مدارحسن

تفسیر آیه 36 سوره نور

پله پله تا خدا

امین فتحی

استاد حوزه و عضو هیات علمی دانشگاه محقق اردبیلی

   

(آیه ٣۶ سوره مبارکه نور)

فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالفدو و الاصال.

 در خانه های که خداوند اذن داده رفعت یابد و ذکر شود در آن (خانه ها) اسم او (خدا) و تسبیح می شود (خدا) در آن (خانه ها) صبح و شام.

 

مقدمه :

آیه 35 سوره نور که آیه ماقبل بحث مورد نظر ماست مشهور است به آیه" نور". در روایت اهل بیت در تفسیر این آیه شریفه این نور به ائمه تعبیر شده است( اینکه مصباح کیست؟ زجاج،کوکب و... چیست؟ همه اینها تعبیر به ائمه شده است و مفصلا بیان کرده اند).

اما در "الله نورالسموات و الارض..." آن نور در کجاست؟ "فی بیوت" در خانه هایی است که "اذن الله" خداوند اذن داده است "ان ترفع" که رفعت یابد "و یذکر" ذکر بشود "فیها" در این خانه ها "اسمه" اسم خدا "یسبح له فیها" تسبیح می شود خدا در این (خانه ها) "بالغدو و الاصال" صبح و شام.


 

بهترین وقت تسبیح حضرت فاطمه سلام الله علیها

v     از این صبح و شام که در آخر آیه آمده است، یک نکته لطیفی ،علاوه بر آن معنی ظاهری اش می شود استفاده کرد در معنی ظاهری آن صبح و شام را می توانیم هم صبح و شام معمولی بگیریم بدین معنا که خداوند هم در طرف صبح و هم در طرف شام تسبیح می شود و هم معنای مبالغه ای. (خصوصیت صبح و شام (مغرب) منظور نیست بلکه کنایه از زیادی است) یعنی در آنجا از صبح  تا شام  خداوند تسبیح می شود. آن نکته این است که بهترین وقت تسبیح حضرت فاطمه زهرا(س)  صبح و شام است (بعد از نافله شب که ادا می شود وپس از نماز مغرب ) یعنی مصداق بارز "یسبح له بالغدو و الاصال" همان تسبیح حضرت فاطمه زهرا (س) است.

 

تطابق این آیه با فرازی از زیارت جامعه کبیره

اما قسمت اول آیه که ائمه نورند در این موارد روایت داریم در زیارت جامعه می فرماید: "خلقکم الله انوارا" خدا شما را نور آفرید "نجعلکم بعرشه محدقین" وقتی که در آن نورانیت بودید (در عالم نور بودید) و عرش خدا را طواف می کردید "حتی من علینا بکم" تا اینکه خدا بر ما بواسطه شما منت نهاد یک نکته هم از این جمله زیارت جامعه استفاده می شود: ائمه هبوط نکردند بلکه هادی هستند یعنی برای طبابت آمدند مثل طبیب که در زندان است ولی زندانی نیست شما که در عالم نور بودید تا اینکه "فجعلکم فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه و جعل صلواتنا علیکم" که ادامه این زیارت است پس در زیارت جامعه هم بوضوح و روشنی نور تفسیر و تعبیر شده به "ائمه" که "ائمه نورند" و برای هدایت آمده اند

 

منت خدا بر ما

چرا می فرماید که منت نهاد بر ما ؟ در مباحث اتقادی می گوئیم که وجود انبیا و امام لطف است خدا یک عنایتی کرده و بر ما منت نهاده علاوه بر رسول درونی (هادی درونی) یک هادی هم از بیرون برای ما قرار داده است

 

