مدارحسن


+ آن کتاب آسمانی

" نگاهی به معنی و مفهوم «الکتاب» در«ذلک الکتاب لاریب فیه هدی‌ً للمت‍ّقین "

امین فتحی

عضو هیأت علمی دانشگاه محقق اردبیلی

 

«آن کتاب» چیست؟ و کدام است؟ از دیدگاه مفسران و اهل‌نظر دارای مفاهیم و مصادیق مختلفی است، که بنظر نگارنده یکی از مصادیق اصلی آن، قرآنی است فراتر از قرآنی که عربی است و در دسترس همه، و فقط پاکان به آن دسترسی دارند، آن کتاب حدفاصل میان لوح محفوظ و قرآن ما می‌باشد. و بخاطر فهم و تعقل بشری تنزل یافته و در دسترس عموم قرار گرفته است.

آن کتاب ریشه و اصل همة کتاب‌های آسمانی است، که به تناسب زمان‌ها و مکان‌ها و در مراحل مختلف رشد افکار بشری بر انبیاء نازل شده است و قرآن کریم مصداق جامع و کاملی از آن کتاب آسمانی است که در آخرین مرحله از مراحل ادیان بر افضل و اکمل پیامبران، نبی‌مکرم اسلام(ص) نازل شده است. تا بشریت کی و چه مقدار از این کتاب استفاده کرده تا با رشد عقلی زمینه و بستر مناسبی جهت ظهور آخرین وصی(عج) و استفاده از آن کتاب آسمانی فراهم آید.

به امید آن روز


 

مقدمه

مشارالیه ذلک در «ذلک الکتاب» از نظر مفسرین مصادیق مختلفی از قبیل: کتاب خلقت، کتاب حوادث هستی، کتاب هدایت، کتاب سرنوشت، و قرآن دارد، مشهورترین دیدگاه همان «قرآن کریم» می‌باشد.

از تفسیرهایی که بیشتر و مبسوط‌تر به این موضوع پرداخته‌اند می‌توان به تفسیر القرآن‌الکریم(نوشته مرحوم علامه شهید مصطفی خمینی)، تفسیر تسنیم(آیت‌ا... جوادی آملی) اشاره کرد.

تا آنجا که نگارنده اطلاع دارد «آن کتاب» بصورت مستقل مورد بحث قرار نگرفته است، علاوه‌بر آن، مقاله(بدون اطناب و در کمال ایجاز) درصدد تقویت و اثبات این دیدگاه است که منظور از آن کتاب، اصل و ریشة همة کتاب‌های آسمانی است، تا پژوهشگران و علاقمندان را با معنا و مفهومی دیگر از «الکتاب» آشنا سازد. روش پژوهشی این مقاله براساس تدبر در قرآن است و تفسیر قرآن با آیات قرآن. و اگر به روایت و یا اقوالی نیز استناد شده از باب تأیید مطلب است نه اثبات آن.

 

 

روش، مواد و بحث

معانی مختلف آیه‌ی شریفه (از لحاظ ادبی):

ë آن همان کتاب کاملی است که هیچ شکی در [حقانیت] آن نیست [و] هدایتگر پرهیزکاران است.

ë آن حقیقت کتابی است که [پروردگار عالم نوشته و] در [حقانیت] آن هیچ شکی نیست...

ë آن کتاب- که در [حقانیت] آن هیچگونه شک و شبهه‌ای نیست- رهنمودی است برای اهل تقوی.

 

 

کتاب

کتاب در لغت برجمع حروف و نظم یک چیزو نیز تثبیت مفاهیم و تحقق محتویات نیت و قلب و اندیشه اطلاق می‌شود.

و از نظر کلمه «مصدر» است [نوشتن] که از باب مبالغه بر مکتوب [نوشته شده] اطلاق می‌شود. چه کتابت حسی یا عقلی چه به وسیله مداد ... یا فرشته و یا نفس، به واسطه‌ی فیض الهی، کتاب به تصویر کشیدن حقایق است.

بنابراین اطلاق کتاب برامورغیرمادی و نفس انسانی و برجهان هستی نیز م‍َجاز نخواهد بود. لذا برکلام الهی نیز کتاب گفته می‌شود.

