مدارحسن

چشمه سین

پرتوی از اسرار  آل یاسین

معارفی از  آیه شریفه ی " یس "

 

امین فتحی

مدرس حوزه و عضو هیات علمی دانشگاه محقق اردبیلی

 

یس ، قلب قرآن

از حضرت نبی اکرم(ص) روایت شده است که فرمودند: «برای هرچیزی قلبی است و یس، قلب قرآن است»(1) و این یک موضوع قابل تأملی است که منظور از قلب قرآن چیست؟!

حیات هر مجموعه با قلبش است و قلب قرآن سوره‌ی یس است. لابد یک سلسله معارفی در متن این سوره‌ی مبارکه هست، آن‌ هم معارف اصیل که خیلی حیاتی است.

شاید به خاطر بحث معاد و حیات اخروی که سرچشمه زندگی و سرانجام هستی است و شاید هم به خاطر نقش امام در هستی است. «کل شیء احصیناه فی امامٍ مبین»(2) و شایدهای دیگرکه‌نمی‌دانیم«و مما لا تعلمون»(3).

از خواص سوره

روایت دیگری از پیامبر اکرم(ص) هست که حضرت باتوجه به خصوصیاتی که سوره‌ها دارند می‌فرمایند: به خاطر قرائت سوره یس خداوند در آن روز عذاب اهل قبور را سبک می‌گرداند(4). اینکه در بعضی از شهرها و مناطق سرقبرها برای مردگان یس می‌خوانند، ریشه‌اش برمی‌گردد به همین حدیث شریف نبوی. اگر چنین است حال معارف احیاگر آن سوره با قلب زنده‌ها چه می‌کند؟ چرا که قرآن برای زنده‌ها نازل شده است، اگر احساس تشنگی شود و حقیقتاً در محضر قرآن باشیم و کویر جانمان را بازلال آیاتش آشنا سازیم حیات در وجودمان معنی خواهد یافت.


یس و آل یس (اِل یاسین)

موضوع دیگر، ارتباط یاسین با آل یاسین است به خصوص با آنچه که در سوره‌ی شریفه صافات/آیه 130 بیان شده است.: سلامٌ علی اِل یاسین. که دو نوع قرائت شده است:  آل یاسین و  اِل یاسین.

اینجا چند دیدگاه می‌تواند مطرح بشود:

1ـ قرائت «آل یاسین» صحیح است، که منظور از آن نیز همین یس ابتدای سوره‌ی یاسین است. یعنی یاسین هرکس که باشد، آل یاسین هم همان‌ها هستند و با آنها ارتباط دارند.

2ـدیدگاه دیگر می‌تواند این باشد که قرائتش آل یاسین بوده ولی بعداً اِل یاسین شده است.

3ـدیدگاه بعدی این است که همان آل یاسین است منتها دو نوع قرائت دارد. در علم قرائت بعضی از کلمات هستند که قابلیت دو نوع قرائت را دارند که آل یاسین هم یکی از آنهاست.

البته این قابلیت هم خودش دو نوع است:

یکی اختلاف قراء برسر نحوه‌ی قرائت آن است. یکی هم باتوجه به قابلیت‌های حروف قرآن می‌توان آنرا دو نوع قرائت کرد. البته این موارد بحث‌های مربوط به خودش را می‌طلبد که موردنظر ما نیست.

درهرحال ما در این بحث فرض می‌کنیم که هم قابلیت قرائت آل یاسین را دارد و هم اِل یاسین را.

  

یس کیست؟

روایات مختلفی از ائمه اطهار(ع) رسیده است که فرموده‌اند: «یاسین پیامبر اکرم(ص)» است و ماهم آل یاسین هستیم(5)».

ما در بررسی یاسین در کتب روائی با دو سری روایات روبرو هستیم.

یک سری از روایات به لفظ یس پرداخته و سری دیگری وجود دارند که در مورد آل یاسین توضیح می‌دهند. البته علاوه بر اینها تعدادی روایات هم هست که به طور ضمنی از یس و آل یاسین بحث کرده است.

تفسیر شریف مجمع البیان ذیل همان سوره و همچنین در کتاب خصال شیخ صدوق از حضرت امام باقر(ع) روایت شده است برای پیامبر اکرم(ص) ده اسم هست که پنج‌تای آنها در قرآن آمده است، ازجمله همین «یس».