نور خدا در کجاست؟

این نور که پیامبر (ص) و ائمه(ع) هست در کجاست؟ در خانه هایی و در تفاسیر روائی این بیت را چه شیعه و چه سنی تصریح کرده اند که "بیت پیامبر (ص) و بیت علی (ع) " هست چون ما همه ائمه را یکی می دانیم و شیعه روایت مفصل دارد که این بیت ها بیت رسول خدا و ائمه است اینجا هم روایت شیعه و سنی می گوید : که این بیت، بیت پیامبر اکرم (ص) و بیت حضرت علی (ع) است . پس خداوند آنها را (آن نورها)  را در کجا قرار داد "فی بیوت"  خود قران هم بیت را جمع آورده است و مفرد نیست پس این انوار در بیت های هستند این بیت ها کجاست ؟ الان مشاهد مشرفه ائمه (ع) مصداق آن بیوت هستند این آیه راجع به زیارت نکات زیبایی دارد که بعدا عرض می شود .

انسان کامل مظهر اسم خدا

v     در این خانه ها خداوند اذان داده که رفعت بیابد و ذکر شود اسم خدا از این "ترفع" (رفعت یابد) استفاده میشود که نباید به معنای ظاهری آن بسنده شود.

v     در معنای ظاهری اش یعنی: در آن خانه ها یک فرد مومن می نشیند و ذکر خدا می گوید که این ذکر هم بالا می رود منتها این با مفهوم رفعت زیاد سازگاری ندارد این یک نکته. نکته دیگر اینکه منظور از "اسم" انسان است انسان کامل ،مظهر اسمای الهی است در این خانه ها خدا اذان داده که انسانها رفعت یابند یعنی فقط در این خانه هاست که انسان رفعت (مقام معنوی) می یابد.

 

رفعت در کجا یافت می شود؟

v     ما در عرفان به کجا پناه ببریم وچه کسی دست ما را بگیرد؟ انسان که برای معراج آمده است قبل از معراج باید رفعت داشته باشد رفعت مقدم بر معراج است یعنی انسان باید پایه های بلند رفعت را در خودش ایجاد بکند.

"و العمل الصالح یرفعه ..." بعد برسد به معراج قبل از معراج رفعت است پس وظیفه انسان رفعت یافتن است. رفعت را درکجا می توان کسب کرد؟در کجا می شود یافت؟ در آن خانه ها  یعنی جز در اهل بیت  انسان نمی تواند به جایی برسد.

 

انسان باید کجا یاد شود؟

v     " و یذکر" ذکر شود اینجا هم همینطور معنی بکنیم "یاد شود" کجا انسان یاد می شود ؟ یعنی خدا به یاد انسان است؟ انسان وقتی خدا را فراموش می کند خدا هم اورا فراموش می کند در دعا ها می خوانیم و همچنین در تعقیب نماز عصر می گوئیم که: "اللهم انی اعوذ بک من دعاء لا یسمع" خدایا پناه می برم به تو از دعائی که شنیده نشود نه اینکه خدا نمی شنود بلکه  میشنود اما مثل اینکه نمی شنود یعنی ترتیب اثر نمی دهد  بهترین مصداقی که خدا انسان را یاد کند ملائکه یاد کنند فرشتگان هستی برای انسان دعا بکنند برای او توفیق بخواهند کجاست؟ همان خانه هاست

پس در آن خانه هاست که "اسم خدا"  که در اینجا منظور "انسان" است در آنجا رفعت می یابد و مورد لطف ونظر خدا واقع میشود جایی که خدا انسان را یاد خاص می کند  فقط این خانه هاست.

معانی مختلف "بیت"

v     بیت، یکبار در قرآن همین معنی ظاهری است. یعنی "خانه"  البته بیت با "دار" و "حجره" فرق می کند اینها را عمدا عرض می کنم چون مراتب عرفانی و معنوی از آن استفاده می شود که عرض خواهد شد و علاوه برآن در تاویلاتی که ائمه داشتند گاهی بیت علاوه بر آن خانه ظاهری بر"وجود وتن " آدمی اطلاق می شود (البته نه در این آیه بلکه در بعضی از آیات قرآنی مانند: "و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسول ثم یدرکه الموت..."

