌یابد، پس اگر مسلمانان به این زعیم ایمان آوردند و او را یاری کردند و احترام او را نگهداشتند و از اوامر او اطاعت کردند به سعادت و نجات دست می‌یابند زیرا رحمت الهی شامل حال آنان خواهد گردید.»17

 

«نعمت اسلام و سلب نعمت»

خداوند متعال اسلام را به‌عنوان نعمت بزرگ خود و ولایت را تمام‌کنندة‌نعمت و تکمیل‌کننده دین معرفی کرده است:

«امروز کسانی که کافر شده‌اند از ضربه زدن به دین شما ناامید گشته‌اند، پس از آنها نترسید و از من بترسید، امروز دینتان را برای شما کامل ساختم و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را آئین شما پسندیدم.»(مائده/3)

«در این‌روز من دین شما را به سرحد کمال رساندم آنچه که کمال این دین به آن است در این‌روز من به شما عنایت کردم... امروز من دین اسلام را برای شما به‌عنوان یک دین می‌پسندم... این دستور(یعنی نصب علی(ع) به امامت) به اعتبار اینکه یک جزء از اجزاء دین است که اگر نبود همه دستورهای دیگر ناکامل بود، کمال همة آنها به این است.

لذا ما می‌گوییم روح دین ولایت و امامت است... بعد می‌فرمایند از آنها(کفار) بر دینتان نترسید از من بر دینتان بترسید... یعنی‌چه؟ از ناحیة دشمن نگران نباشیم اما از ناحیه خدا نگران باشیم؟ یعنی این نعمتی که به شما دادم پایدار است یا ناپایدار؟ آسیب‌پذیر است یا خیر؟ اگر آسیبی برسد از ناحیة مشیّت من است، مشیّت من این است که هرگز نعمتی را از مردمی سلب نمی‌کنم مگر اینکه آن مردم خودشان عوض شده و تغییر کرده باشند... اگر مردمی از قابلیت و صلاحیت افتادند، نعمت را از آنها سلب می‌کنم.»18

 

«شرک ریشة اصلی اختلافات»

از ابتدای زندگی بشری همیشه ایمان و توحید عامل وحدت مردم بوده است و متدینین در پرتو زندگی موحدانه به فطرت خود نزدیک بوده و کمتر از اختلافات رنج می‌بردند، در مقابل شرک و کفر نیز موجب کینه و نفاق و دور شدن مردم از همدیگر می‌شده است:

«از آغاز تاریخ همواره دونوع سیاست جریان داشته، یکی سیاست الهی بر پایة توحید و همبستگی به رهبری پیامبران و ائمه(ع) و عالمان راستین و دیگری سیاست طاغوتی بر پایه شرک و تفرقه و جدایی به رهبری زمامداران طاغوتی و شیطانی، و به‌همان اندازه که حیات و بقای حکومت اسلامی و مردم به توحید و همبستگی مردم بستگی دارد بقاء و حیات حکومت‌های طاغوتی و استعماری به تفرقه و جدایی میان مردم وابسته است. چنانکه فرعون سمبل زمامداران طاغوتی با این سیاست بر مردم سلطنت می‌کرد: «انّ فرعون علی فی‌الارض و جعل اهلها شیعاً» (قصص/4)»19

 

«وحدت و رایحه آیات قرآن»

در اینجا بهتر است نگاهی کوتاه و فشرده به مهمترین پیام وحدت بعضی از آیات قرآنی داشته باشیم:

1-     اختلاف و حزب‌بازی مظهری از شرک و عمل مشرکانه است:

«... و از مشرکین نباشید(یعنی) از کسانیکه دین خود را پراکنده کردند و گروه‌گروه بودند و هر دسته به آنچه که نزدشان هست خوشحال‌اند.» (روم/32-31)

2-     تفرقه و اختلاف در ردیف عذاب‌های آسمانی است:

«بگو او تواناست بر اینکه عذابی از بالای سرتان یا از زیر پاهایتان بر شما بفرستد یا شما را لباس تفرقه بپوشاند...»(انعام/65)

3-     همه امت‌ها و ملت‌ها و پیامبران صاحب شریعت به اقامه دین و عدم تفرقه در آن مأمور شده‌اند:

«... ان اقیمواالدین و لاتتفرقوا فیه...»(شوری/13)