بعضی از کاربردهای کتاب در قرآن:

ë فاما من اوتی کتابه بیمینه. (انشقاق/7) (نامة عمل)

ë و انزل معهم الکتاب بالحق. (بقره/213) (کتب آسمانی)

ë ... حتی یبلغ الکتاب اجله. (بقره/235) (قرارداد)

ë ... انی القی الی کتاب کریم. (نمل/29) (نامه)

 

 

1)  ام‌الکتاب

کتاب گاهی هم معنی و هم ردیف با «لوح محفوظ»، «ام الکتاب» و «کتاب مکنون» است:

ë بل هو قرآن مجید فی لوح محفوظ (بروج/ 22)

ë و انه فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم (زخرف/4)

(و همواره آن (قرآن) در کتاب اصلی (علم ربانی) نزد ما بسی والا و پرحکمت و فشرده است)

ë انه القرآن کریم ë فی کتاب مکنون ë لا ی‍َم‍َس‍ُّه‌ُ ال‍ّا المطه‍ّرون (واقعه 77 الی 79)

در این آیه شریفه از آن کتاب سه توصیف شده است:

  1. قرآنی کریم است. (دارای برکات همگانی)
  2. محفوظ از دگرگونی و تبدیل است.
  3. دور از دسترس اغیار و ناپاکان بوده و جز پاک‌شدگان برآن دسترسی ندارند.

مکنون: در پرده و حفاظت شده از دسترسی و اطلاع مردم.

لوح: جایگاهی آشکار- صفحه فشرده.

محفوظ: حفاظت شده در نزد خدا- محفوظیت درعلم ازلی و ابدی و ثابت خداوند.

ام‌الکتاب: کتاب اصلی- اصل و ریشه کتاب.

کتاب گاهی نیز به حقیقتی پائین‌تر از لوح محفوظ یعنی «الکتاب» اطلاق می‌شود.

 

2)  الکتاب

الکتاب حقیقتی است که همه‌ی امور نظام هستی در آن ثبت شده است، کتابی آسمانی و ب‍ُعد باطنی و حقیقت قرآن.

از این کتاب در قرآن به «کتاب الله»، «کتاب مبین»، «القرآن»، «قرآن کریم»، «قرآن مجید»، «القرآن العظیم» و «الکتاب» یاد شده است، تعبیر‌های هفت‌گانه را مرور می‌کنیم:

1- لقد لبثتم فی کتاب الله الی یوم البعث (روم/56)

2- و ما م‍ِن غائبة فی السماء و الارض ال‍ّا فی کتاب‌ٍ مبین (نمل/75)

3- تلک آیات القرآن و کتاب مبین (نحل/1)

4- انه لقرآن کریم (واقعه/77)

5- بل هو قرآن مجید (بروج/22)

6- لقد آتیناک سبعاً من المثانی و القرآن العظیم (حجر/87)

7- ما فر‌ّطنا فی الکتاب من شیء (انعام/38)

پس «الکتاب» در موقعیتی پایین‌تر از لوح محفوظ و بالاتر از قرآن است و اصل و حقیقت همه‌ی کتاب‌های آسمانی و قرآن است.

از آن کتاب در مراحل مختلف رشد افکار بشری و به تناسب زمان‌ها و مکان‌ها به انبیاء داده شده است. دق‍ّت در آیات زیر گویای همین واقعیت است:

- فقد آتینا آل ابراهیم الکتاب و الحکمة ... (نساء/45)

- و لقد آتینا بنی اسرائیل الکتاب ... (جاثیه/16)

- و لقد آتینا موسی الکتاب ... (بقره/87)

- نز‌ّل علیک الکتاب ... (آل عمران/3)

آن کتاب نه فقط کتاب تکوینی بلکه یک نوع کتاب تشریعی هست اما در مقامی بلند و فشرده، ولی به خاطر فهم مردم نازل گشته و متمایز شده است:

ë کتاب‌ٌ ا‌ُح‍ْکمت آیاته ثم‌ّ ف‍ُص‍ّلت من لدن حکیم خبیر (هود/1)

(این کتابی است که آیات آن استحکام یافته سپس از جانب حکیم آگاه، مفصل و جداسازی شده است.)

تفصیل آیات یعنی اجزاء آن را از یکدیگر جدا کرده و با نزول آن درخور فهم شنونده نماید تا مخاطب معانی آن را فهمیده و مقاصدش را تعق‍ّل نماید.

 

مراحل ادیان الهی

مجموع کتب انبیاء را که اصل و ریشه‌ آنها همان کتاب (الکتاب) است به چهار مرحله می‌شود تقسیم کرد:

  1. مرحله‌ی دعایی که سنبل و نماد این مرحله حضرت داوود(ع) و کتاب زبور است.
  2. مرحله‌ی شریعت که سنبل و نماد این مرحله حضرت موسی(ع) و کتاب تورات است.
  3. مرحله‌ی طریقت که سنبل و نماد این مرحله حضرت عیسی(ع) و کتاب انجیل است.
  4. مرحله‌ی حقیقت که سنبل و نماد این مرحله حضرت محمد(ص) و کتاب قرآن است.

 

 

نکات مربوط به مرحل ادیان:

الف- در قرآن فقط نام همین چهار کتاب آسمانی آمده است.

ب- این مراحل بیانگر سیر تکاملی ادیان است، یعنی ادیان الهی در طول هم هستند، نه در عرض هم. بنابراین ریشه‌ی حل موضوع تکثر گرایی دینی(پلورالیسم) در همین نکته نهفته است.