 

قرائت آل یس

در کتاب احتجاج طبرسی(6) در ذیل آیه شریفه‌ی: انَّ الله و ملائِکَتَه یصلّون علی النّبی یا ایهّا الذّین آمنوا صلّوا علیه و سلِّموا تسلیما (خدا و فرشتگان بر این پیغمبر درود می‌فرستند شما هم ای اهل ایمان بر او صلوات و درود فرستیدو با تعظیم و اجلال بر اوسلام گوئید (و تسلیم فرمان او شوید)) احزاب/56

از حضرت امام علی(ع) روایت شده است:

این آیه ظاهری دارد و یک باطنی دارد. جمله «صلّوا علیه» یعنی صلوات بفرستید بر پیامبر، این قسمت ظاهر آیه است و باطنش «سلموا تسلیما»  است. (در معنی ظاهری، یکی را صلوات می‌گیریم و دیگری را سلام، که این ظاهرش است).

حضرت می‌فرماید که آن قسمت دوم یک باطنی دارد. یعنی معنای ظاهری سلام منظور نیست.

بلکه آن «تسلیم» است. صلوا علیه یعنی بر پیامبر درود بفرستید ودر مقابلش تسلیم هم باشید (سلموا تسلیما). آنهم در همه امور، یعنی ای مؤمنین، تسلیم امر رسول خدا باشید. بعد می‌فرماید:

و کذلک...

همچنین است این قول پروردگار عالم: سلامٌ علی آل یاسین.

یعنی چه «همچنین هست»؟

یعنی این آیه هم مانند قبلی یک ظاهری دارد و یک باطنی. حضرت آیه شریفه ان الله و ملائکته ... را مثال می‌آورد برای آیه دوم. چرا؟

چون می‌خواهد بیان کند که چرا پروردگار عالم با لفظ آل یاسین بیان کرده و آل محمد نگفته است.

 

بعد می‌فرماید: به خاطر این خداوند پیامبر را بدین نام (یاسین) نامید و فرمود: یس. و القرآن الحکیم. انک لمن المرسلین، لِعِلمه بِانّهم یسقطون قول الله سلامٌ علی آل محمد.

 

شجره ملعونه

چون خدا می‌دانست که اگر با لفظ سلام علی آل محمد می‌آمد، حذفش می‌کردند. یعنی دستبرد به قرآن می‌زدند.

اینکه چرا قرآن تاکنون تحریف نشده است یک بحث مفصلی است اما یک علتش برمی‌گردد به مسئله پوشیده‌گی و کنائی بودن بعضی از موضوعات قرآنی.

در قرآن یک شجره‌ی طیبه داریم و یک شجره‌ی ملعونه. شجره‌ی ملعونه یعنی آنهایی که جلوی پیامبر اکرم(ص) ایستادند. اینها از همه جریانهای مخالف انبیای قبلی، قوی‌تر بودند. در عصر هر پیامبر الهی، افرادی بودند که روبرویش ایستادند، اما در عصر پیامبر عظیم الشأن اسلام، مخالفان از همه بیشتر بودند. چرا؟ چون رسالتش از همه‌ی انبیای دیگر سنگین‌تر بود(7). علاوه بر این در مورد مخالفان پیامبر بحث نفاق هم وجود داشت. اگر در مقابل انبیای دیگر الهی رودررو ایستادند، در مقابل پیامبر اسلام با نفاق ایستادند.

به نام اسلام، و مسلمانی، عملاً جلوی پیامبر اکرم ایستادند. حضرت امیرالمؤمنین می‌فرماید: اگر با لفظ آل محمد بود، قطعاً حذف می‌کردند. برای صیانت از کتاب خدا، پروردگار عالم، «سلام علی آل یاسین» می‌آورد. و بعد این روایت ادامه دارد و خیلی جالب هم هست که به دنبالش تأیید می‌آورد که: «موارد دیگری هم هست که خداوند با عبارت دیگری به طور پوشیده بیان فرموده تا دستبرد به قرآن نزنند». که چون موضوع بحث ما نیست، از بیان ادامه روایت صرف نظر می‌کنیم.

البته مرحوم فیض کاشانی هم در تفسیر صافی ، ذیل همین روایت می‌فرماید: از این روایت استفاده می‌شود که قرائت آل یاسین درست‌تر است.

بازدرکتاب‌احتجاج‌طبرسی‌روایت دیگری از حضرت امام رضا(8)(ع) نقل کرده است.