این آیه شریفه می فرماید : کسی که از خانه اش خارج می شود در حالی که مهاجر است به سوی خدا و رسولش .... این را چطور معنی  می کنیم ؟ معنی ظاهری آن یعنی از آن منزلش خارج بشود.این یک برداشت صحیح است منتها سطحی است. یک پله بالاتر از آن یعنی کسی که ازبیت بدن خارج بشود یک معنی دیگر بیت "نفس" است کسی که از آن نفسانیت خارج بشود اینکه در آن بیتوته کرده شب و روزش نفسانیت است.

کسی که از آن خارج شود "فقد وقع اجره علی الله"  پاداشش فقط با خداست تو مهاجر الی الله بشو از بیتت (بیت نفس) خارج شود اجرت با خداست! پس بیت گاهی بر خانه ظاهری و گاهی هم به "فطرت " اطلاق می شود مخصوصا در کلمه "اهل بیت" در آیه تطهیر که می فرماید:"انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت...  " بیت اینجا تاویلش "فطرت" است.

 

کعبه را که بیت الله می گوئیم یعنی کسانی می توانند طواف واقعی بکنند که به فطرتشان رسیده باشند.

اهل بیت چه کسانی هستند؟

v     در "فی بیوت" این بیت ،همان اهل بیت است (اهل یعنی خانواده) اهل بیت که میگوئیم یعنی اهل آن خانه کدام خانه ؟ "فی بیوت اذن الله ..." چه کسی اهل خانه است؟ ائمه(ع). دیگر چه کسانی اهل این بیت هستند؟

کسانی که ائمه دست آنها را گرفته مثل سلمان فارسی "السلمان منا اهل البیت"

به هر حال به خاطر وجود ائمه سلمان هم عضو این خانه شده است.

هر کس نمی تواند وارد این خانه بشود  کسی که فطرتش باز شد می شود اهل بیت! این نکته را هم اضافه بکنم که هر پیامبری در زمان خودش یک اهل بیت داسته است.

منظور از اهل بیت آن معنای ظاهری اش نیست همانطور در آیات مربوط به امامت (در اثبات امامت )بیان شده است اهل بیت پیامبر خانم ها و فرزندانش نیستند همانطور که در آیات مبوطه اش از ضمیر آیات استفاده می شود1. (تفسیر نمونه /ج17/ص299و300) منظور از اهل بیت هر زمان این است که کسانی که در عصر آن پیامبر زندگی می کردند فطرتشان باز بوده است و لو در سطح نازل و پایین تر. این را می گوییم "اهل بیت". منتها اگر این بیت را بیت فطرت بگیریم این مرحله عالی مفهوم بیت است که در قران مطرح شده است .

 

فرق بین "دار، حجره و بیت":

در قرآن ما با سه واژه روبرو هستیم . یکی "دار" است مثل دار دنیا و آخرت . دار یک لفظ عمومی است یعنی از مفهوم بیت عام تر است علاوه بر آن به کل آن بیت ها هم دار اطلاق می شود مثلا شما یک منزل دارید که دارای چند اتاق و تقسیمات داخلی است در مجموع به آنها "دار" اطلاق می شود اما به یکی از آنها بیت (اتاق) اطلاق می شود  پس، از نظر لغت این تفاوت را هم دارند "دار" یک مفهوم عمومی است همه اهل دار هستیم .(دار دنیا) یک مفهوم بالاتر از دار هم داریم و آن" حجره" است. ظاهر لغات را فقط مدنظر نداشته باشیم چون واژه های قرآنی بسیار دقیق و عمیق هستند.

"و الذین ینادونک من وراء الحجرات..."  آنهایی که تو را ندا می کنند از پشت حجره ها...

ما حجره را ترجمه می کنیم به خانه های پیامبر (اما همانطوری که بیت را معنی کردیم حجره هم همانطور معنی می شود ) حجره یعنی محلی برای ذکر که بر یک ستون استوار است حجره چیست که از مفهوم  دار بالاتر و از مفهوم بیت پائین تر است؟ (بیت مکانی است مقدس که دارای 4 رکن همسان و اساسی می باشد.)