«معنای اقامه دین حفظ آن است به اینکه پیروی‌اش کنند و به احکامش عمل کنند. لذا بر همه مردم واجب است دین خدا را به‌پا دارند و در این وظیفه تبعیض قائل نشوند...»20

4-     ریشه اختلافات دین در ظلم و حسادت است:

«و ماتفرقوا الاّ من‌بعد ماجاء‌هم العلم بغیاً بینهم...» (شوری/14)

«تفرقه و اختلافات مردم وقتی شروع شد و یا بالا گرفت که قبلاً به آنچه که حق است علم داشتند ولی ظلم و یا حسدی که در بین خود داشتند نگذاشت برطبق علم خود عمل کنند و درنتیجه در دین خدا اختلاف راه انداختند.»21

5-     ای اهل ایمان پروای خدا را چنانچه شایستة او است داشته باشید و جز با حالت تسلیم نمیرید. (آل‌‌عمران/102)

6-     اعتصام به قرآن و پیامبر و حبل الهی تنها راه وحدت و همبستگی است:

«واعتصموا بحبل‌الله جمعاً و لاتفرقوا...» (آل‌‌عمران/103)

7-     برای رسیدن به امت واحده و قرار گرفتن در پرتو ربوبیت الهی راهی جز تقوی وجود ندارد:

«انّ هذه امتکم امةٌ واحدةٌ و انا ربکم فاتقون» (مؤمنون/52)

8-   خداوند مردم را برای بهره‌مندی از رحمت خویش آفریده که در سایه وحدت، امت واحده بودن محقق می‌شود و اختلاف موجب خروج از آن می‌شود. (هود/119-118)

9-     وحدت عامل قدرت و تبعیت از هوی عامل تفرقه است:

«... الواحدالقهار(یوسف/29) در این آیه القهار بعد از کلمه الواحد آمده تا یاد دهد که قدرت و قهاریت بدنبال وحدت است و راه وصول به این وحدت اطاعت خداست و عامل تفرق خودرأیی و تبعیت از هوی و رأی شخصی است.»

 

«ایجاد وحدت اساس سیاست پیامبراسلام(ص)»

پیغمبر اکرم(ص) بزرگ رهبر الهی، پس از مهاجرت به مدینه و قبول رهبری مردم یک منشور اساسی که به‌عنوان صحیفه قانونی اساسی مدینه معروف است، براساس مکتب اسلام تدوین کرد و با پیمان و میثاقی قبایل و مذاهب مختلف را به‌هم پیوند و امت واحدی تشکیل داد که محور آن به‌جای ملیت و نژاد ایمان به‌ خدا و آخرت و عمل صالح بود.

و آنگاه میان مسلمانان پیمان برادری و مباخات برقرار ساخت و این اساس سیاست پیامبر(ص) بود.22

 

«حفظ وحدت سیاست امام‌علی(ع)»

«آن حضرت در سیستم سیاسی خویش آنجاکه حق شخصی خود را در رابطه با مسئولیت خلافت در کنار مسئولیت اساسی‌تر در خطر می‌دید از حق خود صرف‌نظر کرده و به‌خاطر حفظ مصالح عمومی مسلمین خود را با خلفا هماهنگ می‌کرد. آن بزرگوار پس از هماهنگی در امر بیعت نه وضعیت موجود را به رسمیت شناخت و نه از جریانات کناره‌گیری کرد بلکه هرگاه در مورد مسائلی که در ارتباط با سرنوشت اسلام و مسلمین بود و با او مشورت می‌کردند رهنمود خیر و صلاح خویش را ارائه می‌داد.»23

مرحوم کاشف‌الغطاء در کتاب مستدرک‌نهج‌البلاغه از زبان آن حضرت چنین بیان کرده است:

«... چون پیغمبر از دنیا برفت، بعد از وی مسلمانان در کار زمامداری با یکدیگر به کشمکش پرداختند. به خدا سوگند در دلم نمی‌گذشت و به ذهنم خطور نمی‌کرد که عرب امر حکومت را از من بگرداند، و مرا به شگفت نیاورد مگر روی آوردن و شتافتن مردم به ابوبکر از این‌رو از بیعت با او خودداری کردم و دیدم که من از دیگران به مقام محمد در میان مردم، سزاوارترم لذا تا مدتی که خواستِ خدا بود، درنگ نمودم تا اینکه دیدم گروهی از مردم مرتد شده از اسلام برمی‌گردند.