در دوران عباسیان ـ هم عصر با امامت آن حضرت(ع) ـ که مأمون عباسی خلیفه‌ی وقت بود، مأمون که برای بحث‌های اعتقادی و کلامی علاقمند بود، درواقع می‌خواست از این طریق یک فرصتی پیش بیاید تا امام رضا(ع) در مباحث علمی کم بیاورد، تا جایگاهش تضعیف بشود، به همین منظور با حضور آن حضرت جلسات اعتقادی برگزار می‌کرد. در یکی از این جلسات آقا امام رضا(ع) می‌فرماید: پروردگار عالم برای محمد و آل محمد یک فضلی را عطا کرده که به کنه ذات آن فضل نمی‌رسند جز کسانی که اهل عقلند. بعد فرمود: علتش این است که خداوند متعال اگر بر همه‌ی انبیاء سلام فرستاده، خودشان را مخاطب قرارداده است (از جمله در سوره‌ی صافات بر چندین پیامبر سلام می‌فرستد) بعد حضرت می‌فرماید، می‌بینید که در قرآن هست، سلام علی نوح، سلام علی ابراهیم، سلام علی موسی و هارون، خداوند نفرمود: آل موسی، آل ابراهیم، آل نوح، اما فرمود: سلام علی آل یاسین، یعنی آل محمد(ص).

از این روایت شریف چند نکته استفاده می‌شود:

1 ) منظور ازآل یاسین همان آل محمد(ص) است.

2 ) برتری و فضیلت آل محمد بر دیگر انبیاء.

3 ) تأیید قرائت «آل یاسین»، اگر جز این بود دانشمندان حاضر در جلسه به مخالفت برمی‌خاستند و یا حداقل اشکال و ایراد می‌گرفتند.

 

 

حضرت بقیةالله(عج) یس است

 

در ظاهر آیات، یس پیامبر اکرم(ص) است و آل یس آل محمد(ص). اما در تأویل و تطبیق، آل یس حضرت ولی عصر(عج) و فرزندان آن حضرت می‌‌باشند(9).

باتوجه به روایت متواتری که در ارتباط با مشابهت کار و نقش آن حضرت به پیامبر اسلام(ص) وجود دارد(10) و نیز روایاتی که بعضی از آیات را (که مخاطبش حضرت رسول اکرم(ص) است) بر اهل بیت(ع) تطبیق داده‌اند، استفاده می‌شود که در عصر حضور، آن حضرت مصداقی از یس می‌باشند.

 

آل یس همان الیاسین است

ممکن است این سؤال مطرح بشود که اگر قرائت آل یس صحیح

 باشد و آل یس هم آل محمداند چرا در سوره‌ی صافات و در کنار بحث الیاس نبی(ع) مطرح شده است؟

جواب:

اولاً: به خاطر پوشیده ماندن که در بیان حضرت امام رضا(ع) گذشت.

ثانیاً: به خاطر ارتباط آل یس با الیاسین و ارتباط آن با حضرت الیاس(ع).

توضیح اینکه: برای «الیاسین» در تفاسیر چندین نظر گفته شده از جمله:

1 ـ الیاسین همان الیاس است مثل سینا و سینین.

2 ـ الیاسین جمع الیاس است به معنی الیاسیان.

بنابراین اگر الیاسین همان الیاس است پس چرا قرآن فقط الیاس را با دو لغت (الیاس و الیاسین) و به صورت جمع آورده است؟ و نفرموده که «سلام علی الیاس» چون قبل از آن بر انبیاء با یک نام و به صورت مفرد سلام فرستاده است.

ـ سلام علی نوح فی العالمین (صافات/79)

ـ سلام علی ابراهیم(صافات/109)

ـ سلام‌ علی ‌موسی ‌و هارون(120صافات)

 

الیاسیان

به نظر می‌رسد الیاسیان کسانی‌اند که سرنوشتی مثل حضرت الیاس دارند، (حضرت الیاس نیز از جمله انبیائی است که هم اکنون زنده‌اند مثل حضرت خضر(ع)، حضرت عیسی(ع) و حضرت ادریس(ع)) و باتوجه به تطبیق الیاسین به آل یس و یا صحت قرائت آل یس، و نیز تطبیق آل یس بر حضرت ولی عصر(عج) (و اولاد و اولیاء خاص آن حضرت که الآن زنده‌اند اما پوشیده از نظرها هستند) می‌شود گفت: الیاسیان همان آل یس می‌باشند پس سلام بر الیاسیان یعنی سلام بر آنهایی که چنین حیاتی دارند و تاکنون برای درک دولت مهدی(عج) زنده مانده‌اند. لذا بهترین جائی که می‌شد به جای آل محمد(ص) آل یاسین و یا الیاسین آورد و پوشیده بیان داشت، همانجاست. و اگر در جاهای دیگر قرآن می‌آمد نامأنوس و سؤال برانگیز می‌شد.