 

مقام حجره

v     پیامبر اکرم(ص) قبل از اینکه به پیامبری مبعوث شود در غار حرا بود چرا؟ شما به روایات نگاه کنید می فرمایدکه: "در خانه تان در منزلتان –حالا علاوه بر آن که نمازها را به مسجد می روید– برای خودتان مصلی (محل نماز) قرار بدهید این مصلی همان مقام حجره است در یک اتاقی یک گو شه ای از اتاق را مهیای عبادت بکنید و در آنجا سعی کنید که کسی هم وارد آن محدوده نشود و در آنجا هیچ گناه و خطائی را مرتکب نشوید حتی آنهائی که عذر دارند و نمی توانند نماز بخوانند می فرماید که : وضو بگیرند و در آنجا بنشینند و به ذکر خدا مشغول شوند نه اینکه مثلا بگوید دیگر از من یک هفته تکلیف برداشته شده اینطور نیست محدوده اش هم خیلی کوچک است و لازم نیست که بزرگ باشد چرا؟

-چون انسان برای عبادت جز این است که به یک فضای خالی کوچک نیاز دارد؟

 حالا عبادت به مفهوم خاص و عام آن فرق نمی کند– انسانی که می خواهد به تزکیه مشغول شود و به عبادت خدا بپردازد جز مکان کوچکی که در آنجا بنشیند و بایستد به سجده برود بیشتر از این دیگر جایی را لازم ندارد آیا ما می توانیم  در منزلمان یک چنین فرصتی را داشته باشیم؟!

در حالیکه این یک فرهنگ است در کتا ب های فقهی مان هست.

هم برای زن و هم برای مرد برای همه در منزلمان یک مصلی برای خوداتان انتخاب کنید یعنی علاوه بر "دار" شما آن مقام گوشه نشینی و خلوت نشینی به مفهوم مثبتش و عبادت به معنای خاصش را تجربه کنید. گاه وبیگاه ،صبح و شام.

اگر بخواهید خلوت  کنید و در آن محل به عبادت بپردازید این مقام "حجره" است

والذین ینادونک من وراء الحجرات اکثرهم لا یعقلون

یعنی عموم مسلمانان هنوز به آن مرتبه (مقام حجره ) نرسیده اند. قرآن می فرماید: وقتی که می خواهید به منزل پیامبر اکرم (ص) وارد شوید اولا اجازه بگیرید. دوما وقتی که می خواهید با پیامبر اکرم (ص) ملاقات خصوصی کنید صدقه بدهید.

پس ما که می خواهیم به بیت نزدیک شویم به اهل بیت نزدیک شویم باید آن مقام دوم را هم تجربه کنیم در خودمان. حالا با تدبیری که خودمان می توانیم برای زندگمیان داشته باشیم .

یک خطر جدی

v     من توی پرانتز یک نکته ای را که امروز مبتلا به و ضروری است توضیح بدهم و آن گرایش و رویکرد شدید به مکتب های عرفانی است آنهم ساخته بشر مثل یوگا و مدی تیشن و... که متاسفانه به شکل بسیار گسترده ای هم تبلیغ می شود. تاسف از این جهت است که ما در شریعتمان ،در طریقتمان و بیان رسول الله همه اینها را به شکل مثبتش داریم "آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد" البته یک تحلیل کوچکی هم عرض کنم وقتی چهره دین مخدوش شود در این عصر حالا علل زیادی دارد (که خارج از بحثمان است ) و از طرفی این نیاز به دین یک نیاز فطری است و گرایش دینی یک گرایش فطری است وقتی که این را از دست بشر گرفتند بشر خودش می خواهد به نحوی جایش را پرکند اگر یک زمانی دین عوضی می ساختند مثل وهابیت و بهائیت و سایر فرقه های مختلف که استعمار گران برای بهره برداری های سیاسی به وجود آمده و یا حمایت می کردند امروز دیگر آن زمینه نیست بلکه عوض دین یک چیزهای دیگر را تبلیغ می کنند آنهم در قالب رویکرد به شیوه های روانشناختی و روانشناسی، مکتب های عرفانی (چه از نوع غربی  و یا شرقی اش )   بیشتر دامن زده شده است با توجه به آن تحلیل هایی که عرض کردم یک نیاز طبیعی است  مخصوصا که اخیرا در کشور ما جاز باز کرده است.