مردم را به نابودی دین‌محمد(ص) و آئین ابراهیم دعوت می‌کنند ترسیدم که اگر به یاری اسلام و مسلمین نشتابم شکاف و ویرانی بزرگی در اسلام مشاهده کنم که مصیبت آن بزرگتر از فوق ولایت و سرپرستی کار شما باشد که کالای چندروز دنیا اندک است.

پس مانند سراب خرد می‌گردد. در آن هنگام با ابوبکر بیعت کردم و به همراه او در آن حوادث قیام کردم تا باطل از میدان رفت. پس با ابوبکر از راه خیرخواهی مصاحبت کردم و در آنچه خدا را فرمان می‌برد، با کوشش تمام او را اطاعت نموده، آنگاه چون به حال احتضار درآمد، ولایت و حکومت را به عمر سپرد و ما بیعت کردیم و اطاعت نمودیم و خیرخواهی نشان دادیم.»24

 

«امامان اهل‌بیت(ع) و وحدت»

«بعداز حضرت‌علی(ع) سایر ائمه(ع) همچون امام‌باقر(ع) نیز شیعیان را به تقیه مداراتی یعنی حفظ وحدت کلمه مسلمین با محبت و دوستی و مدارا با برادران اهل سنت و مطابقت دادن اعمال خود با آنان سفارش می‌کردند. و امام‌صادق(ع) می‌فرمودند: «کسی که با آنان(اهل سنت) در صف اول نماز بخواند، مانند کسی است که پشت‌سر رسول‌الله در صف اول نماز بخواند.»

درس امام‌صادق(ع) آنچنان ناظر به جمع کلمه بود که حتی بعضی از رؤسای مذاهب فقهی اهل سنت مانند امام ‌مذهب مالکی و امام مذهب شافعی و امام مذهب حنبلی پیش آن حضرت درس می‌خواندند.»25

 

 

«وحدت در بیان حضرت امام‌خمینی(ره)»

«انبیاء نیامده‌اند که مردم را در امور باهم مجتمع کنند، انبیاء آمده‌اند که همه را در راه حق مجتمع کنند. یعنی این راهی است که از طبیعت شروع می‌شود تا ماوراء‌الطبیعه.

هر اختلاف و نزاعی شروع می‌شود از باطن خود انسان است و هر اتحاد و انسجامی که حاصل شود از خداست.

ما با برادران اهل سنت خود هیچ اختلافی نداریم، همه اهل ملت واحد و قرآن واحد هستیم.

ما با اهل تسنن یکی هستیم، واحد هستیم که مسلمان و برادر هستیم، اگر کسی کلامی بگوید که باعث تفرقه بین ما مسلمانان بشود بدانید که جاهل هستند و یا از کسانی هستند که می‌خواهند بین مسلمانان اختلاف بیاندازند، و قضیه شیعه و سنی اصلاً در کار نیست ما همه با هم برادریم.»26

«عاملی که در گذشته مسلمانان را به شیعه و سنی تقسیم کرده بود، الان وجود ندارد... همه ما مسلمان هستیم و این یک انقلاب اسلامی است، همه ما برادران اسلامی هستیم.»27

«پیغمبر اسلام می‌خواست در تمام دنیا وحدت کلمه ایجاد کند می‌خواست تمام ممالک دنیا را تحت یک کلمه توحید قرار بدهد. الآن بر رؤسای اسلام، بر سلاطین اسلام، بر رؤسای جمهوراسلام تکلیف است که این اختلافات جزئی موسمی را که گاهی دارند کنار بگذارند، عرب و عجم ندارد، ترک و فارس ندارد. اسلام، کلمه اسلام، پیغمبر اسلام... .»28

 

عوامل و موانع اتحاد مسلمانان از نظر امام‌خمینی(ره):

 

باتوجه به تأثیر و نقش آن بزرگوار در بیداری اسلامی و وحدت و همگرائی مسلمانان در اینجا به‌صورت مستقل به‌نظرات ایشان فهرست‌وار اشاره می‌کنیم: 

عوامل اتحاد:

1-     بیداری مسلمین

2-     کنار گذاشتن اغراض شخصی.