 

 

یس اشاره به سال ظهور دارد

 

درکتاب‌کمال‌الدین‌صدوق(11)(ره) از امام باقر(ع) روایت است که اسامی خلفای دوازده‌گانه پیامبر اکرم(ص) را بیان می‌کند. حضرت یک‌یک اسم آنها را می‌گوید بعد می‌رسد به خلیفه‌ی دوازدهم و می‌فرماید: الثانی عشر الذّی یُصَلّی عیسی بن مریم خَلفِهِ.

یعنی دوازدهمین خلیفه کسی است که عیسی بن مریم پشتش نماز می‌خواند.

(درکجا؟ در بیت المقدس که به این موضوع در روایات دیگری اشاره شده است. حالا این خودش هم سری دارد که چرا در بیت المقدس؟)

بعد در ادامه حضرت می‌فرماید: عندَ سَنَةِ یس و القرآن الحکیم.

یعنی: درسال یس و القرآن الحکیم پشتش نماز می‌خواند.

معلوم می‌شود سال ظهوری که برای همه پوشیده است حضرت به آن سال اشاره می‌کنند.

نکته دیگر این که وقتی آقا ظهور می‌کند بیشتر آیاتی که خطاب به پیامبر اکرم(ص) است، تأویلش در آن زمان خطاب به حضرت بقیه ا... خواهد بود با این تفاوت که آنجا یک مفهوم دیگری خواهد داشت. از جمله یس و القرآن الحکیم. انّک لَمِنَ المرسلین یک مفهوم تازه‌ای خواهد داشت.

 

ظهور از اقصی المدینة خواهد بود

 

علاوه بر اینها در روایات آمده راجع به آیه 20 یس که می‌فرماید:

وَ جاءَ مِن اقصی المدینةِ رَجُلٌ‌ یَسعی قال یا قَومِ اتَّبَعوا المُرسلین.

شتابان از دورترین نقاط شهر مردی فرارسید و گفت ای مردم رسولان خدا را پیروی کنید. که این آیه به حضرت بقیة ا... نیز تطبیق شده است(12) یعنی: رسولان آمدند اما همه‌ی رسولان به نحوی تکذیب شدند. (تکذیب در اینجا به این معنا که عملاً قبول نکردند) بعد آخرین وصی می‌آید وَ جاءَ رجُلٌ مِن اقصی المدینة... یعنی از اقصا نقاط شهر کسی می‌آید. اِتَّبَعوا المُرسلین یعنی ای انسانها! تابع خورشید هدایت و تابع اهداف انبیاء شوید.

اما آن اقصی نقاط که آورده است دیگر ماده نیست. بلکه اقصای آن شهر است، همان مکان پوشیده که در روایات آمده است که حضرت ازآنجا ظهور می‌کند، البته الآن هم حضرت هروقت بخواهد ظاهر می‌شود منتها جایگاهش دیگر آنجا نیست. این موضوع در تفسیر سوره‌ی قصص آیه 5 بحث شده است(13).

 

مقام یس

همانطور که «ص» یک مقامی هست و یا «ن» یک مقامی است همچنین «ق و طه»، «یس» هم یک مقامی است که پیامبر اکرم(ص) بدان رسیده است. «یس» یعنی: ای نَفْس پاک!

اینکه میگویند اهل بیت یس هستند به این معناست که به آن مقام و جایگاه رسیده‌اند. نفسی که واقعاً پاک و طیب شد و در زلالی و بی‌رنگی به منبع اصلی حیات نزدیک شد می‌شود به آن یاسین اطلاق کرد.

 

سال یس، سال آغاز کمال زمین

اما سال یس، سالی است که زمین پس از گذراندن سالهای عمرش، آمادگی کمال و زنده شدن دوباره را پیدا می‌کند ظهوری که انتظار داریم، در سالی است که زمانش متفاوت است، حکومتش متفاوت و حال و هوایش متفاوت، لذا زمینش هم متفاوت خواهد بود (یوم تُبَدَّل الارض غیر الارض و ...).