ج- از انبیاء اولوالعزم حضرت نوح(ع) در مرحله دوم و حضرت ابراهیم(ع) در مرحله‌ی چهارم قراردارند. لذا در قرآن کریم از حضرت ابراهیم تحت عنوان «حنیفاً مسلماً» و از آیین اسلام به عنوان «مله ابیکم ابراهیم» یاد شده است.

د- سه مرحله‌ی ادیان مقدمه‌ای بر دین اسلام بوده و اسلام همه‌ی آن مراحل را داراست. لذا در قرآن هم دعا هست، هم شریعت و هم طریقت و نیز حقیقت، یعنی در سایه‌ی زلال قرآن است که به حقیقت هستی می‌شود رسید.

و- از آن کتاب «الکتاب» به مراحل قبلی داده شده اما همه‌ی آن کتاب در مرحله‌ی چهارم تنزیل شده است.

 

 

3) قرآن

یعنی قرآن مرحله‌ی فرودین و صورت نازله و کامل آن کتاب است. «و هیچ مانعی نیست که در تمامی آیات و حروفات قرآن همه‌ی آن حقایق هستی به صورت اشاره و اجمال و رمز بیان شده باشد، چطور چنین نباشد در حالی که قرآن به این امر تصریح کرده است: «و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمه ...». بنابراین «قرآن کریم تنها مصداق کتاب جامع و کامل الهی است».

از این قرآن نازل شده به رسول گرامی اسلام و کتاب آسمانی مسلمانان تعبیر به «قرآن عربی»، «سبع مثانی» و نیز «القرآن» شده است:

ë حم(1) و الکتاب المبین(2) انا جعلناه قرآناً عربیاً لعلکم تعقلون(3) و انه فی ام‌الکتاب لدینا لعلی‌ حکیم(4) (زخرف/1-4)

(سوگند به کتاب روشنگر- ما بی‌گمان آن را قرآنی روشن بیان(عربی) نهادیم شاید شما عقلهایتان را به کار گیرید.

و همواره آن در کتاب اصلی نزد ما بسی والا و پرحکمت و فشرده است.)

ë کتاب فص‍ّلت آیاته قرآناً عربیاً لقوم یعلمون (فصلت/3)

ë ان‌ّ هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم. (اسراء/9)

البته این قرآن و آن کتاب  و نیز ام‌الکتاب همه در طول هم و مراتب مختلف یک حقیقت‌اند.

«قرآن کریم حقیقتی گسترده است که مراحل به هم پیوسته دارد، مرحله نازله‌اش در دست انسان‌ها و مرحله عالیه آن نزد خدای سبحان است... قرآن کریم همان حبل الهی است که یک سوی این حبل، عربی مبین و سوی دیگر آن در ام الکتاب است».

4) ذلک الکتاب(آن کتاب)

ذلک برای اشاره به دور است و روشن‌ترین مصداق اشاره این قرآن نیست بلکه «کتاب مبین» یعنی همان «الکتاب» است که به قلب مبارک نبی‌اکرم(ص) نازل شده و آن حضرت همه‌ی مراتب تنزیل، تفسیر و تأویل آن را در طول 23 سال بر امیر‌المؤمنین(ع) ابلاغ کرده و تعلیم نموده است و این همان قرآن علی(ع) است که درصدر اسلام به عنوان «مصحف علی(ع)» شناخته می‌شده و هم‌اکنون پیش فرزندش حضرت بقیه‌الله(عج) است که پس از ظهور براساس آن عمل خواهد کرد. بنابراین قرآنی که امروزه در دست مسلمین است «قرآن عربی و القرآن» (چه شیعه و چه سنی)، یکی است و آن همان قرآنی است که بر پیامبر(ص) نازل شده است و هیچ تحریفی در آن رخ نداده است.

اورثنا‌الکتاب

پس از نزول قرآن، بعد باطنی آن که مخصوص پاکان است یعنی همان الکتاب(آن کتاب) را خداوند به بندگان ویژه‌اش به ارث داده است.

ë والذی اوحینا علیک من‌الکتاب هو الحق مصدقاً لما بین یدیه ان‌الله بعباده لخبیر بصیر(31) ثم اورثنا ‌الکتاب الذین اصطفینا من عبادنا فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخیرات باذن‌الله ذلک هوالفضل الکبیر(32). (فاطر)

(و آنچه که از آن کتاب به تو وحی کردیم آن [کتاب] حقی است که تصدیق کنندة [کتاب‌های] پیش از آن است. قطعاً خدا نسبت به بندگانش آگاه و بیناست.

سپس آن کتاب را به کسانی از بندگان خود که برگزیده بودیم به میراث دادیم، پس برخی از آنان(بندگان)... .)