3-     پیدایش اخوت اسلامی بین دولت‌های اسلامی.

4-     تشکیل جبهة ضدمستکبرین.

5-     قطع وابستگی فکری به غرب و بازیابی فرهنگ اصالت اسلامی.

6-     نزدیکی قلب‌ها در عین داشتن مرز‌ها.

7-     دفاع از کیان اسلام.

8-     رفع وابستگی‌ها.

9-     تشکیل ارتش مشترک دفاعی.

10-  فریاد برائت مسلمین.

11-  از خودراندن تفرقه‌افکنان.

12-  پرهیز از اعمال جاهلانه.

13-  پرهیز از اختلافات.

14-  توجه به دشمن واحد.

15-  تلاش جهت حفظ وحدت.

16-  هماهنگی در برابر دشمن.

 

موانع اتحاد:

1-     غفلت از قدرت اسلام.

2-     جزئی‌نگری‌ها و مناقشات جزئی.

3-     نقشه و توطئه ابرقدرت‌ها.

4-     وجود وعاظ‌السلاطین.

5-     هواهای نفسانی.

6-     جهالت.

7-     گروه‌گرایی.

8-     حزب‌سازی‌ها.29

 

«استراتژی‌های وحدت از دیدگاه اندیشمندان جهان اسلام»

در این قسمت مقاله مهمترین علل و عوامل وحدت و تفرقه مسلمانان از دیدگاه شخصیت‌های اسلامی فهرست‌وار اشاره می‌کنیم:

الف) موانع وحدت:

1-     انحراف فکری و عملی از مسیر اصلی اسلام.

2-     تسلط بیگانگان بر فرهنگ مسلمانان و درنتیجه وضع قوانین غیراسلامی.

3-     سیطرة غرب بر مراکز علمی آموزشی و حتی دینی مسلمانان.

4-     القاء تئوری جدایی دین از سیاست و به‌بار نشستن این توطئه شوم در بین مسلمانان.

5-     تحریک تعصبات ملی و قومی و مذهبی(دسته‌بندی‌ها و فرقه‌گرائی‌ها) و ترویج فرهنگ تجزیه‌طلبی.30

6-     دوری از اصل خردمندی بر جهان اسلام.

7-     عدم درک واجب‌ الهی بودن مسئله وحدت.

8-     جهالت و عدم‌شناخت پیروان مذاهب اسلامی از همدیگر.

9-     اجرای سیاست‌های گوناگون در سرزمین‌های پهناور جهان اسلام.

10-  وجود خودخواهی‌ها و قدرت‌طلبی‌ها مخصوصاً بین سران کشورها و مبزرگان مذاهب و طوایف.

11-  حق‌دانستن باورهای خود(هرکس فقط خود را قبول دارد و به‌هیچ‌وجه دیگران را قبول ندارد).31

12-  وجود احادیث جعلی و ساختگی و در کتاب‌های فریقین.

13-  تعصب کور مذهبی.

14-  غفلت از اولویت‌های جهان اسلام.

15-  پیدایش گروه‌های افراطی در جهان اسلام و روی‌آوردن مردم به دیدگاه‌های افراطی آنان.

 

ب) عوامل و زمینه‌های وحدت بین مسلمانان:

1-     توجه به این موضوع که اختلافات در فروع‌نظری است نه در اصول دین.

2-     آگاهی از علل سقوط و انحطاط مسلمانان.

3-     توجه به این اصل که همه مسلمانان بر اعتبار کتاب و سنت متفق‌اند.

4-     گردآوری روایات مورد قبول همه مسلمانان مخصوصاً فریقین.

5-     شناسائی احادیث جعلی و زدودن کتب روائی از روایات غالیان و ناصبیان.

6-     تألیف کتب تقریبی بین مذاهب(کتاب‌هایی که بتواند نقش وحدت‌آفرینی داشته باشد).

7-     انتشار نشریه‌ای جامع برای تقریب بین مذاهب.32

8-     تبادل کتب و محصولات فرهنگی بین کشورهای اسلامی.

9-     آشنائی بیشتر و عمیق‌تر با افکار و فرهنگ همدیگر(مثلاً برای شناخت شیعه به کتب خاورشناسان مراجعه نشود).