 

یکی از پله های معراج

v     خواستم این را عرض کنم که "خلوت" هم در دین ماهست  قبل از اینکه انسان به آن بیت نزدیک شود باید آن گوشه نشینی مثبت و خلوت نشینی را نه در دشت و بیابان! بلکه در خانه و در شهر خود تجربه کند این چیزی است که پیامبر اکرم  (ص) به آن سفارش  کرده است و موضوعی است که پروردگار عالم در احادیث قدسی به آن اشاره کرده است شما حدیث معراج را مطالعه کنید می فرماید که یا احمد ! خطاب به پیامبر اکرم (ص) است "لو دقت حلاوه الجوع والصمت والخلوه..." ای کاش ، می چشیدی شیرینی گرسنگی را و سکوت را و خلوت را "و ماورثوا منها.... آنچه که اینها ثمر می دهند." پیامبر (ص) سوال کرد یا رب  میراث اینها چیست؟ میراث گرسنگی چیست  ؟ فرمود: الحکمه... که ادامه دارد.

عرضم اینجا بود ما در شریعتمان داریم که انسان هم سکوت داشته باشد و هم خلوت بگزیند.

چرا ما دست نیاز به سوی مکاتب انحرافی – آنهم دست ساخته بشر که حاصل تجربه ناقص بشر است و هنوز افقش تجربه نشده است و معلوم نیست که در آخر به کجا ختم می شود-دراز کنیم؟ اگر ما دین خودمان را نگاه کنیم می بینیم که هم سکوت داریم هم خلوت نشینی داریم اینها فقط مال مرتاضان نیست به صورت مشروع در شریعتمان آمده است و بهترین وقتش هم در انسان حالت روزه است ما می توانیم در آن مصلایی که در خانه هایمان برای خودمان قرار دهیم در حالت روزه یک خلوتی با خدا داشته باشیم .

 

ثمره خلوت نشینی

v     چقدر ما امر شدیم به تفکر؟ بدون خلوت تفکر کی حاصل می شود؟ من یک نکته ای را در اینجا تاکید بکنم که:

"انسان بدون تفکر به هیچ جایی نمی رسد!!"

ما از آقا امیر المومنین روایت داریم که فرمودند:"هر چیزی مسیری دارد مسیر بهشت دانش است" هستی کی فهم  می شود ؟ با تفکر. تفکر به این معنا که انسان از همه جا فارغ البال  باشد تا هستی را بفهمد این کی حاصل می شود؟ وقتی که خلوت باشد. یک مکان خلوتی تاریک یا نیمه تاریک. چرا گفته شده بعضی نمازها را در تاریکی بخوانید؟ تا با حضور قلب و تمرکز کامل نماز ادا شود.

آن وقت انسان می تواند به "بیت" نزدیک شود تا بشود عضو اهل بیت!! حدیث شریف کساء را مستحضرید ائمه کی عضو آن بیت شدند؟ پس از نزول حدیث کساء آیه ی شریفه: "انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا" نازل می شود یعنی ائمه آن وقت عضو این بیت می شوند حالا بیت هست و ما هستیم برای اینکه به این بیت نزدیک شویم باید آن مقام حجره را تمرین کنیم.

 

سبحان ربک رب العزه عما یصفون

وسلام علی المرسلین

والحمد لله رب العالمین

در ادامه سخنرانی استاد به برخی از آداب زیارت پرداخته اند که در مقاله ای با همین عنوان می توانید ادامه بحث را پی بگیرید.

...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳۸٩/۱۱/٢٠ - منیره بایرامی فرجود


 Design By : Pichak