 

 

کعبه‌ ام‌القری و محل‌ دعوت آخرین‌ داعی الی الله

البته بحث ام القری هم که مطرح می‌شود، با آن متناسب است.

وقتی که آسمانها و زمین آفریده شد و پس از آنکه دوران چهارگانه زمین طی شد، برای اینکه زمین آماده زندگی کردن شود، سردشد، بعد اولین قسمت از زمین که خشک شد، کعبه بود و مکه. البته این خود هم علت دارد و ریشه و واقعیتی دارد که چرا به عنوان اولین نقطه از زمین، مکه خشک شد. دلیل اصلی‌اش برمی‌گردد به عالم ذّر. عالم ذر یک مفهوم بسیار گسترده‌ای است. چون همه چیز، انسان، موجودات و هرچه که در دنیاست، همه چیز در آنجا امتحان شده و سابقه‌ای داشته است.

(مثلا اینکه می‌گویند انگشتری عقیق و یا انگشتری فیروزه در فلان وقت، فلان ثواب را دارد، این برمی‌گردد به اینکه این سنگ‌ها هم دارای شعور هستند. مثلا گفته‌اند از سنگ‌ها هم اینها درعالم ذر مقدم بودند. یعنی‌آن قابلیت لازم را برای اخذ کمال داشتند (دقت شود!))

زمین را هم اگر در نظر بگیریم، کعبه نسبت به سایر جاها (در حرکت به سوی کمال پیشگام بوده). لذا شد ام القری، و جالب اینجاست که کامل‌ترین دین هم در کعبه ظهور پیدا کرده. این حکمت دارد و یک امر اتفاقی نیست. واقعاً اتفاقی نیست! در اولین مکانی که پاک و پاکیزه بود و به طرف طهارت و نورانیت حرکت کرد، کاملترین و اولین پیام جامع هم چه در عصر پیامبر (دوران جاهلیت اول) و چه در عصر ظهور (دوران جاهلیت مدرن) از همانجا (کعبه و از مکه) آغاز می‌شود. لذا در زیارت آل یاسین هم که حضرت می‌فرمایند، اگر می‌خواهید ما را زیارت کنید، این طورزیارت‌کنید،سلامٌ علی آل یاسین(14).

السلام علیک یا داعی الله، سلام بر تو ای دعوت کننده به سوی خدا.

اینجاهم دعوت کننده به سوی خدا و داعی الی الله هم پیامبر اکرم(ص) است، هم تک تک ائمه و الان هم حضرت بقیة الله اند.

یعنی تنها کسی که الان انسان‌ها را حقیقتاً به سوی خدا و تعالی دعوت می‌کند، آن حضرت است لذا می‌شود «داعی الله».

 

علت ظهور اسلام در مکه؟

 به تناسب بحث لازم است به این موضوع نیز اشاره شود:

1 ) اول اینکه مکه ام القری است. یعنی اولین مکانی است از خشکی که نام زمین اطلاق شد. به هرحال این یک فضیلت است. لذا باید کاملترین دین هم درآنجا و از آنجا به جهانیان اعلام شود.

2 ) دوم اینکه مکه مکانی بود دور افتاده از ابرقدرت‌های آن زمان لذا بهترین مکان و فرصتی بود که بتواند اسلام از آنجا نشأت بگیرد و گسترش یابد. چون دو امپراطوری آن زمان در شبه جزیره عربستان نفوذی نداشته و برای آنها فایده‌ای نداشت که برای یک سرزمین لم یزرع و دور از تمدن هزینه بکنند و به آنجا نماینده بفرستند و حکومت تشکیل دهند. به هرحال به نفع آنها نبود و به آنجا اصلاً فکر نمی‌کردند.

3 ) سوم اثبات این نکته که اراده‌ی حتمی پروردگار عالم است که با ابتدایی‌ترین چیزها و امکانات، کامل‌ترین دعوت را به جهان ارائه بدهد.

4 ) چهارم به قابلیت صحرا برمی‌گردد. چون زندگی در صحرا علاوه بر اینکه از نواقصات و کمبودها و آفات شهرنشینی دور است (تمدن با وجود مزایایی که دارد آفاتی زیاد به دنبال دارد) در صحرا انسان به فطرتش نزدیکتر است. صحرا یعنی آنجا که زمین به آسمان چسبیده است. یعنی فضا آنقدر باز است که نزدیکی به فطرت را همراه با تفکر دربردارد و یکی از عللی که بیشتر انبیای الهی از آن منقطه مبعوث شده‌اند، همین است. چون برای داشتن فطرت پاک و نزدیکی به پروردگار عالم قابلیت و زمینه مساعدی وجود دارد.