10-  پرهیز از برخوردهای عوامانه و تکفیر و سبّ و نسبت دادن دروغ به همدیگر.33

11-  نگاه به آینده(فراموشی گذشته) و داشتن سعه‌صدر و دوراندیشی.

12-  توجه به این نکته که همه ما سواران یک کشتی هستیم.

13-  تدریس فقه بصورت مقارن در حوزه‌های علمیه و مراکز آموزشی جهان اسلام.34

14-  توجه و تأکید بر مشترکات همدیگر.

15-  ایجاد روحیة نقدپذیری در بین مسلمین بخصوص دانشمندان مذاهب.

16-  شرکت در نمازها و اجتماعات همدیگر.

17-  زمینه‌سازی جهت افزایش پیوندهای اجتماعی.35

18-  وحدت اعیاد و شعایر دینی.

19-  وحدت سنت(تدریس کتابی واحد در مشترکات اعتقادات و روایات وارده از پیامبر اکرم(ص)).36

20-  بدعت‌زدایی از دین.

21-  مجال ندادن به نویسندگان مغرض.37

 

«استراتژی‌های وحدت جهان اسلام»

ریشه اصلی همه مشکلات و تفرقة بین مسلمانان عدم‌وجود رهبری واحد الهی در جهان اسلام است، امام و حجت‌خدا در زمین، محور اتحاد مسلمانان و قطب خداپرستان حق‌جو، و مؤمنان پرهیزکار است.

این موضوع مورد اتفاق شیعیان اثنی‌عشری و بلکه همة عارفان‌بالله جهان اسلام است. اما با عنایت به وضعیت فعلی مسلمان و لزوم توجه به واقعیت‌های موجود، علاوه‌‌بر عوامل ذکر شده نکات مهم دیگری که بنظر نگارنده جزو استراتژی‌های وحدت جهان اسلام است به اختصار ذکر می‌شود:

 

الف) بازگشت به اسلام:

همانطوری که در ابتدای مقاله اشاره شد و در واقع پیام اصلی مقاله، ناظر به آن است، زمینه‌سازی برای پیاده شدن فراگیر احکام اسلام و «ترویج روحیه عبودیت و بندگی و تحقق ایمان و عمل صالح در بین مسلمانان»38 و به عبارت دیگر تثبیت فرهنگ دینی و قرآنی در جوامع اسلامی ریشه همه عوامل وحدت‌بخشی است.

 

ب) ترویج و تثبیت فرهنگ آزاداندیشی در جهان اسلام همراه با نقد تعصبات کور مذهبی و فرقه‌ای:

شکوفائی استعدادها و به‌بارنشستن نیروهای بالقوه انسانی در سایه آزاداندیشی و دوری از جهل و تعصبات بی‌پایه و غیرمنطقی است، تعصبات مانع حق‌جوئی و کمال آدمی است.

قرآن‌کریم کتاب راهنما و منبع الهام‌بخش مسلمین، همه انسان‌ها بخصوص اهل ایمان را دعوت به آزاداندیشی می‌کند. در سورة فتح می‌فرماید: «مشرکان از آن روی شما را از مسجدالحرام بازداشتند که دلهایشان را از خشم و تعصب پر کرده بودند آن‌هم خشم و(تعصب) جاهلانه‌ای که به مردم نادان اختصاص دارد. در مقابل، خدا هم آرامشی از جانب خود بر پیامبرش و بر مؤمنان فروفرستاد(تا حرکت و سکوتشان همراه با وقار و دور از برخوردهای جاهالانه باشد)، و روح ایمان را(که به تقوی فرمان می‌دهد) ملازم آن ساخت...» (فتح/26)

پیامبربزرگوار اسلام(ص) و ائمه‌اهل‌بیت نیز همة پیروانشان را از برخوردهای تعصب‌آمیز منع کردند از آن حضرت روایت شده که فرمودند:

-         کسی که تعصب‌ بورزد یا برایش تعصب‌ورزیده شود حلقة ایمان را از گردن خودش باز کرده است.

-         هرکس در دلش به‌اندازه دانة خردلی عصبیت باشد خداوند در روز قیامت او را با اعراب جاهلیت برانگیزد.