دقت در من الکتاب- اگر مِنْ بعضیه باشد- و نیز در الکتاب گویای واقعیتی است که قبلاً گفته شد.

«بعد از آن که ما قرآن را به تو وحی کردیم آن را به ذریه تو ارث دادیم... و از بین همه بندگان، آنان را در همان روزی که آل ابراهیم را برمی‌گزیدیم انتخاب کردیم».

مادة اصطفی که 13بار در قرآن آمده- جز 4 مورد که مربوط به فرشتگان و غیره است- در مورد بندگان خاص آمده، بنابراین تفسیر و حمل «اصطفینا من عبادنا» بر ائمة اهل بیت(ع)- مخصوصاً با توجه به «ثم» مناسب‌تر است-  و این معنا با پیام حدیث متواتر فریقین یعنی حدیث ثقلین سازگارتر است. لذا حمل آن بر «امت اسلام» بدون دلیل خواهد بود.

 

 

برگشت به کتاب

به واسطة این قرآن- که به تعبیر امیرالمؤمنین علی(ع): این قرآنی که دست شماست برای هدایت شما کافی است- و با باز شدن زنجیرهای عقلی و پس رفتن زنگارهای روی فطرت، می‌شود به محضر آن قرآن رسید. و در پرتو آن و با شکوفایی استعدادهای فطری می‌توان به ام‌الکتاب رسید.

قیام به امر این کتاب ‘ قیامت صغری و استفاده از آن کتاب ‘ قیامت کبری و قرار گرفتن در کتاب‌الله.

ë لقد لبثتم فی کتاب‌الله الی یوم البعث. (روم/56)

 

فرقان

پس از روشن شدن مختصر مفاهیم کلیدی، مطلبی که باقی مانده «فرقان» است.

ëو انزل الفرقان... (آل عمران/6)

اگر انسان با پاکی و معرفت لازم به محضر قرآن راه یابد و به آن نزدیک شود و قرآن در وجود انسان جاری شود، می‌شود «فرقان»، بنابراین با تقوی می‌شود به فرقان رسید «ان‌ تت‍ّقوا الله یجعل لکم فرقاناً»(انفال/29) و با فرقان می‌توان به حق رسید و باطل را شناخت چراکه در هستی جز حق وجودی نیست بلکه حق نما و باطل است، و قرآن کتاب حق است.

حضرت امام صادق(ع) می‌فرمایند: قرآن همه کتاب است و فرقان حکمی است که عمل به آن واجب است. و نیز در بیان دیگری فرمودند: قرآن همه کتاب است و فرقان هر امر محکم.

بحث در بقیه مطالب و موضوعات آیه‌ی اول سوره بقره مجال بیشتری می‌طلبد.

هذا من فضل ربنا

 

 

منابع مورد استفاده:

 

1- قمی‌المشهدی، محمد.(1366): تفسیر کنزالدقائق و بحرالغرائب. سازمان چاپ و انتشارات وزارات فرهنگ و ارشاد اسلامی. جلد1. صفحه 104.

2- خمینی، سیدمصطفی. (1362): تفسیر القرآن‌الکریم. وزارت ارشاد اسلامی. جلد 2. صفحه 232.

3- احمدبن فارش. (1404 هـ .ق): معجم مقاییس اللغه. دفتر تبلیغات سالامی قم. جلد5. صفحه 158.

4- منبع شمارة2. صفحه197.

5- مصطفوی، حسن. (1368): التحقیق فی کلمات القرآن الکریم. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. جلد10. صفحه21.

6- جوادی آملی، عبدالله. (1383): تسنیم(تفسیر قرآن کریم). مرکز نشر اسراء. جلد2. صفحه132.

7- عظیمه، صالح. (1380): معناشناسی واژگان قرآن. انتشارات آستان قدس رضوی. صفحه503 . (ترجمه: سیدی، سید حسین).

8- منبع شماره2. صفحه198.

9- صادقی تهرانی، محمد. (1382): قرآن کریم. انتشارات کلیدر. صفحه489.

10- منبع پیشین. صفحه 537.

11- طباطبائی، سیدمحمدحسین. (1360): المیزان فی تفسیر القرآن. جلد37. صفحه282. (ترجمه: موسوی همدانی، سیدمحمد باقر).

12- منبع پیشین. جلد34. صفحه524. و نیز منبع شماره2. صفحه193.

13- منبع شماره2. صفحه233.

14- منبع شماره6. صفحه133.

15- منبع شماره9. صفحه489.

16- منبع شماره6. صفحه133و134.

17- منبع شماه11. جلد33. صفحه73.

18- منبع شماره11. جلد15. صفحه252(دوره 20جلدی)

نویسنده : منیره بایرامی فرجود ; ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱٢/۱٦
comment نظرات () لینک