5 ) واضح است که وقتی کعبه و مکه اولین مکانی است که خشک شد و ام القری نام گرفت اولین زبان هم، زبان اهل مکه و مردم عربستان بود. لذا اولین زبان بشر، و تنها‌ترین زبان اصیل بشری، زبان عربی است و دیگر زبان‌ها از آنجا نشأت گرفته و از عربی جدا شده است. وقتی عربستان اولین مکان است و تمدن بشری نیز که با هبوط آدم و حوا در مکه آغاز شده است (و همه نیز از نسل آدم و حوا هستیم) پس زبان اصیل همه به آنجا برمی‌گردد.

 

عربی بودن قرآن

علت اینکه قرآن عربی نازل شده است، اولاً اینطور نیست که مثلاً اتفاقی بوده، بلکه عربی یک زبان اصیل است. اگر زبان عربی نبود، قرآن نازل نمی‌شد. درست مانند وجود پیامبر اکرم(ص) که خدا می‌فرماید: لولاکَ لَما خلقتُ الافلاک، منظور این نیست که اگر پیامبر اکرم نبود، دنیا خلق نمی‌شد، بلکه به این مفهوم که خلق می‌شد ولی بی معنی می‌شد. بی‌نتیجه می‌شد. اصلاً به این معنی که کلاً شخصی که بتواند دنیا را به آن نور ومبدأش حرکت بدهد، اگر چنین شخصی در دنیا نبود، خلقت هستی بی‌معنی می‌شد. دنیا بی‌هدف می‌شد.

اینجا هم وقتی می‌گوئیم اگر زبان عربی نبود، قرآن نازل نمی‌شد به این مفهوم که می‌شد ولی ناقص می‌شد.

ثانیاً: باتوجه به طولی بودن معانی قرآن و اینکه آیات قرآن صورت تنزیل شده‌ی آن حقیقت قرآنی است که در لوح محفوظ است، عصر ظهور اسلام و عربی بودن آن منطقه زمینه‌ساز نزول قرآن (تنزیل قرآن) بوده است، یعنی باتوجه به بطن دار بودن کلمات قرآنی، نظیر ارض و سماء و ...، این معانی طولی و بطنهای الفاظ و حروفات و کلمات قرآنی بجز در قالب عربی به صورت کامل تبلور نمی‌یافت. و یا مثلاً می‌گوئیم «ص» یک چشمه‌ی بهشتی است و یا «ن» اشاره به مقام معنوی خاص است. درآن مفاهیم و معانی هم، عربی بودن قرآن خیلی دخیل است. بنابراین نزول قرآن به زبان عربی نیز حکمتی دارد.

هذا من فضل ربی

سبحان ربک رب العزة عما یصفون

و سلام علی المرسلین والحمد الله رب العالمین

پاورقی:

1 ) مجمع البیان، 4/314 ـ این روایت از حضرت امام باقر(ع) نیز روایت شده است (ثواب الاعمال /138)

2 ) یس/12

3 ) یس/36

4 ) مجمع البیان، 4/413

5 ) از جمله در امالی صدوق/38 از امام علی(ع)

6 ) الاحتجاج/253

7 ) ظهور پیامبر اسلا(ص) که به عنوان آورنده آخرین و کاملترین دین الهی در مسیر «علم و معرفت» انسانها می‌باشد، در ابتدا مقابلش «ابوجهل» قرارداشت.

8 ) همین روایت در کتاب عیون الاخبار، 1/185 نیز نقل شده است.

9 ) در بحث تاویل آیاتی از سوره یس به تفسیر فرات کوفی بحث سوره یس مراجعه شود.

10 ) در کتاب «منتخب الاثرفی الامام الثانی عشر» و نیز در کتاب «غیبت نعمانی» فصل مستقلی بدین موضوع اختصاص یافته است.

11)کمال‌الدین‌وتمام‌النعمه331و332

12) رک:  تفسیر فرات کوفی

13)مدار حسن ‌شماره‌10 (تفسیر آیه 5/قصص)

14) اینجاهم دلالت برقرآئت آل یاسین دارد.

نوشته شده در ۱۳٩۱/٤/۱٤ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ توسط منیره بایرامی فرجود نظرات ()


 Design By : Pichak