-     از ما نیست کسی که به عصبیتی فراخواند و از ما نیست کسی که در راه عصبیتی بجنگد و از ما نیست کسی که با برخورداری از عصیبیتی بمیرد.39

 

ج) توجه به مشترکات همدیگر و پرهیز از دشمنی‌ها:

مسلمان آزاداندیش و بدون تعصب با نگاه واقع‌بینانه به وضوح می‌یابد که اشتراکات مسلمانان بیش از افتراقات هم می‌باشد. و این هواهای نفسانی(کینه‌ها، حسدها، تعصبات بیجا، بدخواهی‌ها و خودمحوری‌ها...) و تعصبات قومی و مذهبی و بدخواهی‌های بداندیشان است که مسلمانان را از همدیگر جدا کرده است. اگر هم اختلافاتی هست اختلاف در فروعات دینی بواسطة اجتهاد و درک مطلب مذهبی است که یک امر کاملاً طبیعی است. در اینجا توجه به این نکته مهم، ضروری است که ما دشمن همدیگر نیستیم و اختلاف با دشمنی فرق دارد.40

 

د) تلاش در راستای تبیین جایگاه و مرجعیت علمی اهل بیت(ع):

آیت‌الله بروجردی می‌فرمودند: اختلاف ما با اهل سنت در دو جهت است، یکی مسئله خلافت و دیگری حجیت اقوال ائمه(ع) و آنچه برای ما مهم است مسئله حجیت است و خلافت که یک مسئله تاریخی بود که امروز قابل تکرار نمی‌باشد... اگر ما شیعیان تنها به همین جهت که امروز مورد نیاز مسلمین است اکتفا نماییم و مطلب خود را به‌طور معقول برای اهل‌سنت بیان کنیم به نتیجه می‌رسیم.41

 

و) تقویت دارالتقریب‌ها و مجمع‌ها:

بی‌شک دارالتقریب‌ها منشأ خدمات زیاد و ارزنده‌ای به مسلمانان در راستای تألیف قلوب برادران دینی و وحدت آنها بوده‌اند، اما آنچه که ضروری بنظر می‌رسد، وجود دارالتقریبی است مرکزی، مقتدر و توانا که برخاسته از ارادة جمعی همه مسلمانان بخصوص علمای شیعه و سنی باشد، بطوری که شائبة تشریفاتی بودن این تشکیلات را تداعی نکند.

بنظر می‌رسد امروزه این کار خطیر را می‌توان مصداقی از «قیام‌لله» بحساب آورد، بدیهی است که این مهم صبر و تلاش و حتی جهاد همگانی را طلب می‌کند، مگر مشکل اصلی مسلمانان غیر از افتراق است؟ امروزه هر قدمی که در راه همگرائی و وحدت مسلمانان برداشته شود بدون تردید از افضل عبادت‌ها و قربات الهی است.

 

هـ)  تشکیل مرکز بررسی و تحلیل عوامل اختلاف‌برانگیز بین مسلمین:

وجود چنین مرکزی از ضروریات امروزه مسلمانان است، تا همه عوامل ریز و درشت تشدید اختلافات را رصد کرده و خاستگاه آنها را شناسائی و تجزیه و تحلیل کرده و در راستای خنثی‌سازی آن اقدام بجا و به‌موقع انجام دهد. البته این تشکیلات می‌تواند بصورت شعبه‌ای از دارالتقریب مرکزی باشد.

 

ی) غرب‌ستیزی

خلأ رهبری بعنوان محور اتحاد، خیلی مشهود و واضح است اما آنچه که امروزه می‌تواند تحت یک‌عنوان واحد، انگیزه و عامل مهمی در نزدیکی و وحدت مسلمانان مطرح شود غرب‌ستیزی و توجه به دشمن واحد است، بحمد الهی انقلاب اسلامی ایران که نقطه‌عطفی در تاریخ مسلمانان، و آغازی است در راستای خودباوری و احیاء ارزش‌های اسلامی، همواره الهام‌بخش همه مسلمانان در همگرائی و تقریب‌ آنها و توجه به مقصد واحد و دشمن واحد می‌باشد. واقعیتی که در اقصی‌نقاط جهان بوضوح خود را نشان می‌دهد.

 

به امید پیروزی اسلام بر کفر جهانی

و با آرزوی عزت، سربلندی و عظمت مسلمانان

در پرتو وحدت و انسجام اسلامی

                                                                                                            

 

 

منابع مورد استفاده:

 

1-     حسن‌زاده آملی، (1373)، هزارویک‌کلمه، جلد1، کلمه120، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم.

2-     طباطبائی، علامه، (1370)، رسائل توحیدی، ترجمه و تحقیق علی شیروانی هرندی، صفحه20، انتشارات الزهراء.

3-     حسینی تهرانی، سیدمحمدحسین، (1360)، مهرتابان، صفحه139و140، انتشارات باقرالعلوم، به‌نقل از علامه طباطبائی.

4-     بینا، محسن، (1368)، شمع جمع، صفحه121، انتشارات اطلاعات، به‌نقل از جامع‌‌الاسرار و منبع‌الانوار.

5-     حائری یزدی، مهدی، (1361)، هرم هستی، صفحات 100، 101، 102، 175، 181، انتشارات مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.

6-     شجاعی، محمد، (1362)، معاد یا بازگشت به سوی خدا، جلد اول، صفحه9و12، شرکت سهامی انتشار.

7-     منبع قبلی، صفحه16و23و24.

8-     طباطبائی، علامه، ترجمة المیزان، جلد2، صفحه125، مؤسسه مطبوعاتی دارالعلم.

9-     منبع قبلی، صفحه160.

10-  منبع قبلی، جلد7، صفحه169.

11-  منبع قبلی، جلد28، صفحه174و175.

12-  منبع قبلی، صفحه150و151.

13-  ترجمة قرآن براساس المیزان، صفوی، سیدمحمدرضا، (1385)، انتشارات معارف.

14-  منبع شماره12.

15-  منبع قبلی، جلد3، صفحات175، 180، 186.

16-  موسوی‌الخمینی(امام)، ولایت فقیه یا حکومت اسلامی، صفحه22

17-  وحدت مسلمین، کنگرة جهانی ائمة جمعه و جماعات، دفتر نشر الهادی، اختری، عباسعلی، وحدت مسلمانان در پرتو توحید رهبری.

18-  مطهری، مرتضی، (1382)، پانزده گفتار، صفحه63 تا 67، انتشارات صدرا.

19-  منبع شماره17، صادقی اردستانی، وحدت امت در قرآن و سنت.

20-  منبع شماره8، جلد35، صفحه48.

21-  منبع شماره20، صفحه51.

22-  شرقی، محمدعلی، نقش اسلام در راه رسیدن به وحدت، مندرج در منبع شماره17، صفحه527و528.

23-  صادقی اردستانی، وحدت امت در قرآن و سنت، مندرج در منبع شماره17، صفحه503.

24-  منبع شماره22، صفحه526.

25-  منبع قبلی، صفحه530.

26-  وحدت از دیدگاه امام‌خمینی(ره)، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره)، به‌ترتیب صفحات13، 435، 244، 243.

27-  فتحی‌شقاقی، (1384)، امام‌خمینی(ره) تنها گزینه، انتشارات اطلاعات، صفحه195.

28-  منبع شماره26، صفحه180و181.

29-  منبع شماره26.

30-  سبحانی، جعفر، سفیر وحدت، مؤسسه تحقیقاتی و تعلیماتی امام‌صادق(ع)، صفحه15.

31-  جناتی، محمدابراهیم، (1381)، همبستگی ادیان و مذاهب اسلامی، صفحه410 تا 413.

32-  منبع قبلی، صفحه27و426و454.

33-  منبع شماره30.

34-  سبحانی، علیرضا، در سرزمین خاطره‌ها، (1378)، صفحه66.

35-  منبع شماره23.

36-  اباذری، عبدالرحیم، امام‌موسی‌صدر، سروش وحدت، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، (1383)، صفحه101.

37-  احمدی، علی، شیخ‌محمد غزالی، رایت اصلاح، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، (1383)، صفحه82 تا 84.

38-  حکیم محمدباقر، روش قرآن در بوجود آوردن وحدت، مندرج در منبع شماره17.

39-  محمدی‌ری‌شهری، (1383)، میزان‌الحکمه، حدیث13032، 13033، 13035.

40-  منبع شماره38.

41-  اباذری، عبدالرحیم، آیت‌ا... بروجردی، آیت اخلاص، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، (1383)، صفحه76و77.

...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳٩٢/۱٢/۱٦ - منیره بایرامی فرجود